باشگاه خبرنگاران جوان در گزارشی با عنوان «روایت مبعوثین؛ از خون میناب تا سپیدهدم ظهور» به مرور حوادث تلخی پرداخته که به گفته نویسنده، از روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزی که در این روایت به عنوان نقطه عطف یک سوگ ملی و در عین حال آغازگر یک پیمان اجتماعی توصیف شده است.
در این گزارش آمده است که در آن روز، در کنار شهادت رهبر انقلاب در آنچه «جنایتی کینهتوزانه» خوانده شده، جمعی از فرماندهان ارشد نظامی کشور نیز به شهادت رسیدهاند؛ فرماندهانی که نام و جایگاهشان با ساختار فرماندهی و دفاعی کشور پیوند خورده بود.
میناب و مدرسه شجرهطیبه؛ روایت تلخترین صحنه
بخش مرکزی این روایت به حادثه میناب اختصاص دارد. به نوشته نویسنده، مدرسه شجرهطیبه در میناب به صحنه یکی از مرگبارترین حملات علیه غیرنظامیان تبدیل شد؛ حملهای که بر اساس گزارشهای اولیه، بیش از ۱۶۸ قربانی بر جای گذاشته و بخش عمده قربانیان آن را کودکان تشکیل میدادهاند.
در این متن، این حمله با عنوان «جنایت صهیونیستی ـ آمریکایی» توصیف شده و تأکید شده که این خونها صرفاً در سوگ خلاصه نشده، بلکه به روایتی از ایستادگی و بیعت تبدیل شده است. نویسنده مینویسد: «این خونها، تنها صفحهای از یک سوگ نبودند؛ به روایتی تبدیل شدند که از دل آن، بیعت و ایستادگی سر برآورد.»

به روایت باشگاه خبرنگاران جوان، فضای پس از این حوادث با «سکوتی سنگین» آغاز شد؛ سکوتی که به تعبیر نویسنده، پیشدرآمد یک طوفان اجتماعی بود. در میناب، جایی که به گفته گزارش، «معصومیت کودکان شجرهطیبه در میان آتش جنایت به خاکستر بدل شد»، جامعه برای لحظهای در بهت فرو رفت، اما این بهت به سرعت جای خود را به کنش جمعی داد.
از خاکستر تا آتش؛ شکلگیری ۲۰۰ میدان مبعوثین
نویسنده در ادامه با استعاره «خاکستر» به توصیف وضعیت پس از فقدان رهبری، شهادت فرماندهان و قربانیان غیرنظامی میپردازد و مینویسد: «ما در میانه یک خاکستر بزرگ ایستادهایم؛ خاکستری که از فقدان قائد امت و عروج کودکان به وجود آمده است. اما خاکستر، همیشه پایان آتش نیست.»
به گفته این گزارش، در «دویستمین شب بیخوابی ایران» این خاکستر دوباره شعلهور شده است. بر اساس این روایت، اکنون بیش از ۲۰۰ میدان در سراسر کشور دیگر صرفاً محل تجمع نیستند، بلکه به «میادین مبعوثین» تبدیل شدهاند؛ میادینی که محل روایت بیعت توصیف میشوند.

در این میادین، به نوشته باشگاه خبرنگاران جوان، اقشار مختلف مردم از پیر و جوان تا زن و مرد گرد هم آمدهاند تا به تعبیر گزارش، «پرچم را از میان آتش جنایت بردارند و آن را بر زمین نگذارند». نویسنده این حاضران را «مبعوثشدگان» مینامد؛ کسانی که «از دل سوگ برخاستهاند تا ثابت کنند هیچ تیری نمیتواند پیمان میان زمین و آسمان را پاره کند».
این آتش به گفته روایت، نه برای ویرانی بلکه برای «پاک کردن لایههای ظلم» برافروخته شده است. تأکید گزارش بر این است که حضور در میادین، حرکتی نمادین برای حفظ امانت و انتقال مسئولیت تاریخی است.
مقصد نهایی؛ از میدان تا وعده ظهور
نقطه پایانی این روایت، پیوند دادن تمام این حوادث به یک افق اعتقادی است. نویسنده تصریح میکند که «آتش، مقصد نیست؛ آتش باید راه را به نور برساند» و تمام این مسیر ـ از خونهای ریختهشده تا بیعتهای پیاپی در بیش از ۲۰۰ میدان ـ تنها یک مقصد دارد: «آمادهسازی زمین برای فرود پرچم انقلاب بر دستان مبارک امام زمان (عج)».

در بخش پایانی گزارش آمده است: «ما مبعوثشدگان این دوران هستیم؛ کسانی که از میان خاکستر سوگ و آتش میادین، راه را برای طلوع عدل الهی باز میکنیم. مأموریت ما رساندن این پرچم خونین به دست صاحبالزمان (عج) است تا در آن روز، ظلم به زانو درآید.»
نویسنده در پایان با اشاره به مفهوم «امانتداری در عصر غیبت» مینویسد نسلی که امروز در میادین مبعوثین گرد آمده، میخواهد پرچم را از میان خون و خاکستر عبور دهد. به باور او، اگر این پرچم به دست موعود برسد، «همه این خونها یکباره معنا خواهند شد» و جهان خواهد فهمید که این ملت «سالها برای یک صبح جنگیده بود؛ صبحی که با آمدنش، شب ظلم برای همیشه به پایان میرسد».
این گزارش در حالی منتشر شده که حادثه میناب و آمار قربانیان آن همچنان به عنوان یکی از تلخترین بخشهای روایت ۹ اسفند مورد توجه افکار عمومی قرار دارد و نام مدرسه شجرهطیبه به نمادی از مظلومیت کودکان غیرنظامی در این روایت تبدیل شده است.
نظرات (0)