ملکه ویکتوریا در هجدهسالگی بر تخت سلطنت بریتانیا نشست و نزدیک به شش دهه بر این کشور حکومت کرد؛ دورهای که به نام خود او، «عصر ویکتوریا»، در تاریخ ثبت شد. او سرانجام در ۲۲ ژانویه ۱۹۰۱ و در ۸۱ سالگی درگذشت، اما رازهایی که سالها بعد از مرگش از دل وصیتنامه و اسناد محرمانه بیرون آمد، تصویری متفاوت از این ملکه قدرتمند به نمایش گذاشت.
وصیتنامهای که باید محرمانه میماند
در دوران ویکتوریا، مرگ بخشی جدانشدنی از زندگی روزمره بود و بسیاری از مردم پیش از مرگ درباره مراسم و تدفین خود تصمیم میگرفتند؛ اما دقتنظر ملکه ویکتوریا در این زمینه کمسابقه بود. او دوازده صفحه دستورالعمل مکتوب برای تشییعجنازه و خاکسپاری خود تهیه کرد که بخشی از آن را برای پزشک معتمدش، سر جیمز رید، دیکته کرد و از او خواست این خواستهها تا پایان عمر محرمانه بماند. دلیل این پنهانکاری، رابطه تیره ملکه با برخی از نه فرزندش بود؛ او بیم داشت که اگر خانواده از جزئیات وصیتش باخبر شوند، بر سر آن مجادله کنند یا حتی خواستههایش را تغییر دهند. به همین دلیل، اجرای کامل این دستورها بر عهده سر جیمز رید گذاشته شد؛ پزشکی که سالها پس از مرگ ملکه نیز برخی از این اسرار را فاش نکرد.
جان براون؛ همراهی که فراموش نشد
جان براون، خدمتکار اسکاتلندی املاک سلطنتی بالمورال، پس از مرگ شاهزاده آلبرت در ۱۸۶۱ به نزدیکترین همراه ملکه بدل شد. نزدیکی این دو در همان زمان جنجالبرانگیز بود و برخی مورخان آن را رابطهای عاطفی و حتی ازدواجی نامتعارف و ثبتنشده توصیف کردهاند؛ موضوعی که خشم فرزندان ملکه، بهویژه ولیعهد وقت که بعدها ادوارد هفتم شد، را برانگیخت. براون در ۱۸۸۳، هجده سال پیش از ملکه، درگذشت و پس از مرگ ملکه، ادوارد هفتم دستور داد تقریباً تمام یادگارهای او از کاخهای سلطنتی حذف شود. با این حال، سر جیمز رید بخشی از خواستههای پنهانی ملکه درباره براون را به اجرا درآورد: شاخهای از گیاه خلنگ اسکاتلندی که یادآور بالمورال بود، عکسی از براون همراه با قفل موی او و حتی حلقه ازدواج مادر براون در تابوت ملکه جای گرفت. عکس و موی براون در دست چپ ملکه و لای کاغذ نازکی پیچیده شد و دستهگلی که پرنسس الکساندرا در آخرین لحظه بر تابوت گذاشت، آن را از چشم خانواده پنهان کرد.

آلبرت؛ عشقی که هرگز پایان نیافت
مرگ شاهزاده آلبرت در ۱۸۶۱، ملکه را تا پایان عمر در سوگ نگه داشت؛ چنانکه سالها بعد نیز خدمتکاران هر روز صبح وسایل اصلاح و لباس او را در اتاقش آماده و شامگاه جمع میکردند؛ گویی همسرش هنوز زنده است. ملکه همچنین قالبی گچی از دست آلبرت داشت که هر شب هنگام خواب کنار خود نگه میداشت و در وصیتنامه خواست این قالب به همراه ردای خانگی آلبرت با او دفن شود. بر اساس دستورالعملهای مکتوب او، ردا در پایینترین لایه تابوت و روی لایهای از زغال که رطوبت را جذب میکرد گسترده شد و پیکر ملکه مستقیماً روی آن قرار گرفت. برخی مورخان این دلبستگی شدید را با رواج معنویتگرایی و احضار روح در میان طبقات مرفه آن دوران مرتبط میدانند.
