تام تامس، افسر بازنشسته ارتش آمریکا و دانشآموخته آکادمی نظامی وستپوینت، در یادداشتی که در پایگاه دیلی کمرا منتشر شده، وضعیت فعلی دونالد ترامپ در برابر ایران را یک «بنبست تمامعیار» توصیف کرده و تأکید دارد که گزینههای پیش روی رئیسجمهور آمریکا به تدریج رو به اتمام است. او که پیش از این نیز در نوشتههای خود بارها به روند تصمیمگیری ترامپ ابراز بیاعتمادی کرده بود، حمله اولیه آمریکا به ایران را اقدامی بیپروا و نابخردانه خوانده است.
چرا گزینههای آمریکا تمام شده است؟
به نوشته این کارشناس نظامی، اکنون که کار به درگیری کشیده شده، باید این واقعیت را پذیرفت که ایران با وجود آسیبهای گسترده، همچنان از توانمندی نظامی قابل توجهی برخوردار است. او بر این باور است که قدرت بازدارندگی ایران دستکم در سه حوزه حفظ شده و همین موضوع محاسبات واشنگتن و متحدانش را پیچیده کرده است.
- تنگه هرمز: موقعیت جغرافیایی ایران این امکان را به تهران میدهد که با کمترین هزینه، تنگه هرمز را به مسیری پرخطر برای نفتکشها تبدیل کند؛ به گونهای که شرکتهای بیمه حاضر به پوشش ریسک حملونقل در آن نباشند.
- موشک و پهپاد: ایران همچنان توانایی ضربه زدن به متحدان آمریکا در منطقه را دارد و همین امر، همکاری آن کشورها را در صورت تشدید تنش محدود میکند. نکته جالب این است که در اقتصاد جدید جنگ، هزینه شلیک یک موشک رهگیر برای ساقط کردن یک پهپاد معمولاً از قیمت خود پهپاد نیز بیشتر تمام میشود.
- برتری اخلاقی: ایرانیها تا حدودی میتوانند مدعی برتری اخلاقی باشند؛ چرا که پیشتر برنامه ساخت بمب اتمی را کنار گذاشته و به برجام پایبند بودهاند، در حالی که اسرائیل و آمریکا نقش متجاوز را بازی میکنند.
تامس همچنین خاطرنشان کرده که بسیاری از کشورهای وابسته به نفت واکنش چندانی به تحریمهای نفتی نشان نمیدهند و مشخص نیست شور و حرارت اسلامی چه تأثیری در میدان نبرد یا سیاست خواهد داشت.
محرک واقعی تصمیمهای ترامپ: انتخابات میاندورهای
این تحلیلگر با اشاره به سابقه اقدامات ترامپ — از خروج یکجانبه از برجام و بمباران تأسیسات هستهای گرفته تا ترور سران ایرانی در جریان مذاکرات — میگوید این رفتارها بدبینی عمیقی در تصمیمگیرندگان جدید ایران ایجاد کرده است، بهگونهای که آنان هم مخالف مذاکرهاند و هم فوقالعاده نسبت به آمریکا بیاعتماد. هرچند محاصره اقتصادی به ایران آسیب زده، اما تهران میتواند این فشار را تحمل کند؛ چراکه آمریکا در نگاه ایرانیها همچنان «شیطان بزرگ» است.
نکته محوری از نظر تامس اما چیز دیگری است: آنچه تصمیمهای ترامپ را هدایت میکند نه استقلال ایران است، نه لابیگری نتانیاهو، نه تهدید بمب اتمی و نه توان موشکی و پهپادی؛ بلکه سیاست داخلی آمریکا و بهویژه انتخابات میاندورهای پیشِروست. به نوشته او، محاصره تنگه هرمز قیمت نفت و کود را در بازارهای جهانی افزایش داده و حتی هواداران سرسخت شعار «آمریکا را دوباره بزرگ کن» (ماگا) را نیز تحت فشار قرار داده است. حمایت از ترامپ در حال رنگ باختن است و ایران از یک مسئله حاشیهای برای انحراف افکار عمومی به بحرانی تمامعیار تبدیل شده که برای جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای فال نیکی ندارد.
سه راه پیش روی کاخ سفید
این کارشناس در ادامه گزینههای پیش روی ترامپ را در سه مسیر خلاصه کرده است:
- وقتکشی: اعلام توافقهای نمایشی، عقبنشینیهای تاکتیکی و حملات محدود، به این امید که قیمت نفت در بلندمدت بالا نرود و جنگ به سود آمریکا پایان یابد؛ راهبردی که به گفته تامس تاکنون نه تنها بیاثر بوده، بلکه تأثیر سیاسی خود را نیز از دست داده است.
- توافق پرهزینه: دستیابی به توافقی با ایران که به ناچار باید بسیار پرامتیاز و به سود تهران باشد؛ دقیقاً مانند توافق با طالبان در افغانستان. اما چنین مسیری مستلزم مهار اسرائیل است و هزینه سیاسی آن در آستانه انتخابات میاندورهای برای ترامپ سنگین و غیرقابل پذیرش خواهد بود.
- تشدید جنگ: گسترش کامل درگیریها. اما ترامپ توانایی تشکیل ائتلاف بینالمللی مانند ائتلاف جورج بوش پدر را ندارد و آمریکا و اسرائیل باید به تنهایی وارد عمل شوند. در این حالت یا باید نیروی زمینی گستردهای برای تصاحب خط ساحلی ایران اعزام شود — که حتی کنگره بیاراده امروز هم بعید است آن را تحمل کند — یا اینکه به استفاده از سلاحهای هستهای روی آورده شود.
جمعبندی تحلیلگر آمریکایی
تامس در پایان پیشبینی میکند که یک رهبر عاقل احتمالاً راهبرد نخست را تا پایان انتخابات پیش میگیرد و سپس سراغ راهبرد دوم میرود. به گمان او، حتی ترامپ نیز به اندازه کافی احمق و بیپروا نیست که از این مسیر منحرف شود. با این حال، او هشدار میدهد که پس از ماه نوامبر دیگر هیچ حسابرسی در کار نخواهد بود و ایران نیز این حقیقت را به خوبی درک میکند.
نظرات (0)