محمدرضا ورزی، کارگردان شناخته‌شده سریال‌های تاریخی تلویزیون، پروژه جدید خود با نام «سرزمین سیمرغ» را کلید زده است؛ سریالی که قرار است برهه‌ای حساس و کمتر روایت‌شده از تاریخ معاصر ایران، یعنی زمینه‌سازی برای جدایی هرات و شکل‌گیری افغانستان کنونی را به تصویر بکشد.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، ورزی که پیش از این با آثاری چون «معمای شاه»، «تبریز در مه»، «عمارت فرنگی» و «سال‌های مشروطه» کارنامه‌ای پرشمار در حوزه درام‌های تاریخی داشته است، این بار فیلمنامه «سرزمین سیمرغ» را خود در ۳۷ قسمت به نگارش درآورده و آن را در همکاری تازه با سیمافیلم جلوی دوربین خواهد برد.

داستان «سرزمین سیمرغ»؛ مأموریت پنهان از کلکته تا هرات

بر اساس خلاصه داستان رسمی منتشرشده، محور روایت «سرزمین سیمرغ» بر فعالیت‌های کمپانی هند شرقی بریتانیا در دهه‌های نخست قرن نوزدهم متمرکز است؛ دورانی که رقابت استعماری بریتانیا و روسیه بر سر نفوذ در ایران به اوج رسیده بود و شرق کشور به یکی از کانون‌های اصلی این کشمکش تبدیل شده بود.

در این سریال، کمپانی هند شرقی دو مأمور انگلیسی به نام‌های کلنل هنری پاتینجر و برادرزاده‌اش الدرد پاتینجر را از کلکته راهی هرات می‌کند. مأموریت این دو، تحریک کامران میرزا والی هرات علیه حکومت مرکزی ایران در تهران، ایجاد ناامنی در ولایات شرقی و فراهم کردن بستر سیاسی و اجتماعی برای جدایی این مناطق از پیکره ایران است؛ مناطقی که بعدها افغانستان امروز را شکل دادند.

به نظر می‌رسد ورزی در این اثر قصد دارد با نگاهی جزئی‌نگر، سازوکار نفوذ استعمار بریتانیا از طریق دیپلماسی پنهان، جاسوسی و تحریک حاکمان محلی را روایت کند؛ الگویی که در بسیاری از تحولات مرزی ایران در دوره قاجار تکرار شد و پیامدهای آن تا امروز نیز در حافظه تاریخی منطقه باقی مانده است.

بازگشت ورزی به روایت تاریخ معاصر

محمدرضا ورزی در دو دهه گذشته یکی از پرکارترین فیلمسازان تلویزیون در حوزه تاریخ معاصر بوده است. او با «تبریز در مه» به دوران جنگ‌های ایران و روسیه و نقش عباس میرزا پرداخت، با «سال‌های مشروطه» انقلاب مشروطه را به تصویر کشید، «عمارت فرنگی» را به مقطع جنگ جهانی اول و تحولات پهلوی اول اختصاص داد و با «معمای شاه» پرهزینه‌ترین روایت تلویزیونی از دوران پهلوی دوم را ساخت.

اکنون «سرزمین سیمرغ» را می‌توان ادامه همین مسیر دانست؛ با این تفاوت که این بار تمرکز بر شرق ایران و مسئله هرات است؛ موضوعی که در تولیدات نمایشی کمتر به صورت مستقل مورد توجه قرار گرفته است. هرات که در دوره قاجار به عنوان «دروازه هند» شناخته می‌شد، بارها میان ایران، بریتانیا و حاکمان محلی دست به دست شد و سرانجام با فشار لندن و قراردادهایی چون پاریس ۱۸۵۷، به طور رسمی از ایران جدا شد.

انتخاب نام «سرزمین سیمرغ» نیز از منظر نمادشناسی قابل توجه است. سیمرغ در ادبیات و اسطوره ایران نماد هویت، خرد و پاسداری از سرزمین است و به نظر می‌رسد نویسندگان اثر خواسته‌اند با این نام‌گذاری، بر پیوند تاریخی و فرهنگی هرات با فلات ایران تأکید کنند.

همکاری تازه با سیمافیلم

«سرزمین سیمرغ» تازه‌ترین همکاری محمدرضا ورزی با سیمافیلم به عنوان بازوی تولید سریال‌های الف ویژه سازمان صداوسیما محسوب می‌شود. سیمافیلم در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری ویژه‌ای بر تولید سریال‌های تاریخی با هدف بازخوانی روایت‌های ملی انجام داده و این پروژه نیز در همین چارچوب تعریف شده است.

هرچند هنوز جزئیاتی درباره فهرست بازیگران، عوامل پشت دوربین و زمان آغاز تصویربرداری منتشر نشده، اما با توجه به مقیاس ۳۷ قسمتی فیلمنامه و حساسیت موضوع، انتظار می‌رود این مجموعه از تولیدات پرلوکیشن و پرشخصیت تلویزیون باشد و به بازسازی کلکته تحت حاکمیت بریتانیا، دربار هرات و تهران عصر قاجار نیاز داشته باشد.

گفته می‌شود پژوهش تاریخی فیلمنامه بر اسناد دوره قاجار، سفرنامه‌های مأموران بریتانیایی و مکاتبات کمپانی هند شرقی تکیه داشته است؛ منابعی که نقش هنری پاتینجر و الدرد پاتینجر را به عنوان دو چهره کلیدی در تحولات هرات به خوبی آشکار می‌کنند. الدرد پاتینجر بعدها با سفر محرمانه به هرات و تهیه گزارش‌های نظامی-سیاسی برای کلکته، به یکی از مهره‌های اصلی بریتانیا در این پرونده بدل شد.

چرا روایت جدایی هرات اهمیت دارد؟

جدایی هرات یکی از نقاط عطف تاریخ دیپلماسی ایران در قرن نوزدهم است. ناتوانی حکومت مرکزی قاجار در تثبیت حاکمیت بر ولایات شرقی، فشار همزمان روسیه از شمال و بریتانیا از جنوب، و بازی حاکمان محلی، دست به دست هم داد تا بخش مهمی از حوزه تمدنی ایران به تدریج فاصله بگیرد. روایت نمایشی این فصل تاریخی می‌تواند برای مخاطب امروز، تصویری ملموس از هزینه‌های ضعف انسجام داخلی و نفوذ خارجی ارائه دهد.

در صورت پخش، «سرزمین سیمرغ» می‌تواند به بحث‌های تازه‌ای درباره چگونگی بازنمایی تاریخ استعمار در تلویزیون، نسبت وفاداری تاریخی و درام، و جایگاه سریال‌های هویت‌محور در کنداکتور رسانه ملی دامن بزند؛ بحث‌هایی که همواره پیرامون آثار محمدرضا ورزی مطرح بوده است.