پدافند هوایی ایران در جریان درگیری‌های اخیر که از آن به عنوان جنگ رمضان یاد می‌شود، کارنامه‌ای قابل توجه در مقابله با پهپادهای پیشرفته متجاوز به ثبت رساند. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، دو نمونه از مهم‌ترین پهپادهای به‌کار گرفته شده توسط دشمن در این نبرد، پهپاد آمریکایی MQ-۹ و پهپاد اسرائیلی هرمس ۹۰۰ بودند؛ پرنده‌هایی که به دلیل مداومت پروازی بالا، تجهیزات شناسایی دقیق و توان تهاجمی، ستون فقرات مأموریت‌های جاسوسی و عملیاتی بر فراز ایران را تشکیل می‌دادند، اما در نهایت با سد مستحکم پدافند ایران مواجه شدند.

هرمس ۹۰۰ و MQ-۹؛ بازوهای شناسایی و تهاجمی دشمن

پهپاد MQ-۹ ریپر (Reaper) ساخت شرکت جنرال اتمیکس آمریکا، یکی از شناخته‌شده‌ترین پهپادهای رزمی جهان است. این پرنده با طول بال بیش از ۲۰ متر، مداومت پروازی تا ۲۷ ساعت، سقف پرواز حدود ۱۵ کیلومتر و توان حمل انواع حسگرهای الکترواپتیکی، رادار روزنه مصنوعی و مهمات هدایت‌شونده، برای مأموریت‌های شناسایی راهبردی، مراقبت مداوم و حملات نقطه‌ای طراحی شده است. آمریکا طی دو دهه گذشته از این پهپاد در خاورمیانه برای عملیات‌های فرامرزی استفاده کرده و هر فروند آن ده‌ها میلیون دلار ارزش دارد.

در سوی دیگر، هرمس ۹۰۰ با نام دیگر «کوخاو» محصول شرکت البیت سیستمز اسرائیل، یکی از پیشرفته‌ترین پهپادهای شناسایی-رزمی رژیم صهیونیستی به شمار می‌رود. این پهپاد با وزن برخاست حدود ۱۱۰۰ کیلوگرم، مداومت پرواز بیش از ۳۰ ساعت، سامانه‌های ارتباط ماهواره‌ای، دوربین‌های حرارتی و مرئی با برد بلند و قابلیت حمل مهمات هوشمند، نقش کلیدی در جمع‌آوری اطلاعات سیگنالی و تصویری و هدایت عملیات‌های هوایی ایفا می‌کند. هرمس ۹۰۰ به دلیل سطح مقطع راداری کم و سامانه‌های اخلالگر داخلی، به عنوان یک هدف دشوار برای پدافند محسوب می‌شود.

به کارگیری همزمان این دو پهپاد نشان می‌دهد دشمن تلاش داشته با تکیه بر فناوری روز، برتری اطلاعاتی و عملیاتی خود را بر فراز ایران تثبیت کند؛ تلاشی که به گفته منابع میدانی، با هوشیاری شبکه پدافندی کشور ناکام ماند.

شبکه چندلایه پدافند؛ از رادار تا سامانه‌های اپتیکی

بر اساس گزارش منتشر شده، مقابله با این پهپادها تنها متکی به یک سامانه خاص نبود، بلکه حاصل عملکرد یک شبکه یکپارچه و چندلایه بود. پدافند هوایی ایران با ترکیبی از سامانه‌های فعال و غیرفعال، توانست چرخه کشف، رهگیری و انهدام را به صورت کامل اجرا کند.

در بخش سامانه‌های فعال، رادارهای برد بلند و متوسط با قابلیت کشف اهداف در ارتفاع بالا و سرعت کم، نقش هشدار اولیه را بر عهده داشتند. این رادارها با پوشش ۳۶۰ درجه و توان تفکیک اهداف کوچک با سطح مقطع کم، حتی پرنده‌های پنهان‌کار را در فواصل دور شناسایی کردند. پس از کشف اولیه، اطلاعات به مراکز فرماندهی و کنترل منتقل و نزدیک‌ترین سامانه درگیرکننده برای رهگیری انتخاب شد.

اما بخش مهم‌تر این موفقیت، استفاده گسترده از سامانه‌های غیرفعال بود. سامانه‌های رهگیری الکترومغناطیسی با آشکارسازی امواج منتشر شده از لینک‌های ارتباطی و سامانه‌های ناوبری پهپادها، بدون نیاز به انتشار سیگنال راداری، موقعیت تقریبی هدف را کشف کردند. این روش باعث شد پهپادها بدون آنکه متوجه رهگیری شدن شوند، در تور پدافند گرفتار آیند.

