تحولات اخیر در یمن و احتمال فعال‌تر شدن جبهه‌های عملیاتی این کشور، بار دیگر نقش این بازیگر منطقه‌ای را در معادلات امنیتی غرب آسیا پررنگ کرده است. تحلیل‌ها حاکی از آن است که هرگونه پیشروی یا تشدید اقدامات از سوی نیروهای یمنی، می‌تواند محاسبات اتاق‌های جنگ طرف مقابل در مواجهه با ایران را پیچیده‌تر کند و دامنه درگیری را از یک رویارویی دوجانبه به یک چالش چندجبهه‌ای تبدیل سازد.

پیچیده‌تر شدن محاسبات نظامی و سیاسی

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، فعال شدن جبهه یمن به معنای گشوده شدن یک محور فشار جدید در کنار جبهه اصلی است. در چنین شرایطی، قدرت‌های درگیر ناچار خواهند بود منابع، تجهیزات و تمرکز راهبردی خود را میان چند صحنه عملیاتی تقسیم کنند. این پراکندگی، توان برنامه‌ریزی متمرکز علیه ایران را کاهش می‌دهد و ریسک تصمیم‌گیری برای ادامه یا تشدید جنگ را افزایش می‌دهد.

از منظر راهبردی، یمن به دلیل موقعیت جغرافیایی و تجربه سال‌ها مقاومت در برابر ائتلاف نظامی، به بازیگری تبدیل شده که می‌تواند با هزینه‌ای نسبتاً محدود، هزینه‌ای نامتقارن به طرف مقابل تحمیل کند. همین ویژگی باعث می‌شود که هر تحرک تازه در این جبهه، به‌عنوان یک متغیر تعیین‌کننده در ارزیابی‌های اطلاعاتی و نظامی آمریکا و متحدانش در نظر گرفته شود.

فشار بر شریان‌های حیاتی؛ از دریای سرخ تا باب‌المندب

یکی از مهم‌ترین ابعاد اثرگذاری تحولات یمن، تسلط جغرافیایی آن بر مسیرهای کشتیرانی بین‌المللی است. دریای سرخ و تنگه باب‌المندب به‌عنوان یکی از پرترددترین آبراه‌های جهان، حلقه اتصال تجارت میان آسیا، اروپا و آمریکا محسوب می‌شوند و بخش قابل توجهی از محموله‌های نفتی و کالاهای تجاری از این مسیر عبور می‌کند.

افزایش تنش یا ناامنی در این آبراه، بلافاصله به افزایش حق بیمه کشتی‌ها، تغییر مسیر ناوگان تجاری به سمت مسیرهای طولانی‌تر مانند دماغه امید نیک در جنوب آفریقا، و تأخیر در زنجیره تأمین جهانی منجر می‌شود. در ماه‌های گذشته نیز هر زمان که تهدیدها در این منطقه افزایش یافته، شرکت‌های بزرگ کشتیرانی به‌طور موقت تردد خود را محدود کرده‌اند؛ الگویی که نشان می‌دهد اهرم دریایی یمن تا چه اندازه می‌تواند بر نظم تجاری جهانی اثر بگذارد.

افزایش هزینه‌های امنیتی برای آمریکا و متحدانش

از سوی دیگر، فعال‌تر شدن جبهه یمن به‌طور مستقیم هزینه‌های امنیتی و نظامی واشنگتن و متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای آن را بالا می‌برد. استقرار ناوگروه‌ها، تقویت سامانه‌های پدافندی، اسکورت کاروان‌های تجاری و انجام عملیات‌های شناسایی و رهگیری، همگی نیازمند صرف منابع مالی و لجستیکی گسترده است.

این در حالی است که آمریکا در سال‌های اخیر تلاش کرده تمرکز راهبردی خود را تا حدی از خاورمیانه به حوزه‌های دیگر معطوف کند. بازگشت ناامنی به دریای سرخ، این کشور را ناچار به بازتوزیع نیرو و بازگشت به مأموریت‌های پرهزینه تأمین امنیت دریانوردی می‌کند؛ مأموریتی که علاوه بر بار مالی، از نظر سیاسی نیز می‌تواند با انتقادهای داخلی و بین‌المللی همراه شود، به‌ویژه اگر به طولانی شدن درگیری و افزایش بهای انرژی بینجامد.

پیامدها برای بازار انرژی و تجارت جهانی

بخش دیگری از تأثیرگذاری تحولات یمن، به بازار انرژی بازمی‌گردد. هرگونه اختلال در عبور نفتکش‌ها و کشتی‌های حامل گاز مایع از باب‌المندب، می‌تواند قیمت جهانی نفت و گاز را دچار نوسان کند. حتی تهدید به اختلال نیز برای ایجاد موج روانی در بازارها کافی است و تجربه نشان داده که بورس‌های انرژی به سرعت نسبت به ناامنی در این آبراه واکنش نشان می‌دهند.

علاوه بر انرژی، کالاهای اساسی، قطعات صنعتی و محصولات مصرفی که از طریق کانال سوئز و دریای سرخ جابه‌جا می‌شوند نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرند. افزایش هزینه حمل‌ونقل در نهایت به مصرف‌کننده نهایی در اروپا و آسیا منتقل می‌شود و می‌تواند تورم وارداتی را تشدید کند؛ موضوعی که دولت‌های غربی نسبت به آن حساسیت بالایی دارند.

اهرم یمن در تغییر موازنه منطقه‌ای

در مجموع، آنچه تحولات یمن را به عاملی مهم در جنگ علیه ایران تبدیل می‌کند، توان آن در «افزایش هزینه ادامه جنگ» است. وقتی هزینه‌های نظامی، اقتصادی و سیاسی یک درگیری برای یک طرف به‌طور تصاعدی بالا برود، انگیزه برای تداوم آن کاهش یافته و فضا برای بازنگری در راهبردها فراهم می‌شود.

به این ترتیب، پیشروی‌ها یا تحرکات جدید یمن را نباید صرفاً در چارچوب تحولات داخلی این کشور تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را بخشی از یک موازنه منطقه‌ای گسترده‌تر دید که در آن، هر جبهه فعال می‌تواند وزن بازدارندگی محور مقاومت را تقویت کند. در چنین معادله‌ای، فعال شدن جبهه یمن می‌تواند به‌عنوان یک عامل بازدارنده و اهرم چانه‌زنی، معادلات جنگ را به ضرر طراحان فشار علیه ایران تغییر دهد و آن‌ها را در برابر انتخابی پرهزینه قرار دهد: تحمل هزینه‌های فزاینده یا حرکت به سمت کاهش تنش.