مراسمی سفید به جای سیاه
تصویر مشهور از ملکه ویکتوریا، زنی همیشه سیاهپوش است؛ زیرا بیشتر عکسهای او پس از مرگ آلبرت گرفته شدهاند. با این حال، او برای خاکسپاری خود تم سفید برگزید و با پیراهنی سفید و همان تور عروسی که در سال ۱۸۴۰ در مراسم ازدواجش با آلبرت بر سر داشت به خاک سپرده شد؛ انتخابی که بسیاری از تاریخنگاران آن را نمادی از پیوند زناشویی جاودانه او با آلبرت دانستهاند. او همچنین با دو حلقه ازدواج دفن شد: حلقه آلبرت در دست چپ و حلقه ازدواج مادر جان براون که خودش سالها بر انگشت داشت، در دست راست.
جواهرات، یادگارهای خانوادگی و آخرین همراهان
ملکه خواسته بود با انگشترهایی بر تمام انگشتان، دستبند و گردنبندهای متعدد و گیرههای جواهرنشان به خاک سپرده شود و در میان این اشیا، مدالیون الماسنشان حاوی موی آلبرت نیز دیده میشد که او از زمان ازدواج همواره به گردن داشت. در میان فرزندان، پرنسس آلیس جایگاه ویژهای در دل ملکه داشت؛ دختری که هنگام بیماری آلبرت شخصاً از او پرستاری کرد و بعدها در دوران سوگواری مادر، مسئولیتهای او را بر عهده گرفت، اما در ۱۸۷۸ هنگام پرستاری از همسر و فرزندان بیمارش به دیفتری مبتلا شد و در ۳۵ سالگی درگذشت. ملکه خواست ردای گلدوزیشدهای که آلیس سالها پیش برای آلبرت دوخته بود نیز همراه او دفن شود. در واپسین روزهای زندگی نیز ملکه دیدار با سگ پامرانیایی محبوبش، توری، را خواستار شد؛ سگی که بر اساس گزارشها در لحظه مرگ او در کنارش حضور داشت.
تشییعی نظامی و میراث پس از مرگ
ملکه ویکتوریا برای تشییعجنازه خود آیینی کاملاً نظامی خواستار شد؛ خواستهای که آن را درخور دختر یک سرباز و فرمانده کل نیروهای مسلح بریتانیا میدانست. بر همین اساس، افسران همراه سلطنتی نقش تابوتکشان را بر عهده گرفتند و تابوت او بر گاری توپخانه در جریان رژهای باشکوه از خیابانهای لندن گذر کرد. او همچنین نخواست جسدش برای بازدید عمومی به نمایش گذاشته شود؛ برخلاف رسم معمول برای پادشاهان بریتانیا. بنابراین تابوت از محل درگذشتش در جزیره وایت مستقیماً به کلیسای سنت جورج در وینزور منتقل شد و تنها دو روز دیدار خصوصی برای خانواده در نظر گرفته شد؛ فرصتی که به گفته سر جیمز رید کافی بود تا اسرار نهفته در میان گلها و پارچهها آشکار نشود.
پیکر ملکه ویکتوریا امروز در آرامگاه سلطنتی فراگمور در وینزور، در کنار شاهزاده آلبرت آرمیده است. دستورالعملهای دوازدهصفحهای او که دههها محرمانه ماند، بعدها از آرشیو خانوادگی سر جیمز رید و پژوهشهای تاریخنگارانی چون تونی رنل در دسترس عموم قرار گرفت. این اسناد در کنار روایتهای همزمان از مراسم تدفین، چهره پیچیدهتری از ملکه به نمایش میگذارند؛ پادشاهی که در انظار عمومی نماد اقتدار امپراتوری بریتانیا بود، اما در خلوت خود تا آخرین لحظه با فقدان دو مرد مهم زندگیاش دستوپنجه نرم میکرد.
نظرات (0)