برگ برنده سامانه‌های اپتیکی و حرارتی

یکی از نقاط عطف این نبرد، نقش سامانه‌های اپتیکی و حرارتی بود. این سامانه‌ها که بدون انتشار هیچ‌گونه سیگنال راداری عمل می‌کنند، با استفاده از دوربین‌های دید در روز، دوربین‌های حرارتی و مسافت‌یاب‌های لیزری، امکان کشف و قفل روی هدف را در سکوت کامل رادیویی فراهم می‌کنند. این ویژگی برای مقابله با پهپادهایی که به سامانه‌های هشدار راداری مجهز هستند، حیاتی است؛ زیرا پهپاد تا لحظه شلیک، از قفل شدن روی خود بی‌اطلاع می‌ماند.

ترکیب داده‌های راداری، سیگنالی و اپتیکی در مراکز فرماندهی، تصویری دقیق و لحظه‌ای از آسمان کشور ایجاد کرد و به فرماندهان اجازه داد در کوتاه‌ترین زمان، بهترین سامانه برای انهدام را انتخاب کنند. سامانه‌های موشکی کوتاه‌برد و میان‌برد پدافند، در کنار توپ‌های هدایت‌شونده و سامانه‌های جنگ الکترونیک، حلقه نهایی انهدام را تکمیل کردند.

  • کشف اولیه با رادارهای برد بلند و سامانه‌های شنود الکترومغناطیسی
  • رهگیری پنهان با سامانه‌های اپتیکی و حرارتی بدون انتشار امواج راداری
  • اخلال در لینک‌های ارتباطی و ناوبری پهپاد با جنگ الکترونیک
  • انهدام نهایی با موشک‌های پدافندی و سامانه‌های نقطه‌زن

جنگ الکترونیک؛ سلاح خاموش پدافند ایران

کارشناسان نظامی تأکید می‌کنند که در کنار انهدام سخت، جنگ الکترونیک نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است. سامانه‌های اخلالگر ایرانی با ایجاد اختلال در سامانه‌های GPS و لینک‌های ماهواره‌ای پهپادها، آن‌ها را از مسیر منحرف کرده یا ارتباط آن‌ها با ایستگاه کنترل را قطع کردند. در برخی موارد، این اخلال باعث شد پهپادها دچار سرگردانی شده و به اهداف آسان‌تری برای سامانه‌های شکاری تبدیل شوند. این توانمندی نشان می‌دهد پدافند ایران تنها به انهدام فیزیکی متکی نیست و از جنگ نرم الکترونیکی نیز به صورت ترکیبی بهره می‌برد.

پیام راهبردی سرنگونی پهپادهای گران‌قیمت

سرنگونی پهپادهایی مانند MQ-۹ و هرمس ۹۰۰، تنها یک موفقیت تاکتیکی نیست، بلکه حامل پیام‌های راهبردی مهمی است. نخست آنکه نشان داد آسمان ایران حتی برای پیشرفته‌ترین پرنده‌های بدون سرنشین جهان نیز امن نیست و هرگونه تجاوز با پاسخ قاطع مواجه خواهد شد. دوم آنکه این موفقیت، هزینه ماجراجویی برای دشمن را به شدت افزایش می‌دهد؛ زیرا هر فروند از این پهپادها ده‌ها میلیون دلار ارزش داشته و جایگزینی آن‌ها زمان‌بر و پرهزینه است.

از سوی دیگر، انتشار تصاویر و فیلم‌های مربوط به لاشه این پهپادها، اثر روانی قابل توجهی بر معادلات بازدارندگی دارد و نشان می‌دهد ادعای برتری فناوری پهپادی دشمن در برابر شبکه پدافندی بومی ایران کارایی خود را از دست داده است. تجربه این نبرد بار دیگر ثابت کرد که سرمایه‌گذاری ایران بر توسعه سامانه‌های بومی راداری، اپتیکی و جنگ الکترونیک، به یک بازدارندگی مؤثر و کم‌هزینه در برابر تهدیدات هوایی منجر شده است.

به گفته منابع آگاه، پدافند هوایی کشور هم‌اکنون با درس‌آموخته‌های این نبرد، در حال ارتقای هرچه بیشتر سامانه‌های کشف غیرفعال و افزایش تحرک و اختفای سامانه‌های درگیرکننده است تا در هر سناریوی احتمالی آینده، آسمان ایران همچنان برای متجاوزان ناامن باقی بماند.