حمله اخیر به یک مراسم عروسی در یکی از روستاهای کم‌برخوردار اهل‌سنت کشور، واکنش‌های گسترده‌ای را درباره ماهیت سیاست خارجی آمریکا برانگیخته است. گزارشی که باشگاه خبرنگاران جوان در قالب یک ویدیوی تحلیلی منتشر کرده، این رویداد را نه یک خطای موردی، بلکه حلقه‌ای از یک زنجیره تاریخی می‌داند که از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی تا هدف قرار دادن هواپیمای مسافربری ایران امتداد دارد.

به باور تهیه‌کنندگان این گزارش، آنچه این حوادث را به یکدیگر پیوند می‌دهد، تکیه نظام سلطه بر خشونت سازمان‌یافته برای تحمیل اراده خود بر ملت‌های مستقل است؛ رویکردی که به گفته آنان، ریشه در ذات لیبرالیسم غربی دارد.

از هیروشیما تا خلیج فارس؛ تقدیر به جای محاکمه

نخستین نمونه‌ای که در این روایت مورد اشاره قرار گرفته، سرنوشت خلبانان آمریکایی مجری بمباران اتمی ژاپن در جنگ جهانی دوم است. در اوت ۱۹۴۵، بمب‌های اتمی «پسر کوچک» و «مرد چاق» بر شهرهای هیروشیما و ناکازاکی فروریخت و صدها هزار غیرنظامی را در لحظه و در ماه‌های پس از آن به کام مرگ کشاند. به جای بازخواست، دولت آمریکا بعدها از این خلبانان تقدیر کرد و آن اقدام را به عنوان تصمیمی ضروری برای پایان جنگ توجیه نمود.

نمونه دوم، به تابستان ۱۳۶۷ و فاجعه پرواز ۶۵۵ ایران‌ایر بازمی‌گردد؛ زمانی که ناو جنگی «وینسنس» آمریکا در آب‌های خلیج فارس، یک هواپیمای مسافربری ایران با ۲۹۰ سرنشین غیرنظامی را هدف موشک قرار داد و همه سرنشینان آن به شهادت رسیدند. فرمانده این ناو نه تنها مجازات نشد، بلکه مورد تشویق و دریافت مدال قرار گرفت. این دو رویداد در گزارش یادشده به عنوان نمادهایی از بی‌کیفرمانی عاملان کشتار غیرنظامیان در ساختار قدرت آمریکا توصیف شده است.

حمله به مجلس شادی در روستای اهل‌سنت

حلقه تازه این زنجیره، حمله اخیر منتسب به آمریکا به یک مراسم عروسی در یکی از روستاهای کم‌برخوردار و اهل‌سنت کشور عنوان شده است. بر اساس آنچه در گزارش ویدیویی آمده، این مراسم که نماد شادی و پیوند اجتماعی مردم محلی بوده، هدف حمله قرار گرفته و فضای جشن را به صحنه اندوه و خسارت بدل کرده است.

گرچه جزئیات عملیاتی این حمله در متن کوتاه منتشرشده تشریح نشده، اما تأکید گزارش بر انتخاب عامدانه یک جامعه محلی کم‌برخوردار و اهل‌سنت، حامل این پیام است که حتی شادترین لحظات زندگی مردم عادی نیز از دایره خشونت مصون نمانده است. این اتفاق، به ویژه به دلیل تعلق قربانیان به جامعه اهل‌سنت، از منظر وحدت ملی نیز حساسیت‌برانگیز توصیف شده است.

جنایت به مثابه سیاست؛ ابزاری برای تحکیم سلطه

تحلیل ارائه‌شده در این گزارش، این حوادث پراکنده را ذیل یک منطق واحد صورت‌بندی می‌کند: استفاده ابزاری از جنایت برای دستیابی به اهداف نامشروع سیاسی و تثبیت هژمونی.

در این نگاه، خشونت علیه غیرنظامیان، چه در هیروشیما و چه در آسمان خلیج فارس و چه در یک روستای مرزی، اقدامی تصادفی یا انحراف از سیاست اعلامی نیست، بلکه خودِ سیاست است. آمریکا به گفته این تحلیل، با ایجاد رعب، نمایش قدرت بی‌حد و مرز و بی‌اعتنایی به حقوق ملت‌های مستقل، می‌کوشد هزینه مقاومت را بالا ببرد و الگوی اطاعت را تحمیل کند.

  • عادی‌سازی خشونت فرامرزی تحت عنوان «منافع ملی» و «امنیت»
  • مصونیت قضایی و حتی تشویق عاملان در ساختار رسمی قدرت
  • هدف قرار دادن نمادهای زندگی عادی برای ارسال پیام بازدارندگی روانی

این موارد در کنار هم، تصویری از یک رویه نهادینه‌شده را ترسیم می‌کند؛ رویه‌ای که در آن مرز میان میدان نبرد و زندگی روزمره مردم به عمد کمرنگ می‌شود.

نقد لیبرالیسم غربی از منظر گزارش

نکته محوری گزارش، پیوند دادن این رفتارها به مبانی فکری لیبرالیسم غربی است. از این زاویه، «ذات پلید» مورد اشاره، نه یک توصیف احساسی، بلکه نقدی به نظامی است که به نام آزادی و حقوق بشر، سلطه را توجیه می‌کند اما در عمل، جان انسان‌های بی‌دفاع در دیگر کشورها را فاقد ارزش برابر می‌انگارد.

به باور این روایت، وقتی بمباران شهری پر از غیرنظامی یا سرنگونی هواپیمای مسافربری به عنوان افتخار روایت می‌شود، نشان می‌دهد که در عمل، اصل «کرامت انسانی» تابع منافع ژئوپلیتیک تعریف شده و هرگاه این منافع اقتضا کند، اخلاق و حقوق بین‌الملل به حاشیه رانده می‌شود.

در پایان، گزارش نتیجه می‌گیرد که حمله به مجالس شادی، امتداد منطقی همین جهان‌بینی است؛ جایی که شادی یک روستای دورافتاده نیز می‌تواند قربانی محاسبه قدرت شود. از این رو، بازخوانی این کارنامه تاریخی برای افکار عمومی، ضرورتی برای شناخت دقیق‌تر از ماهیت سلطه‌طلبی و تبیین چرایی بی‌اعتمادی عمیق ملت‌های مستقل به ادعاهای حقوق بشری واشنگتن دانسته شده است.