رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با اشاره به تحولات پرشتاب نظام بین‌الملل تأکید کرد که جهان امروز ناگزیر شده است با ایران بر اساس وزن تاریخی، موقعیت جغرافیایی، ظرفیت انسانی و منابع آن تعامل کند و این دستاورد نتیجه ارتقای توان عاملیت و قدرت ملی کشور در دهه‌های اخیر است.

بابک نگاهداری در آیین اختتامیه هفدهمین جشنواره بین‌المللی پژوهش و نوآوری در مدیریت شهری گفت: پژوهش در حوزه شهر و کلان‌شهر در خلأ شکل نمی‌گیرد. متغیرهای ژئوپلیتیک، اقتصادی و تاریخی به‌طور مستقیم بر مدیریت شهری و جهت‌گیری پژوهش‌های این حوزه اثر می‌گذارند و بدون درک فضای کلان حاکم بر جهان و منطقه نمی‌توان برای اداره شهرها برنامه‌ریزی دقیق داشت.

بازآرایی نظم جهانی پس از هشت دهه

نگاهداری دوره کنونی را از متلاطم‌ترین و خطیرترین مقاطع تاریخی توصیف کرد و افزود: تقریباً همه استراتژیست‌ها بر این باورند که جهان در آستانه یک بازآرایی اساسی قرار دارد. نظمی که پس از جنگ جهانی دوم و حدود هشت دهه بر عرصه بین‌الملل حاکم بود، در حال فروریختن است و قدرت‌های جهانی و منطقه‌ای در تلاش هستند سهم خود را در نظم آینده تثبیت کنند.

وی با مرور شکل‌گیری نظم‌های پیشین یادآور شد: پس از انقلاب فرانسه و جنگ‌های ناپلئونی، قدرت‌های اروپایی در سال ۱۸۱۵ با توافقی چندجانبه تلاش کردند مدیریت نظام بین‌الملل را برای چند دهه سامان دهند. پس از جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ نظم دیگری شکل گرفت و پس از جنگ جهانی دوم در دهه ۱۹۴۰ نیز نظم جدیدی پایه‌گذاری شد که تا امروز دوام آورد، اما اکنون نشانه‌های فروپاشی آن آشکار شده است.

جغرافیای حساس ایران؛ ضرورت کنشگری فعال

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس با اشاره به موقعیت ویژه ایران گفت: جغرافیای کشور ما از سوی برخی تحلیلگران «روی گسل‌های شکننده» و از سوی برخی دیگر «در مرز صفحات ژئوپلیتیکی» توصیف می‌شود. در چنین موقعیتی حتی اگر ما قصد نداشته باشیم با دنیا کار داشته باشیم، دنیا با ما کار خواهد داشت. بنابراین باید برای تعیین جایگاه ایران در نظم در حال شکل‌گیری، کنشگری فعال و هدفمند داشته باشیم.

به گفته وی، کشورهایی که در نقاط حساس ژئوپلیتیک قرار دارند تنها زمانی می‌توانند از تهدید جغرافیا به فرصت تبدیل کنند که از قدرت ملی متناسب با اهمیت آن جغرافیا برخوردار باشند. در غیر این صورت، همین موقعیت حساس به دعوت‌نامه‌ای برای طمع‌ورزی قدرت‌های بزرگ تبدیل می‌شود و مطامع آن‌ها را به سوی کشور سرازیر می‌کند.

درس‌های تلخ بی‌طرفی در دو جنگ جهانی

نگاهداری با یادآوری تجربه تاریخی ایران در دو جنگ جهانی تصریح کرد: تاریخ نشان داده اعلام بی‌طرفی بدون پشتوانه قدرت، هیچ تضمینی برای مصون ماندن کشور ایجاد نمی‌کند. در جنگ جهانی اول با وجود اعلام بی‌طرفی، نیروهای بریتانیا، عثمانی و روسیه کشور را اشغال کردند و تا سال ۱۹۱۷ حضور داشتند. قحطی گسترده ناشی از اشغال و ضعف داخلی، به جان باختن حدود دو میلیون نفر و از بین رفتن نزدیک به ۲۰ درصد جمعیت کشور منجر شد.

