نیمه‌شب گذشته است. کرکره مغازه‌ها پایین آمده، تردد خودروها به حداقل رسیده و بیشتر پنجره‌ها تاریک شده‌اند. اما در حاشیه همین خیابان‌های خلوت، نقطه‌های نارنجی در حرکت‌اند؛ صدای کشیده شدن جارو بر آسفالت، آرام و ممتد، سکوت شب را می‌شکند. برای اغلب شهروندان، شب پایان روز است؛ برای رفتگران، آغاز شیفت.

شهر در خواب، جاروها بیدار

کار نیروهای خدمات شهری اغلب حوالی ساعت ۱۱ شب یا نیمه‌شب شروع می‌شود و تا سپیده‌دم ادامه دارد. در ساعاتی که شهر نفس تازه می‌کند، آن‌ها خیابان به خیابان پیش می‌روند؛ برگ‌ها و زباله‌ها را جمع می‌کنند، حاشیه جدول‌ها را پاک می‌کنند و معابر را برای صبح فردا آماده می‌سازند. صبح که شهروندان از خانه خارج می‌شوند، کمتر کسی به این می‌اندیشد که همین مسیر چند ساعت پیش، در تاریکی مطلق، جارو خورده و شسته شده است.

این چرخه هر شب تکرار می‌شود، بی‌وقفه و بی‌هیاهو. گرمای تابستان و سرمای زمستان، فرقی در اصل وظیفه ایجاد نمی‌کند؛ شهر باید تمیز بماند و زندگی روزمره متوقف نشود.

خاطره شب‌های پرخطر جنگ

یکی از نیروهای باسابقه خدمات شهری که نزدیک به ۲۷ سال در این حرفه فعالیت دارد، هنوز تصویر روزهای جنگ را با جزئیات به یاد می‌آورد. روزهایی که نگرانی از حملات با دغدغه‌های روزمره خانواده‌ها گره خورده بود و هر انفجار، مأموریتی تازه برای پاکبانان می‌تراشید.

او روایت می‌کند که خانواده‌اش از او می‌خواستند در خانه بماند، اما کار شهر تعطیل‌بردار نبود: «زن و بچه‌ می‌گفتند نرو، ولی مجبور بودیم بیاییم. هرجا انفجاری رخ می‌داد، نوبت ما بود که بلافاصله برای پاکسازی برویم. هنوز گرد و غبار فرو ننشسته بود که باید شیشه‌های شکسته و ترکش‌ها را جمع می‌کردیم تا خیابان دوباره قابل عبور شود.»

به گفته او، حضور در محل حادثه همواره با دلهره ادامه حملات همراه بود. با این حال نیروهای خدمات شهری با «ترس و لرز» سر کار می‌آمدند، چون می‌دانستند اگر آن‌ها نروند، کار شهر روی زمین می‌ماند و زندگی شهروندان مختل می‌شود. امروز صدای انفجار جای خود را به خش‌خش جاروها داده، اما همان حس مسئولیت همچنان باقی است.

تقویمی که تعطیلی ندارد

برای رفتگران، تقویم معنای دیگری دارد. نوروز، شب‌های عزاداری، اعیاد و مراسم بزرگ شهری برای بسیاری فرصت استراحت یا دورهمی است، اما برای نارنجی‌پوشان به معنای افزایش چشمگیر حجم کار است. هرچه حضور مردم در خیابان بیشتر باشد، پسماند بیشتری بر زمین می‌ماند؛ لیوان، ظرف غذا، بروشور و زباله‌هایی که باید پیش از طلوع آفتاب جمع شوند.

یکی از پاکبانان می‌گوید: «هرچه مراسم بیشتر باشد، کار ما هم سنگین‌تر می‌شود. مردم در خیابان هستند، چیزی می‌خورند و بالاخره زباله‌ای باقی می‌ماند که باید کسی آن را جمع کند.» به همین دلیل، شب‌های مناسبتی اغلب طولانی‌ترین شیفت‌های کاری را برای آن‌ها رقم می‌زند.

انسان‌های پشت لباس نارنجی

گفت‌وگو با رفتگران تنها درباره جارو و خیابان نیست. در لابه‌لای روایت‌ها، زندگی‌های شخصی پررنگی نمایان می‌شود. یکی از آن‌ها که سال‌ها پیش فرزندش را در حادثه چهارشنبه‌سوری از دست داده، امروز پدر چهار دختر و یک پسر است و همچنان هر شب برای تأمین هزینه‌های خانواده راهی خیابان می‌شود. لحظه‌ای که از آن خاطره تلخ می‌گوید، فضای گفت‌وگو تغییر می‌کند؛ یادآوری اینکه پشت هر لباس نارنجی، پدری است با دغدغه‌های پدرانه.

این نیروها، مانند بسیاری از خانواده‌های دیگر، با فشار هزینه‌های روزمره دست و پنجه نرم می‌کنند. دغدغه اجاره، تحصیل فرزندان و مخارج درمانی، آن‌ها را وادار می‌کند حتی در سخت‌ترین شرایط، شیفت شب را ترک نکنند.

