صنعت برق ایران با چالشی بزرگ روبهرو است: تأمین منابع مالی کافی برای توسعه زیرساختهای تولید و توزیع برق. صندوقهای سرمایهگذاری انرژی ابزاری نوین هستند که میتوانند بخشی از این بار مالی را از طریق بازار سرمایه و مشارکت عمومی جبران کنند. اما موفقیت این مدل به چیزی فراتر از جذب سرمایه نیاز دارد: اعتماد.
صندوق «نور»: یک آزمون مهم
صندوق پروژه نیروگاههای خورشیدی «نور» را میتوان از زاویهای متفاوت بررسی کرد. این صندوق تنها ابزاری برای تأمین مالی چند نیروگاه خورشیدی نیست؛ بلکه آزمونی است برای سنجش امکان ایجاد مدلی قابل اعتماد که مردم و سرمایهگذاران بتوانند بهصورت گسترده در توسعه زیرساختهای انرژی مشارکت کنند.
نکته کلیدی این است که اعتماد با تبلیغ ساخته نمیشود. در بازار سرمایه نمیتوان از مردم خواست صرفاً به دلیل اهمیت یک پروژه ملی، سرمایه خود را وارد آن کنند. سرمایهگذار حق دارد بداند منابع او در چه پروژهای مصرف میشود، پروژه در چه مرحلهای قرار دارد، چه ریسکهایی پیش روی آن است، درآمد آن چگونه شکل میگیرد و چه سازوکاری برای گزارش عملکرد وجود دارد.
آزمون واقعی پس از پذیرهنویسی
موفقیت یک صندوق را نباید تنها با میزان پذیرهنویسی روز نخست سنجید. آزمون واقعی پس از آن آغاز میشود: آیا پروژه طبق برنامه پیش میرود؟ آیا اطلاعات بهصورت منظم منتشر میشود؟ آیا سرمایهگذار میتواند رابطه میان منابع جذبشده و پیشرفت فیزیکی نیروگاه را مشاهده کند؟ و در نهایت، آیا این منابع واقعاً به دارایی مولدی تبدیل میشوند که برق تولید میکند؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت باشد، اعتماد به یک صندوق میتواند به اعتماد به یک مدل سرمایهگذاری تبدیل شود و اینجاست که امکان ایجاد صندوقهای بیشتر در بخش انرژی فراهم میشود.
از یک صندوق تا یک اکوسیستم تأمین مالی
توسعه صنعت انرژی به منابع بسیار بزرگی نیاز دارد و طبیعی است که این حجم از منابع از یک محل تأمین نشود. دولت، بانکها، بخش خصوصی، سرمایهگذاران خارجی و بازار سرمایه، هر یک میتوانند بخشی از این بار را بر عهده بگیرند.
اگر صندوقهای پروژه انرژی بتوانند سابقهای موفق و قابل اعتماد ایجاد کنند، بازار سرمایه میتواند به یکی از پایههای اصلی تأمین مالی توسعه انرژی تبدیل شود. این موضوع فقط برای نیروگاههای خورشیدی اهمیت ندارد. در آینده میتوان درباره صندوقهای مرتبط با نیروگاههای بادی، ذخیرهسازهای انرژی، پروژههای بهینهسازی مصرف و دیگر زیرساختهای این صنعت نیز فکر کرد.
مردم از مصرفکننده به شریک توسعه
یکی از مسائل اساسی صنعت برق، ضرورت بهبود تدریجی اقتصاد این صنعت است. برای پایداری سرمایهگذاری در تولید برق، باید روابط اقتصادی میان تولید، انتقال، توزیع و مصرف نیز به سمت پایداری بیشتر حرکت کند. اما اصلاح اقتصاد برق صرفاً یک مسئله فنی یا اقتصادی نیست؛ بخش مهمی از آن به اقناع افکار عمومی مربوط میشود.
هرگونه تغییر در اقتصاد انرژی، بهویژه آنجا که به هزینه مصرفکنندگان مرتبط میشود، بدون توضیح روشن، اعتماد اجتماعی و همراهی عمومی دشوار خواهد بود. مردم طبیعتاً میپرسند: سهم ما از این تغییر چیست؟ اگر شهروند تنها در جایگاه کسی قرار گیرد که باید هزینه بیشتری بپردازد، شکل دادن به گفتوگوی اجتماعی سازنده بسیار دشوار خواهد بود.
صندوقهای سرمایهگذاری انرژی این ظرفیت را دارند که گروه گستردهتری از مردم را از بیرون صنعت انرژی به درون اقتصاد آن بیاورند. در چنین الگویی، فرد دیگر فقط مصرفکننده برق نیست؛ میتواند بخشی از سرمایه خود را در یک دارایی مولد انرژی قرار دهد و در صورت موفقیت اقتصادی پروژه، از منافع آن نیز بهرهمند شود.
توزیع فرصت و ثروت در اقتصاد انرژی
وقتی داراییهای مولد بزرگ فقط در اختیار تعداد محدودی از بازیگران نباشد و ابزارهای مالی امکان مشارکت تعداد بیشتری از سرمایهگذاران را فراهم کنند، بخشی از ارزش ایجادشده در زیرساخت انرژی نیز میتواند میان طیف گستردهتری از جامعه توزیع شود.
البته باید در این زمینه واقعبین بود. صندوقهای سرمایهگذاری جایگزین سیاستهای اجتماعی نیستند، سود آنها قطعی نیست و همه شهروندان نیز الزاماً امکان مشارکت در آنها را ندارند. اما ایجاد چنین فرصتهایی میتواند یک تغییر مهم در ذهنیت عمومی ایجاد کند: انرژی فقط یک هزینه نیست؛ میتواند یک حوزه سرمایهگذاری و ایجاد ارزش نیز باشد.
ساختن روایتی قابل قبول برای آینده
اگر در سالهای آینده ضرورت اصلاح تدریجی اقتصاد برق جدیتر شود، صنعت برق برای همراه کردن جامعه نیازمند یک روایت قابل قبول خواهد بود. این روایت نمیتواند صرفاً بر ضرورت افزایش درآمد صنعت یا افزایش هزینه سرمایهگذاری تکیه کند. باید بتوان نشان داد که اصلاح اقتصاد انرژی چگونه به افزایش سرمایهگذاری، توسعه ظرفیت تولید، پایداری بیشتر شبکه و در نهایت ایجاد فرصت اقتصادی برای جامعه منجر میشود.
گسترش صندوقهای سرمایهگذاری انرژی میتواند بخشی از این روایت باشد. اگر مردم ببینند منابعی که وارد صنعت میشوند به پروژه واقعی تبدیل میشوند، پروژه برق تولید میکند و امکان برخورداری سرمایهگذاران از منافع آن وجود دارد، زمینه اعتماد بیشتری برای گفتوگو درباره اقتصاد انرژی ایجاد میشود.
در چنین فضایی میتوان به تدریج درباره یک رابطه جدید فکر کرد که در آن مردم نه فقط مصرفکننده انرژی، بلکه شریک توسعه آن باشند. شاید همین اعتماد در آینده یکی از سرمایههای مهم صنعت برق برای اصلاحات دشوارتر باشد، زیرا بهبود اقتصاد انرژی فقط به منابع مالی نیاز ندارد؛ به همراهی مردم نیز نیاز دارد و همراهی زمانی شکل میگیرد که جامعه احساس کند در کنار مسئولیتهایی که بر عهده میگیرد، در فرصتها و منافع این تحول نیز سهم دارد.
نظرات (0)