خبر بازگشت پیکر پنج شهید پاسدار به میهن از گذرگاه مهران، در نگاه نخست یک گزارش کوتاه از جنس اخبار تشریفاتی به نظر می‌رسد؛ اما وقتی آن را در بستر زمانی و جغرافیایی خود قرار دهیم، به رویدادی راهبردی بدل می‌شود که چندین لایه معنایی دارد: لایه انسانی و خانوادگی، لایه امنیتی و نظامی، لایه دیپلماتیک و لایه نمادین. این رویداد درست در روزهایی رخ می‌دهد که میلیون‌ها زائر اربعین از همین گذرگاه عبور می‌کنند و مرز مهران را به پرترددترین معبر زیارتی ایران و عراق تبدیل کرده‌اند. تقارن بازگشت پیکرها با موج راهپیمایی اربعین، نه اتفاقی است و نه بی‌معنا؛ بلکه نشانه‌ای از پیوند عمیق میان دو جریان «زیارت» و «مقاومت» در جغرافیای مرزهای غربی ایران است. در این تحلیل، به جای تکرار روایت عاطفی و مذهبی این رویداد، به ابعاد نهادی، امنیتی و سیاسی آن می‌پردازیم و تلاش می‌کنیم نشان دهیم چرا بازگشت پیکرها از گذرگاه مهران را باید «دیپلماسی پیکرها» نامید.

زمینه؛ مهران، گذرگاهی با هویت دوگانه

گذرگاه مهران در استان ایلام، یکی از پنج مرز رسمی ایران با عراق و از مهم‌ترین معابر تردد زائران اربعین است. این شهرستان در دوران دفاع مقدس صحنه نبردهای سنگین بود؛ شهری که اشغال شد، آزاد شد و دوباره بازسازی شد تا امروز به یکی از نمادهای «مرز مقاومت» بدل گردد. تاریخ این گذرگاه نشان می‌دهد که مرز مهران هرگز صرفاً یک نقطه ترانزیتی نبوده است؛ بلکه همواره دو کارکرد موازی داشته است: کارکرد انسانی و زیارتی که در ایام اربعین به اوج می‌رسد و کارکرد امنیتی و دفاعی که در جریان تردد نیروها، انتقال تجهیزات و بازگشت پیکرها متجلی می‌شود.

این هویت دوگانه، مهران را به نمونه‌ای کم‌نظیر از «مرز نرم» در سیاست منطقه‌ای ایران تبدیل کرده است. در حالی که در گفتمان امنیتی رایج، مرزها دیوارهای جدایی‌اند، مهران نشان می‌دهد که مرز می‌تواند همزمان «پل» و «حصار» باشد؛ پلی برای تردد انبوه زائران و حصاری برای دفاع از حاکمیت. بازگشت پیکر پنج شهید پاسدار از همین گذرگاه، دقیقاً در همین نقطه تلاقی معنا پیدا می‌کند: پیکرهایی که از دل نبردهای فرامرزی محور مقاومت برمی‌گردند، از دروازه‌ای عبور می‌کنند که هر سال میلیون‌ها زائر از آن می‌گذرند و این تقارن، خود پیامی راهبردی دارد.

چرا بازگشت پیکرها یک رویداد راهبردی است؟

برای درک اهمیت راهبردی بازگشت پیکرها، نخست باید پرسید این رویداد چه چیزی را «تأیید» می‌کند و چه چیزی را «تکذیب». نخستین پیام آن، تداوم حضور مشورتی و مستشاری ایران در عرصه‌های مقاومت منطقه‌ای است. در شرایطی که برخی رسانه‌های خارجی هر از گاهی از کاهش حضور مستشاران ایرانی در سوریه و عراق سخن می‌گویند، بازگشت پیکر شهدایی که در عملیات‌های فرامرزی جان باخته‌اند، سند زنده‌ای بر ادامه این حضور و تداوم راهبرد «دفاع پیش‌رونده» ایران است.