وی ادامه داد: در جنگ جهانی دوم نیز با وجود اعلام دوباره بی‌طرفی، ارتش شوروی از شمال و نیروهای بریتانیا از جنوب وارد کشور شدند و در فاصله تنها سه هفته، رضاشاه ناچار به ترک کشور شد و ایران بار دیگر به اشغال درآمد. ما هیچ‌یک از این دو جنگ را آغاز نکردیم اما بیشترین هزینه را پرداختیم، زیرا قدرت و توان عاملیت متناسب با جایگاه کشور را نداشتیم.

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس، کنفرانس تهران را نماد عینی این بی‌قدرتی دانست و گفت: در آن مقطع چرچیل، استالین و روزولت بدون حضور حاکمان ایران در تهران نشستند و درباره تمامیت ارضی و استقلال کشور بیانیه صادر کردند. در آن دوره از ایران به عنوان «محور لجستیک متفقین» و «پل پیروزی» یاد می‌شد؛ تعابیری که عمق فقدان عاملیت ملی را نشان می‌دهد.

عاملیت تاریخی جدید ایران

نگاهداری با اشاره به تحولات سال‌های اخیر تأکید کرد: امروز یک اتفاق تاریخی مهم رخ داده که شاید به دلیل درگیر بودن در متن حوادث، عظمت آن به‌درستی درک نشود. جغرافیای ایران تغییری نکرده، آنچه تغییر کرده توان عاملیت ایران است. به گفته وی، بزرگ‌ترین دستاورد هدایت‌های رهبری در چند دهه گذشته، ایجاد قدرت ملی و اراده‌ای بوده که توانست در برابر تجاوز قدرتمندترین ارتش جهان و جنایتکارترین ارتش منطقه، توان نظامی و انسجام ملی را به صحنه بیاورد.

وی افزود: امروز جهان آموخته است که با ایران متناسب با تاریخ، جغرافیا، مردم و منابعش سخن بگوید. دیگر هیچ تصمیم مهم منطقه‌ای و حتی بین‌المللی بدون در نظر گرفتن نقش و نظر ایران قابل اتکا نیست. ایران از موضوع تصمیم‌گیری دیگران خارج شده و به طرف تصمیم‌سازی تبدیل شده است؛ این عاملیت، مهم‌ترین رهاورد انقلاب اسلامی در تاریخ معاصر کشور است.

هزینه قدرت‌سازی در برابر هزینه تحمیل قدرت

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در بخش دیگری از سخنان خود به برخی گزاره‌های نادرست در فضای عمومی اشاره کرد و گفت: این تصور که می‌توان بدون پرداخت هزینه از این مقطع تاریخی عبور کرد، اشتباه است. قدرت، امنیت و تثبیت اراده ملی هزینه دارد. پرسش اصلی این نیست که هزینه بدهیم یا ندهیم، بلکه این است که کدام هزینه را می‌پردازیم؛ هزینه تولید قدرت خودمان یا هزینه تحمیل قدرت بیگانگان.

وی توضیح داد: هر کشوری در تحولات جاری یا بازیگر است یا تماشاگر و در هر دو حالت باید هزینه بپردازد. اگر بازیگر باشیم، هزینه ساختن قدرت ملی را می‌دهیم و اگر تماشاگر بمانیم، ناچار به پرداخت هزینه تحمیل اراده قدرت‌های سلطه‌گر خواهیم بود. به همین دلیل باید پرسش را درست تعریف کرد و به جای بحث انحرافی «هزینه دادن یا ندادن»، بر انتخاب نوع هزینه و جایگاه ایران در آرایش جدید قدرت تمرکز کرد.

مأموریت پژوهش شهری در تداوم عاملیت ملی

نگاهداری در پایان، پیوند این تحولات کلان با مأموریت پژوهشگران حوزه شهری را مورد تأکید قرار داد و گفت: عاملیتی که امروز در عرصه منطقه‌ای و دفاعی به دست آمده باید در سایر حوزه‌ها نیز امتداد یابد. انتظار این است که پژوهشگران، همین رویکرد را در مدیریت شهری، اقتصاد و مسائل اجتماعی دنبال کنند و با تولید دانش کاربردی، زمینه تعمیق قدرت ملی در زیست روزمره مردم و اداره بهتر شهرها را فراهم آورند.

وی خاطرنشان کرد: درک درست از جایگاه ایران در نظم در حال گذار، نه‌تنها برای سیاست خارجی و امنیت ملی بلکه برای جهت‌دهی به پژوهش‌های شهری و تصمیم‌سازی در مدیریت کلان‌شهرها نیز تعیین‌کننده است.