محمدرضا مهرزاد صدقیانی، شاعر و پژوهشگر سلماسی، نامی آشنا در حوزه ادبیات و فرهنگ آذربایجان غربی است؛ مردی که مسیر زندگی‌اش از مکتب‌خانه‌های روستایی و پادگان‌های نظامی تا محافل ادبی و کتابخانه‌های پژوهشی امتداد یافته و امروز به‌عنوان یکی از چهره‌های اثرگذار فرهنگی شمال غرب کشور شناخته می‌شود.

کودکی در صدقیان؛ از مکتب‌خانه تا مدارس نوین

محمدرضا مهرزاد صدقیانی در سال ۱۳۱۱ در روستای صدقیان در حوالی شهرستان سلماس چشم به جهان گشود. دوران ابتدایی تحصیل او در مکتب‌خانه‌های سنتی سپری شد و سپس تحصیلات خود را در مدارس نوین ادامه داد. او کودکی‌اش را در سال‌های جنگ جهانی دوم گذراند؛ تجربه‌ای که به گفته خودش، دشواری‌ها و مشقت‌های فراوانی را بر زندگی‌اش تحمیل کرد اما اراده و پشتکار را در وجود او نهادینه ساخت.

این شاعر پیشکسوت می‌گوید هر آنچه در توان داشته برای ثبت تجربه‌های زیسته خود به کار گرفته و تلاش کرده است ردپایی ماندگار از عبور خود از فراز و نشیب‌های تاریخ معاصر منطقه به جا بگذارد.

جرقه شاعری در شیراز؛ کنار آرامگاه حافظ و سعدی

صدقیانی سال‌ها در ارتش خدمت کرد و سرانجام در سال ۱۳۵۸ به افتخار بازنشستگی نائل آمد. نقطه عطف زندگی ادبی او اما به دوران جوانی و حضورش در دوره افسری در شیراز بازمی‌گردد. بازدید از آرامگاه حافظ و سعدی و انس با فضای شعر و ادب آن دیار، علاقه نهفته او به سرودن را بیدار کرد. از همان زمان بود که به گفته خودش، نوشتن شعر را به‌صورت جدی آغاز کرد؛ نه به‌عنوان یک شغل، بلکه از سر عشق و دلبستگی عمیق به کلمه.

او در پاسخ به این پرسش که از چه قالب‌ها و سبک‌هایی در شعر بهره می‌گیرد، تأکید می‌کند که خود را مقید به قالب خاصی نکرده است: «هر سبکی که به ذهنم خطور کرده سروده و نوشته‌ام». با این حال، مضامین اشعارش اغلب حول محور آداب معاشرت، شیوه درست زیستن، راستی و صداقت، و آموزه‌های اخلاقی گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک می‌چرخد.

بازنشستگی و آغاز فصل تألیف

صدقیانی روایت می‌کند که پس از بازنشستگی از ارتش در سال ۱۳۵۸ از خود پرسید: «چه چیزی از من باید در این دنیا به جا بماند؟» همین پرسش، سرآغاز فصل تازه‌ای در زندگی او شد؛ فصلی که با قلم و کتاب گره خورد. او تاکنون نگارش ۲۰ جلد کتاب را به سرانجام رسانده که ۱۴ عنوان آن منتشر شده و ۶ جلد دیگر در دست تألیف و آماده‌سازی است.

کتاب‌های منتشرشده این نویسنده عمدتاً در حوزه تاریخ سلماس و مسائل فرهنگی و اجتماعی این شهرستان است و به همین دلیل امروز از او به‌عنوان یکی از اندیشمندان آذربایجانی یاد می‌شود که آوازه و آثارش از مرزهای شهرستانی و استانی فراتر رفته و در سطح ملی مطرح شده است.

پژوهشی برای تاریخ آموزش در سلماس

یکی از تازه‌ترین آثار در دست تألیف این پژوهشگر، کتابی با عنوان «آموزش و پرورش» است. او در این اثر به تاریخ شکل‌گیری مدارس نوین پس از مکتب‌خانه‌ها می‌پردازد و روایت می‌کند که چگونه از سال ۱۳۰۰ به بعد مدارس جدید در منطقه دیلمان (نام قدیم سلماس) بنا شدند و چه کسانی پایه‌گذار نظام آموزش نوین در این خطه بودند. این کتاب تلاشی برای مستندسازی حافظه آموزشی و فرهنگی سلماس به شمار می‌رود.

نگاه ادبی؛ از گلستان شاعران تا ارادت به شهریار

صدقیانی درباره ذائقه ادبی خود می‌گوید آثار همه شاعران را همچون گلستانی می‌بیند و برای هر یک ارزش قائل است، اما دل‌بستگی ویژه‌ای به منظومه «حیدربابا» اثر استاد شهریار دارد. دلیل این ارادت، به گفته او، آن است که شهریار این اثر را برای مادرش سروده است. صدقیانی جایگاه مادر را بسیار والا می‌داند و از او به‌عنوان «محور خانواده و دومین خدای بشریت» یاد می‌کند.

از نگاه او، شعر خوب، شعری است که راه و رسم زندگی و حقیقت را به انسان بیاموزد. به همین سبب، شعری که خود برای مادر سروده را بهترین سروده زندگی‌اش می‌داند، چرا که برآمده از عمیق‌ترین عاطفه انسانی است.

۳۶ سال همراهی با شاعران جوان سلماس

نکته قابل توجه در کارنامه فرهنگی مهرزاد صدقیانی، حضور مستمر ۳۶ ساله او به‌عنوان دبیر انجمن ادبی سلماس است. او در این سال‌ها با شمار زیادی از شاعران جوان دیدار و گفت‌وگو کرده و همواره کوشیده است حتی ساده‌ترین سروده‌های آنان را تشویق و حمایت کند. به باور او، جوانانی که با علاقه پا به عرصه شعر می‌گذارند، نیازمند استقبال و پشتیبانی هستند و همین حمایت می‌تواند انگیزه تداوم راه را در آن‌ها زنده نگه دارد.

خودزندگی‌نامه‌ای که در یک ماه نوشته شد

صدقیانی اخیراً کتابی درباره زندگی‌نامه خود نیز تألیف کرده است. او انگیزه این کار را «شناخته شدن مسیر پرفراز و نشیب زندگی‌اش» عنوان می‌کند و می‌گوید می‌خواسته مردم بدانند او از کجاها عبور کرده، چه موانع و سختی‌هایی را پشت سر گذاشته و چگونه به جایگاه امروز رسیده است. به گفته او، نگارش این کتاب حدود یک ماه به طول انجامید و حتی در ابتدا با مخالفت همسر مرحومش روبه‌رو شد، اما اصرار داشت که روایت زندگی‌اش ثبت شود تا دیگران از تجربه‌های او بهره بگیرند.

پیام ماندگاری؛ کتاب بنویسید

این شاعر پیشکسوت در سخن پایانی خود، تألیف کتاب را راه ماندگاری انسان می‌داند و معتقد است: «اگر می‌خواهید ماندگار باشید و نامتان از تاریخ پاک نشود، باید کتابی تألیف کنید». او از افراد صاحب تجربه می‌خواهد حاصل آموخته‌های زندگی خود را مکتوب کنند تا آیندگان از آن بهره‌مند شوند.

توصیه او به شاعران و نویسندگان تازه‌کار نیز روشن است: هویت و فرهنگ شهرستان سلماس را به همگان بشناسانید، به دنبال مادیات نباشید و تنها در مسیر علاقه و عشق خود گام بردارید.