دومین پیام، کارایی سازوکارهای نهادی است. انتقال پیکر شهدا از خاک عراق به ایران، یک عملیات لجستیکی پیچیده است که نیازمند هماهنگی میان نیروهای مسلح دو کشور، نهادهای مرزبانی، دستگاه‌های بهداشتی برای انتقال اصولی پیکرها، و نهادهای متولی امور شهدا مانند بنیاد شهید و امور ایثارگران است. انجام موفق این انتقال از گذرگاه رسمی مهران، نشان می‌دهد که روابط امنیتی ایران و عراق به بلوغ نهادی رسیده و دو کشور توانسته‌اند برای حساس‌ترین و عاطفی‌ترین بخش همکاری‌های مرزی، پروتکل‌های عملیاتی تعریف کنند. سومین پیام، پیام به افکار عمومی است: بازگشت پیکرها در آستانه اربعین، تصویری از «هزینه واقعی» راهبرد مقاومت را در برابر چشم میلیون‌ها زائر قرار می‌دهد و به روایت رسمی درباره پایداری این راهبرد، اعتبار عاطفی می‌بخشد.

بازیگران و ذی‌نفعان؛ زنجیره‌ای که پیکرها از آن می‌گذرند

رویداد بازگشت پیکرها را نمی‌توان به یک نهاد واحد فروکاست؛ بلکه شبکه‌ای از بازیگران در شکل‌گیری آن نقش دارند. در سوی ایرانی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان نهاد حامی مستشاران و فرماندهان محور مقاومت، نخستین حلقه این زنجیره است. سپس نهادهای مرزبانی فرماندهی انتظامی و گمرکات مرزی قرار دارند که تشریفات عبور را مدیریت می‌کنند. در میانه مسیر، بنیاد شهید و امور ایثارگران، هلال احمر و دستگاه‌های بهداشتی وظیفه پذیرش، شناسایی، تدفین و همراهی با خانواده‌های شهدا را بر عهده دارند و در سوی دیگر، خانواده‌های معظم شهدا و افکار عمومی به‌عنوان ذی‌نفعان نهایی این رویداد ایستاده‌اند.

در سوی عراقی نیز بازیگران کلیدی حضور دارند؛ از نیروهای حشد شعبی و نهادهای امنیتی عراق که در بسیاری از عملیات‌های ضدتروریستی با مستشاران ایرانی همکاری کرده‌اند تا اداره‌های مرزی و استانداری‌های استان‌های هم‌مرز مانند میسان و واسط که در تسهیل انتقال پیکرها نقش دارند. این همکاری چندلایه نشان می‌دهد که مرز ایران و عراق، برخلاف تصور رایج، صرفاً میدان رقابت نیست؛ بلکه عرصه همکاری‌های نهادینه‌شده انسانی و امنیتی نیز هست. از منظر تحلیل ذی‌نفعان، هر یک از این بازیگران از این رویداد «سرمایه» متفاوتی کسب می‌کنند: نهادهای نظامی، سرمایه مشروعیت؛ نهادهای خدماتی، سرمایه اعتماد عمومی؛ و دولت عراق، سرمایه اعتبار بین‌المللی به‌عنوان کشوری که برای پیکرهای کشته‌شدگان احترام قائل است.

پیامدها؛ از پیام‌رسانی به دشمن تا بازتولید مشروعیت

پیامدهای این رویداد را می‌توان در سه سطح تحلیل کرد: سطح داخلی، سطح منطقه‌ای و سطح فرامنطقه‌ای. در سطح داخلی، بازگشت پیکرها در آستانه اربعین به «بازتولید اجماع عاطفی» حول راهبرد مقاومت کمک می‌کند. موج همدلی عمومی با خانواده‌های شهدا، مراسم تشییع باشکوه و بازتاب گسترده رسانه‌ای، به