دغدغه معیشت؛ حقوقی که تا نیمه ماه می‌رسد

مسئله معیشت، محور مشترک همه گفت‌وگوهاست. یکی از پاکبانان می‌گوید: «حقوق تا نیمه ماه تمام می‌شود. بعدش باید ببینیم بقیه هزینه‌ها را چطور جور کنیم.» همکار دیگرش که بیش از ۱۸ سال سابقه دارد، افزایش حقوق را مهم‌ترین مطالبه خود و همکارانش می‌داند و تأکید می‌کند که با رشد هزینه‌های زندگی، دریافتی فعلی پاسخگوی نیاز خانواده‌ها نیست.

این روایت‌ها نشان می‌دهد که سختی کار صرفاً جسمی نیست؛ ایستادن طولانی‌مدت، کار در سرما و گرما و شیفت‌های شبانه، وقتی با نگرانی معیشتی همراه شود، فشار مضاعفی بر جسم و روان وارد می‌کند.

پاسخ مدیریت شهری؛ از ۷ میلیون تا ۲۵ میلیون تومان

در سوی دیگر، مدیریت شهری از اصلاح سازوکار پرداخت‌ها خبر می‌دهد. لطف‌الله فروزنده، معاون هماهنگی و امور مناطق شهرداری تهران در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر توضیح داده است که نیروهای خدمات شهری در سال‌های گذشته عمدتاً در اختیار شرکت‌های پیمانکاری بوده‌اند و در برخی دوره‌ها پرداخت حقوق با تأخیر انجام می‌شده است.

به گفته او، با تغییر در نحوه نظارت و مدیریت این نیروها، میزان پرداختی نیز رشد قابل توجهی داشته است. حقوق این نیروها که پیش‌تر در حدود ۶ تا ۷ میلیون تومان بود، ابتدا به حدود ۱۸ میلیون تومان رسید و امسال به ۲۵ میلیون تومان افزایش یافته است. فروزنده هزینه تمام‌شده هر نیروی خدمات شهری برای شهرداری را با احتساب بیمه و سایر پرداخت‌ها، حدود ۴۰ میلیون تومان عنوان می‌کند.

معاون شهرداری تهران همچنین تأکید کرده است که برای جلوگیری از کسر حقوق توسط واسطه‌ها، مقرر شده سقف حقوق مشخص باشد و پرداخت به صورت مستقیم به حساب نیروها انجام شود. به گفته او، این اقدام با هدف افزایش شفافیت و صیانت از حقوق پاکبانان دنبال می‌شود و نظارت بر عملکرد پیمانکاران نیز تشدید شده است.

سایه پیمانکار و نگرانی از امنیت شغلی

با وجود وعده پرداخت مستقیم، موضوع پیمانکاری همچنان محل نگرانی است. برخی از نیروهای خدمات شهری می‌گویند تغییر پیمانکار می‌تواند ادامه همکاری آن‌ها را با ابهام مواجه کند. آن‌ها انتظار دارند سابقه چندین ساله‌شان در تصمیم‌گیری‌های شغلی لحاظ شود و ثبات کاری بیشتری داشته باشند.

در واقع، دو روایت در کنار هم تصویر کامل‌تری می‌سازد؛ از یک سو کارگرانی که دغدغه امنیت شغلی و معیشت دارند و از سوی دیگر مدیریتی که از افزایش دریافتی و اصلاح فرآیند نظارت سخن می‌گوید. نقطه تعادل این دو، جایی است که هم کرامت نیروی کار حفظ شود و هم انضباط مالی و نظارتی شهرداری تقویت گردد.

صبح تمیز شهر، حاصل شب بیدار نارنجی‌پوشان

چند ساعت بعد، خیابان‌ها دوباره پر از رفت‌وآمد می‌شوند. مغازه‌ها کرکره را بالا می‌دهند، خودروها به جریان می‌افتند و شهر روز تازه‌ای را آغاز می‌کند. در این میان، شیفت شب به پایان رسیده، جاروها کنار گذاشته شده و لباس‌های نارنجی آرام‌آرام از معابر دور می‌شوند.

بیشتر شهروندان تنها خیابان تمیز را می‌بینند، اما پشت این تصویر ساده، ساعاتی کار در تاریکی، تحمل سرما و گرما، حضور در تعطیلات و خاطراتی از روزهای سخت جنگ نهفته است. رفتگران می‌گویند کارشان بخشی جدانشدنی از زندگی شهری است و انتظار دارند شرایط کاری و دریافتی‌شان متناسب با سختی این حرفه دیده شود؛ انتظاری که به گفته مدیریت شهری، با افزایش حقوق و پرداخت مستقیم، در مسیر اصلاح قرار گرفته است.

شهر هر صبح تمیز بیدار می‌شود، چون گروهی پیش از بیداری دیگران، بی‌ادعا و بی‌وقفه، آن را برای زندگی آماده کرده‌اند.