حمله اخیر به یک نفتکش در آبهای خلیج فارس بار دیگر زنگ خطر تبعات زیستمحیطی اقدامات نظامی در این آبراهه راهبردی را به صدا درآورده است. نفتکش «کایلو» که از نوع سوئزمکس است، هنگام هدف قرار گرفتن حامل محموله نفتی نبود، اما به گفته کارشناسان، خالی بودن مخازن به معنای ایمن بودن دریا در برابر آلودگی نیست.
بر اساس دادههای ناوبری و اظهارات رسمی فرماندهی مرکزی ایالات متحده موسوم به سنتکام، این نفتکش در لحظه حمله نفتی حمل نمیکرد. با این حال، نکتهای که کمتر مورد توجه قرار میگیرد این است که حتی نفتکشهای بهظاهر خالی، مقادیر قابل توجهی از مواد آلاینده را در خود جای دادهاند؛ موادی که در صورت آسیب دیدن بدنه و بروز انفجار، بهراحتی وارد محیط دریا میشوند.
نفتکش خالی هم پاک نیست
نفتکشهای سوئزمکس از بزرگترین شناورهای عبوری از کانال سوئز هستند و ظرفیت حمل صدها هزار تن نفت خام را دارند. حتی پس از تخلیه کامل محموله، لایهای از نفت و گاز و بخارات هیدروکربنی در کف و جداره مخازن باقی میماند. به این حجم باید سوخت سنگین و روغنهای صنعتی موجود در موتورخانه، مخازن سوخت و سامانههای انتقال را نیز افزود.
در صورت اصابت موشک یا انفجار، بدنه مخازن دچار شکاف میشود و همین باقیماندهها به دریا نشت میکند. ترکیب این مواد با آب دریا به سرعت لایهای نفتی و براق را روی سطح آب ایجاد میکند؛ لایهای که با جریان آب و باد به سرعت گسترش مییابد و میتواند کیلومترها از محل حادثه فاصله بگیرد.
یک لکه کوچک، آلودگی بزرگ
ویژگی آلودگی نفتی در دریا در همین گستردگی نهفته است. برخلاف تصور عمومی، برای آلوده کردن سطح وسیعی از دریا به حجم عظیمی از نفت نیاز نیست. کارشناسان محیط زیست دریایی تأکید میکنند حتی چند تن نفت یا سوخت میتواند لایهای نازک اما گسترده را روی سطح آب تشکیل دهد که تبادل اکسیژن میان هوا و دریا را مختل میکند.
این لایه نفتی نور خورشید را از رسیدن به اعماق کمعمق بازمیدارد، فتوسنتز جلبکها و فیتوپلانکتونها را کاهش میدهد و زنجیره غذایی دریایی را از پایه دچار اختلال میکند. پرندگان دریایی، لاکپشتها و پستانداران دریایی نخستین قربانیان چنین آلودگی هستند، زیرا پر و پوست آنها به نفت آغشته شده و توان پرواز، شناوری و تنظیم دمای بدن را از دست میدهند.
خلیج فارس؛ زیستبومی بسته و آسیبپذیر
خلیج فارس به دلیل نیمهبسته بودن، عمق کم و نرخ تبادل آب محدود با دریای عمان، یکی از حساسترین پهنههای آبی جهان بهشمار میرود. آب این حوضه به کندی تعویض میشود و هرگونه آلودگی نفتی برای ماهها و حتی سالها در آن باقی میماند. سواحل مرجانی، بسترهای علف دریایی، جنگلهای حرا و زیستگاههای میگو و ماهیان تجاری، همگی به شدت به کیفیت آب وابستهاند.
در سالهای گذشته نیز نشتهای کوچک نفتی ناشی از تردد پرشمار نفتکشها، سکوهای نفتی و فعالیتهای نظامی، خسارتهای قابل توجهی به آبسنگهای مرجانی در جنوب خلیج فارس و سواحل ایران وارد کرده است. اضافه شدن عامل حملات نظامی به نفتکشها، ریسک وقوع فجایع زیستمحیطی ناگهانی را بهطور چشمگیری افزایش میدهد؛ فجایعی که مهار آنها در شرایط تنش نظامی تقریباً ناممکن است.
پیامدی فراتر از اقتصاد و سیاست
حمله به نفتکشها معمولاً در چارچوب رقابتهای ژئوپلیتیک، فشار اقتصادی یا نمایش قدرت نظامی تحلیل میشود، اما بُعد زیستمحیطی آن اغلب نادیده میماند. آنچه در ماجرای نفتکش کایلو رخ داد، نمونهای روشن از همین غفلت است؛ کشتیای که محموله نداشت، اما انفجار در آن میتواند به یک حادثه زیستمحیطی فرامرزی تبدیل شود.
آلودگی نفتی مرز نمیشناسد. جریانهای دریایی خلیج فارس لکه نفتی را به سواحل کشورهای مختلف میکشاند، صنعت صیادی و آبشیرینکنها را که منبع اصلی تأمین آب شرب در کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند، تهدید میکند و سلامت جوامع ساحلی را به خطر میاندازد. هزینه پاکسازی چنین آلودگی، در صورت امکانپذیر بودن، دهها برابر ارزش محمولهای است که اصلاً وجود نداشته است.
کارشناسان تأکید میکنند هرگونه اقدام نظامی در تنگه هرمز و خلیج فارس باید با در نظر گرفتن مسئولیت بینالمللی حفاظت از محیط زیست دریایی ارزیابی شود. کنوانسیونهای بینالمللی دریانوردی و حفاظت از محیط زیست، دولتها و نیروهای نظامی را موظف میکنند از اقداماتی که به آلودگی گسترده دریا منجر میشود، پرهیز کنند. نادیده گرفتن این مسئولیت، همان «جنایت خاموش»ی است که آثار آن نه در خبرهای فوری، بلکه در مرگ تدریجی آبزیان، تیره شدن آب و نابودی معیشت صیادان نمایان میشود.
نظرات (0)