ناپدید شدن ناگهانی یک تاجر جوان در تهران، پرونده‌ای جنایی را رقم زد که در نهایت پرده از خیانت یک دوستی صمیمی برداشت. مردی که گمان می‌رفت به‌صورت عادی مفقود شده، در واقع قربانی یک سناریوی دقیق آدم‌ربایی با پوشش مأموران قلابی شده بود؛ سناریویی که با انگیزه تسویه بدهی ۵۰ هزار یورویی طراحی شده بود.

ناپدید شدن مرموز پس از تماس شبانه

ماجرا از شبی آغاز شد که تاجر جوان در تماس با خانواده‌اش اعلام کرده بود از محل کار راهی منزل است. اما وقتی اعضای خانواده پس از بازگشت از مهمانی به خانه رسیدند، خبری از او نبود. تلفن همراهش خاموش بود و هیچ‌یک از دوستان و نزدیکانش نیز از محل او اطلاعی نداشتند. همین موضوع نگرانی خانواده را دوچندان کرد و آن‌ها بی‌درنگ ماجرا را به پلیس اطلاع دادند.

با ثبت گزارش فقدان، پرونده به صورت ویژه در دستور کار کارآگاهان اداره آگاهی قرار گرفت. در حالی که در ابتدا فرضیه‌های مختلفی از جمله تأخیر کاری یا حادثه احتمالی مطرح بود، بررسی‌های اولیه خیلی زود مسیر تحقیقات را تغییر داد.

دوربین‌های مداربسته راز آدم‌ربایی را فاش کرد

کارآگاهان در نخستین گام به سراغ دوربین‌های مداربسته اطراف محل سکونت مرد تاجر رفتند. تصاویر ضبط‌شده فرضیه ناپدید شدن عادی را به‌طور کامل رد کرد و از وقوع یک آدم‌ربایی برنامه‌ریزی‌شده حکایت داشت.

در این تصاویر دیده می‌شد یک دستگاه خودروی پژو مقابل خانه قربانی توقف کرده و دو مرد از آن پیاده شده‌اند. آن‌ها با ظاهری آراسته و رفتاری که تلاش داشتند رسمی و ماموریتی جلوه دهند، به سمت تاجر جوان رفته‌اند. در ادامه، بدون مقاومت، به دستان او دستبند زده و وی را سوار خودرو کرده‌اند. تنها دقایقی بعد، پژو محل را ترک کرده است.

بررسی پلاک خودرو نکته مهم دیگری را آشکار کرد؛ پلاک نصب‌شده روی پژو متعلق به یک خودروی سرقتی بود. همین سرنخ نشان داد متهمان برای اجرای نقشه خود، آگاهانه در پوشش مأمور ظاهر شده‌اند تا قربانی را فریب داده و بدون ایجاد حساسیت او را بربایند.

سه روز اسارت در اتاقی تاریک

نکته عجیبی که روند تحقیقات را پیچیده‌تر کرده بود، عدم تماس آدم‌ربایان با خانواده قربانی برای درخواست باج بود. این در حالی بود که بررسی حساب‌های بانکی مرد تاجر نشان می‌داد بخشی از موجودی حساب او در همین مدت برداشت شده است. این موضوع احتمال انگیزه مالی مستقیم را پررنگ‌تر کرد.

کارآگاهان همزمان با بازبینی تصاویر، عملیات‌های اطلاعاتی و میدانی گسترده‌ای را آغاز کردند. هر ساعت تأخیر می‌توانست جان گروگان را به خطر بیندازد، چرا که از شرایط نگهداری او و خواسته اصلی ربایندگان اطلاعی در دست نبود.

سرانجام سه روز پس از ربوده شدن، سرنخ‌های به‌دست‌آمده پلیس را به ساختمانی در شمال‌شرق تهران رساند. تحقیقات زیر نظر بازپرس جنایی ادامه داشت و با شناسایی دقیق مخفیگاه، تیم عملیاتی وارد ساختمان شد. در یکی از اتاق‌های این ساختمان، مرد تاجر در حالی پیدا شد که دست و پایش بسته و در اتاقی تاریک و بدون نور زندانی بود.

