شش ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران می‌گذرد و در این مدت، رسانه‌های مطرح جهان از شبکه‌های اروپایی گرفته تا رسانه‌های عربی و اندیشکده‌های آمریکایی، هر یک با زاویه دید خاص خود به تحلیل این جنگ پرداخته‌اند. آنچه از بررسی این بازتاب‌ها بیرون می‌آید، تصویری متفاوت از ادعاهای واشنگتن است: تصویری از شکست راهبردی متجاوزان و تقویت جایگاه ایران.

دویچه وله: طرح «طرد اقتصادی» واشنگتن در موضع ضعف

شبکه آلمانی دویچه وله در گزارشی مفصل به طرح جدید اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» پرداخته است. بسنت این برنامه را تلاشی برای قطع تمامی شریان‌های حیاتی اقتصادی ایران معرفی کرده و کشورهایی که به تجارت با تهران ادامه دهند را تهدید کرده است.

دویچه وله تأکید می‌کند که آمریکا به دلیل نبود روابط تجاری مستقیم با ایران، ناگزیر به فشار بر کشورهای ثالث از جمله چین، امارات، ترکیه و عراق است. اما واکنش پکن به این فشارها صریح بوده و وزارت خارجه چین اعلام کرده که «تحریم و فشار به حل مشکل کمک نمی‌کند». از نگاه این شبکه آلمانی، واشنگتن با وجود لفاظی‌های تهدیدآمیز عملاً در موضع ضعف قرار دارد و راهبرد «فشار حداکثری» بار دیگر آزموده می‌شود.

در مقابل، مقامات ایرانی واکنش‌های قاطعی نشان داده‌اند. وزیر اقتصاد ایران تحریم‌های جدید را «شکستی دیگر» برای آمریکا خوانده و محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هشدار داده که اگر جنگ اقتصادی ادامه یابد، حتی یک قطره نفت از تنگه هرمز صادر نخواهد شد.

هیل: جنگی که قرار بود دو هفته باشد، ۱۵۰ روزه شد

پایگاه خبری آمریکایی «هیل» با انتشار نامه نزدیک به ۵۰ نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا، ابعاد تازه‌ای از نگرانی‌های داخلی واشنگتن را فاش کرده است. این نمایندگان در نامه‌ای به ترامپ و پیت هگست، وزیر دفاع، خواستار ارائه جزئیات کامل هزینه‌های جنگ شده‌اند.

در این نامه آمده است: «آنچه به عنوان یک عملیات دو هفته‌ای معرفی شده بود، اکنون به یک جنگ تمام‌عیار بیش از ۱۵۰ روزه تبدیل شده که بیش از ۳۷ میلیارد دلار هزینه داشته و جان ۱۸ نظامی را گرفته است.» این نمایندگان تأکید کرده‌اند که بار اقتصادی این مناقشه بر دوش خانواده‌های آمریکایی افتاده و دولت نمی‌تواند برای تأمین مالی همان چیزی که هزینه‌ها را افزایش داده، درخواست پول بیشتر کند.

نکته قابل توجه آنکه هرچند هگست هزینه رسمی جنگ را ۳۷.۵ میلیارد دلار اعلام کرده، برآوردهای داخلی پنتاگون رقمی بین ۸۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار را نشان می‌دهد. هم‌زمان قیمت بنزین در آمریکا از کمتر از ۳ دلار به بیش از ۴ دلار رسیده و نرخ تورم از ۲.۴ درصد فوریه به ۳.۴ درصد در ژوئیه افزایش یافته است.

اندیشکده دفاعی آمریکا: به هیچ‌یک از اهداف نرسیدیم

اندیشکده آمریکایی «اولویت‌های دفاعی» در تحلیلی به قلم رزمری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه، نوشت که شش ماه پس از آغاز جنگ، دولت ترامپ به هیچ‌یک از اهداف راهبردی خود دست نیافته و این ناکامی ریشه در «دهه‌ها تشخیص نادرست واشنگتن از ماهیت تهدید ایران» دارد.

کلانیک با اذعان به اینکه ایالات متحده و ایران در یک «معمای امنیتی» گرفتار شده‌اند، تصریح می‌کند که حضور گسترده نظامی آمریکا در منطقه، از جمله حمله به افغانستان و عراق و تهدیدهای مکرر برای سرنگونی حکومت ایران، تهران را به این نتیجه رسانده که واشنگتن در پی نابودی آن است. این تحلیلگر با صراحت می‌گوید: «آنچه که ایران تصور می‌کرد، درست از آب درآمد.»

نکته کلیدی تحلیل کلانیک آن است که جنگ دست ایران را تقویت کرده و ایران «حتی بیش از آنچه ناظران و حتی خود ایران تصور می‌کرد، بر تنگه هرمز اهرم دارد.» وی راه‌حل را در خروج آمریکا از جنگ می‌داند و هشدار می‌دهد که پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه به «بدهی‌های به شدت آسیب‌پذیر» تبدیل شده‌اند.

رسانه‌های عربی: نگرانی خلیج فارس از هزینه‌های سنگین

رسانه‌های عربی نیز بازتاب گسترده‌ای از پیامدهای جنگ داشته‌اند. المیادین در مقاله‌ای به بررسی راهبرد جدید ترامپ برای اعمال «تحریم‌های بی‌سابقه» پرداخته و نوشته که موفقیت این سیاست قطعی نیست؛ زیرا چین همچنان مهم‌ترین مسیر اقتصادی ایران است و احتمالاً در برابر فشارهای آمریکا مقاومت خواهد کرد.

الشرق الاوسط نیز در مقاله‌ای به تأثیر جنگ بر بازار جهانی نفت پرداخته و نوشته که با گسترش جنگ، سیاست نفتی با اقدامات نظامی درهم آمیخته و حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نفتی ایران موجب کاهش تولید این کشور شده است. در مقابل، ایران نیز تأسیسات نفتی برخی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را هدف قرار داده است.

رأی الیوم نیز بر پیامدهای جنگ برای کشورهای حاشیه خلیج فارس تمرکز کرده و نوشته که عربستان، امارات، قطر، بحرین و کویت هرچند در آغاز جنگ نقشی نداشتند، اکنون هزینه‌های سنگین امنیتی و اقتصادی آن را می‌پردازند. نارضایتی از سیاست‌های ترامپ در میان مقامات خلیجی افزایش یافته و آنان از یک سو به حمایت نظامی آمریکا وابسته‌اند و از سوی دیگر، نسبت به آغاز جنگ توسط واشنگتن معترض‌اند.

نتیجه‌گیری: شکست راهبردی در همه ابعاد

بررسی بازتاب‌های رسانه‌های جهان تصویری روشن از وضعیت واقعی جنگ ترسیم می‌کند. از یک سو رسانه‌های غربی و اندیشکده‌های آمریکایی به صراحت از شکست راهبردی واشنگتن سخن می‌گویند و از سوی دیگر، رسانه‌های عربی بر هزینه‌های سنگین این جنگ برای منطقه تأکید دارند. آنچه مسلم است، جنگی که قرار بود اهداف مشخصی را محقق کند، اکنون به بن‌بستی راهبردی تبدیل شده که خروج از آن برای واشنگتن دشوارتر از هر زمان دیگری است.