پرویز پرستویی، بازیگر سرشناس سینمای ایران، چند روز پیش با انتشار استوری در صفحه شخصی خود در اینستاگرام، یاد شهدای حادثه دلخراش مدرسه میناب را زنده کرد. در این استوری که بازنشر یک فیلم بود، به قطعههای پیکر شهدای کودک این حادثه اشاره شده و نوشته شده بود: «بر پیروان پهلوی تا ابد لعنت باد، چون این جنگ از همان جایی شروع شد که این افراد از عمویشان خواستند به ایران حمله کند.»
هجمه گسترده به بازیگر محبوب
نکته قابل تأمل این بود که همین افراد در زمان وقوع حادثه میناب، به توجیه آن میپرداختند. اما حالا پس از گذشت سالها، انتشار یک استوری ساده از سوی پرستویی، جرقهای شد برای آغاز موجی از فحاشیهای سازمانیافته علیه او. این حملهها در فضای مجازی آنقدر گسترده بود که پرستویی را مجبور کرد در پستی دیگر از هموطنانش عذرخواهی کند و تأکید نماید که قصد توهین به هیچکس را نداشته است.
این رویداد بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که آیا فضای مجازی بهویژه اینستاگرام، بازتاب دهنده واقعی افکار عمومی است یا تصویری تحریفشده از آن ارائه میدهد؟
لشکر مجازی پهلوی؛ دیکتاتوری در پوشش آزادیخواهی
آنچه در این ماجرا بیش از همه خودنمایی کرد، قدرت و سازمانیافتگی جریانی است که در فضای مجازی خود را «طرفداران پهلوی» مینامند. این جریان با بهرهگیری از حسابهای جعلی و ناشناس و استفاده از الگوریتمهای پلتفرمهای خارجی، صدایی بلندتر از آنچه در جامعه واقعی وجود دارد ایجاد کرده است.
نکته مهم و قابل تأمل این است که به گفته تحلیلگران، کسی که با دعوت عملی به حمله نظامی علیه کشورش، در کشته شدن کودکان همان سرزمین سهیم میشود، نمیتواند در زمره هموطنان قربانیان محسوب شود. هموطن بودن صرفاً یک رابطه جغرافیایی یا زبانی نیست، بلکه بر اشتراک در سرنوشت و منافع یک ملت شکل میگیرد.
سلبریتیها و تله فضای مجازی
این ماجرا نشان میدهد که بسیاری از سلبریتیها دچار این خطا شدهاند که فضای مجازی را بازتاب دقیق افکار عمومی جامعه میدانند. این در حالی است که الگوریتم انتشار محتوا، شکلگیری حبابهای اجتماعی و سهولت ساخت حسابهای جعلی باعث میشود صداهای پرسروصدا و سازمانیافته، بیشتر از واقعیت به چشم بیایند.
برای اثبات این موضوع کافی است همان محتوا را در بستر داخلی مانند ایتا نیز منتشر کرد و واکنشها را مقایسه نمود. تفاوت چشمگیر بازخوردها در دو پلتفرم مختلف، نشان میدهد که آنچه در اینستاگرام دیده میشود، صدای همه جامعه نیست، بلکه بازتاب یک جریان خاص در همان پلتفرم است.
پایان حد وسطها
پرویز پرستویی در آخرین پست خود در این رابطه نوشت که به تمامی تفکرات احترام میگذارد. اما این سؤال باقی میماند که آیا تفکرات صهیونیستی در مقابل فلسطین قابل احترام است؟ و آیا رقصندههای روی خون شهدای میناب نیازمند احترامند؟
به نظر میرسد جنگ اخیر افکار عمومی را به سمتی برده که دیگر پذیرنده حد وسطهایی که سعی کنند هم نظر خود را بگویند و هم رضایت طرفین را جلب کنند، نیست. بازتاب عمومی این ماجرا نیز خود گویای همین واقعیت است که جامعه در مسیر شفافتر شدن و اتخاذ مواضع مشخصتر پیش میرود.
نظرات (0)