مأموران پس از آزادی گروگان، دو متهم حاضر در مخفیگاه را نیز بازداشت کردند. قربانی در اظهارات اولیه خود گفت آدم‌ربایان تنها به انتقال او اکتفا نکرده‌اند، بلکه در طول اسارت با تهدید و ضرب‌وشتم، موجودی حسابش را خالی کرده و از او چک و سفته گرفته‌اند.

روایت قربانی از لحظه ربوده شدن

مرد تاجر در توضیح لحظه ربوده شدنش گفت: «شب حادثه دو نفر به من نزدیک شدند و مدعی شدند که با شبکه‌های معاند همکاری کرده‌ام و اطلاعات کشور را در اختیار رسانه‌های دشمن قرار داده‌ام. به همین بهانه به دستانم دستبند و به چشمانم چشم‌بند زدند و مرا سوار پژو کردند. در سه روزی که در اسارت بودم، در اتاقی تاریک نگهداری می‌شدم و آن‌ها حساب بانکی‌ام را خالی کردند و با زور از من چک و سفته گرفتند.»

اظهارات او نشان می‌داد متهمان با سناریویی روانی تلاش کرده‌اند او را کاملاً مرعوب کنند تا بدون مقاومت و بدون درخواست کمک، در اختیار آن‌ها بماند و تصور کند با نهادهای امنیتی مواجه است.

افشای نام طراح اصلی؛ شوک بزرگ برای گروگان

دو متهم دستگیرشده در بازجویی‌های اولیه مدعی شدند طراح اصلی نقشه نبوده‌اند و تنها در قبال دریافت پول از سوی فردی به نام «سامان» اجیر شده‌اند تا عملیات ربودن را اجرا کنند. آن‌ها اعتراف کردند که در زمینه گروگان‌گیری و ایفای نقش مأمور قلابی تخصص و حتی سابقه داشته‌اند.

وقتی نام سامان در برابر شاکی مطرح شد، قربانی به شدت شوکه شد. سامان فرد غریبه‌ای نبود؛ او دوست صمیمی و شریک کاری مرد تاجر بود. کسی که سال‌ها رفت‌وآمد خانوادگی و همکاری اقتصادی با یکدیگر داشتند و قربانی هرگز تصور نمی‌کرد پشت پرده این آدم‌ربایی ترسناک، نزدیک‌ترین دوستش باشد.

با افشای این ارتباط، سامان به‌عنوان متهم اصلی و طراح سناریو بازداشت شد.

انگیزه ۵۰ هزار یورویی؛ اختلاف بر سر ارز دیجیتال

سامان در بازجویی‌ها انگیزه خود را اختلاف مالی ۵۰ هزار یورویی عنوان کرد. او گفت: «من و شاکی در زمینه خرید و فروش ارز دیجیتال با هم کار می‌کردیم. او ۵۰ هزار یورو به من بدهکار بود اما بدهی‌اش را انکار می‌کرد. از طرفی به خاطر دوستی صمیمی و رفت‌وآمدی که داشتیم، رویم نمی‌شد به‌صورت جدی پولم را مطالبه کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم دو نفر را که در گروگان‌گیری و نقش بازی کردن به عنوان مأمور مهارت داشتند، اجیر کنم تا با خالی کردن حسابش، طلبم را وصول کنم.»

وی افزود که گمان می‌کرده با طراحی پوشش مأمور امنیتی، قربانی هرگز به پلیس مراجعه نخواهد کرد و موضوع لو نخواهد رفت، اما در نهایت هوشیاری خانواده و پیگیری سریع پلیس نقشه را ناکام گذاشت.

در حال حاضر هر سه متهم با قرار قانونی بازداشت هستند و تحقیقات تکمیلی تحت نظارت مقام قضایی ادامه دارد تا ابعاد کامل مالی این پرونده، میزان وجوه برداشت‌شده و چک و سفته‌های اخذشده به‌طور دقیق مشخص شود.