قلعه الموت، این دژ تاریخی بر فراز صخره‌های البرز، پس از ۲۵ سال تلاش بی‌وقفه حالا نامش را در فهرست جهانی ثبت کرده است. روایتی که خبرنگار مهر از دل این پروژه بیرون آورده، نه فقط داستان یک بنای سنگی، که قصه زنانی و مردانی است که در برف و پرتگاه‌ها برای زنده نگه داشتن تاریخ ایران جنگیدند.

نامی به وسعت یک افسانه

برخلاف تصور رایج، الموت به معنای «سرزمین مرگ» نیست؛ بیشتر پژوهشگران آن را «آشیانه عقاب» معنا کرده‌اند. روایت قدیمی می‌گوید فرمانروای دیلم هنگام شکار، عقابی را دید که پس از پروازی طولانی بر فراز این صخره نشست و همان‌جا تصمیم گرفت دژی بسازد که طبیعت نخستین نگهبانش باشد.

از جستانیان تا حسن صباح

این قلعه از قرن سوم هجری در متون تاریخی آمده و نخست متعلق به جستانیان بوده و سپس در اختیار علویان قرار گرفته است. حسن صباح در سال ۴۸۳ هجری این دژ را از مهدی علوی، مالک آن، گرفت و آن را به مرکز حکمرانی و فرمانروایی نزاریان اسماعیلیه تبدیل کرد؛ نقطه‌ای که فعالیت، تبلیغ و پایداری آنان از آنجا آغاز شد.

قلعه به دو بخش بالا و پایین تقسیم می‌شد و در مرتفع‌ترین نقطه آن «ملاسرا» قرار داشت؛ جایی که محل زندگی و مرکز فرماندهی حسن صباح بود و از آنجا تمام دره‌ها، مسیرهای ورودی و بخش‌های مختلف قلعه زیر نظر گرفته می‌شد. حسن صباح تا سال ۵۱۸ هجری در همین مکان بود و پس از او نیز هفت جانشین راهش را ادامه دادند.

شاهکاری که محاصره را بی‌اثر می‌کرد

راز ماندگاری الموت فقط در موقعیت استثنایی آن نبود؛ در دل صخره، آبراه‌های دست‌کند، آب‌انبارها و انبارهای آذوقه ساخته شده بود تا ساکنان بتوانند ماه‌ها در برابر محاصره دوام بیاورند. همین مهندسی چشمگیر بود که سبب شد این دژ، برخلاف بسیاری از شهرها و قلعه‌های ایران، سال‌ها در برابر حملات مغول مقاومت کند؛ فتح آن نیز نه با شکستن دیوارها، بلکه پس از سقوط قلعه‌های اطراف و تسلیم شدن رهبر اسماعیلیان رقم خورد.

۲۵ سال کوشش و ۱۶ فصل کاوش

حمیده چوبک، باستان‌شناس این پروژه، درباره آغاز این مسیر می‌گوید: از روز اول با این فرمان آمدیم که ثبت جهانی شود. ۲۵ سال کار کردیم و ۱۶ فصل کاوش انجام دادیم. یونسکو بر حضور دائم، حفاظت و مرمت حفاظتی تأکید داشت؛ ما با گچ سنتی و مصالح خود بنا کار کردیم و به هیچ وجه بازسازی به معنای خانه‌سازی انجام ندادیم.

او با اشاره به سختی‌های کار می‌افزاید: این مسیر ساده نبود؛ بچه‌ها در برف کار کردند، دست‌هایشان یخ زده بود و در پرتگاه‌ها از جان گذشتگی نشان دادند. اگر حسن صباح فدایی داشت، قلعه الموت هم فداییانی داشت.

مهم‌ترین یافته: ملاسرا

به گفته چوبک، مهم‌ترین یافته کاوش‌ها «ملاسرا» است؛ بنایی که در متون تاریخی با همین نام آمده و محل اقامت و به تعبیر شعر عبدالله مستوفی «جایگاه مردان بزرگ» بوده است. این تنها بنایی است که در جهان با این نام شناخته می‌شود و اهمیت ویژه‌ای در شناخت ساختار حکومتی الموت دارد.

منظره‌ای فرهنگی به وسعت دو هزار کیلومتر مربع

ثبت جهانی الموت به یک قلعه محدود نیست؛ کل منطقه‌ای که ثبت شده حدود دو هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و عرصه اصلی آن روستای گازرخان و بخش‌هایی در غرب، پایین‌دست و اطراف روستا را در بر می‌گیرد. این منطقه میان دو رشته‌کوه البرز قرار گرفته و خود کوه‌ها مانند سپری دفاعی طبیعی عمل می‌کنند؛ قلعه‌ها نیز با یکدیگر ارتباط و پوشش دفاعی داشتند و شبکه‌ای نظامی از کل این سرزمین محافظت می‌کرد.

چالش‌های مرمت؛ از استادکار تا پیمانکار

چوبک اما از مشکلات ساختاری هم می‌گوید. به باور او مشکل از نبود همکاری دولت نیست، بلکه سازوکار اجرایی است که از مسیر اصلی خود خارج شده است؛ وقتی اختیارات، اعتبارات و امکانات کاهش یافت، پایگاه‌ها به بخشی اداری تبدیل شدند و از جایگاه پژوهشی و علمی خود فاصله گرفتند.

او با تأکید بر تفاوت استادکار و پیمانکار می‌گوید: در مرمت یک اثر تاریخی باید بهترین استادکار و بهترین مصالح به کار رود، اما امروز در پروژه‌های مرمتی کسی که پایین‌ترین قیمت را پیشنهاد دهد برنده می‌شود و پیمانکار برای سود بیشتر ممکن است از کیفیت مصالح بکاهد یا استادکاری را انتخاب کند که مهارت کافی ندارد.

ثمره‌ای برای مردم منطقه

این پروژه تنها به میراث خلاصه نشده است؛ حدود ۱۰ تا ۱۲ نفر از جوانانی که از ابتدا با تیم کاوش همکاری کردند، امروز زندگی مستقلی دارند و در طول ۲۵ سال، خانه‌های گردشگری و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم در منطقه شکل گرفته است. یونسکو نیز بهره‌مندی جامعه محلی را امتیازی مثبت ارزیابی کرده است.

تمام آثار کشف‌شده در مخزن سفال و بانک یافته‌های پایگاه نگهداری می‌شود؛ بخشی در مخزن موزه قزوین و بخشی در موزه ملی ایران است. قرار بود نمایشگاهی از این آثار برگزار شود که به دلیل شرایط جنگی میسر نشد. ساختمان مدرسه قدیمی کنار پایگاه نیز در دوره شهید رئیسی در اختیار این پروژه قرار گرفت و قرار است در برنامه ۱۰ ساله به موزه تبدیل شود.

پایان کار نیست، آغازی تازه است

به گفته چوبک، ثبت جهانی قلعه الموت پایان راه نیست، بلکه آغاز مسیری تازه است. بر اساس برنامه ۱۰ ساله ارائه‌شده، زیرساخت‌ها، راه‌های دسترسی و امکانات منطقه تقویت خواهد شد و یکی از خواسته‌های اصلی مردم، ایجاد راه مناسب است که امید می‌رود در برنامه کوتاه‌مدت دو ساله بهبود یابد. قرار است این مجموعه به شکل هیئت امنایی اداره شود تا دوباره اختیار و اعتبار لازم برای فعالیت‌های پژوهشی فراهم آید.