عنوان «فشار اقتصادی الزاماً ایران را به امتیازدهی وادار نخواهد کرد» بار دیگر نگاهها را به کارآمدی تحریم به عنوان ابزار چانهزنی سیاسی معطوف کرده است. در حالی که برخی دولتها و جریانهای خارجی همچنان تحریم و فشار اقتصادی را اهرم اصلی برای تغییر رفتار تهران میدانند، شواهد تاریخی و تحلیلهای کارشناسی حاکی از آن است که این ابزار به تنهایی و بدون در نظر گرفتن متغیرهای اجتماعی، سیاسی و ژئوپلیتیک، به نتیجه مطلوب طراحان آن منجر نشده است.
تجربه تاریخی تحریمها علیه ایران
ایران از دهههای گذشته تاکنون تحت شدیدترین نظامهای تحریمی قرار داشته است؛ از تحریمهای نفتی و بانکی گرفته تا محدودیتهای فناوری و حملونقل. با این حال، بررسی روندهای کلان نشان میدهد که هرچند این فشارها هزینههایی را بر اقتصاد و معیشت مردم تحمیل کرده، اما به تغییر بنیادین در مواضع راهبردی کشور منجر نشده است. در مقاطع مختلف، از جمله در جریان پرونده هستهای، ایران ضمن تحمل فشار، بر اصول خود در زمینه حقوق هستهای، استقلال سیاسی و امنیت ملی پافشاری کرده است.
کارشناسان اقتصادی معتقدند تحریم در کوتاهمدت میتواند نرخ ارز، تورم و دسترسی به برخی کالاها را تحت تأثیر قرار دهد، اما در میانمدت و بلندمدت، اقتصادهای دارای منابع انسانی گسترده، زیرساختهای صنعتی و منابع انرژی، راههای انطباق و دور زدن محدودیتها را مییابند. ایران نیز با اتکا به جمعیت جوان و تحصیلکرده، ظرفیتهای صنعتی و ذخایر عظیم نفت و گاز، توانسته بخشی از آثار تحریم را جبران کند.
راهبردهای خنثیسازی و تابآوری
یکی از دلایل اصلی ناکامی فشار حداکثری، حرکت تهران به سمت راهبرد خنثیسازی تحریمها به جای صرفاً انتظار برای رفع آنهاست. این راهبرد شامل محورهای متعددی است:
- متنوعسازی شرکای تجاری: گسترش روابط با همسایگان، کشورهای آسیایی و اعضای گروه بریکس، وابستگی به بازارهای غربی را کاهش داده و مسیرهای جدیدی برای صادرات نفت، محصولات پتروشیمی و کالاهای غیرنفتی ایجاد کرده است.
- توسعه اقتصاد غیرنفتی: رشد صادرات دانشبنیان، محصولات کشاورزی، فولاد و سیمان و همچنین توسعه صنعت پتروشیمی، سهم نفت در بودجه را به مرور کاهش داده است.
- تقویت تولید داخل: سیاست حمایت از تولید ملی و اقتصاد مقاومتی، هرچند با فراز و نشیب همراه بوده، اما در بسیاری از حوزهها از جمله دارو، تجهیزات پزشکی و صنایع دفاعی به خودکفایی نسبی منجر شده است.
- سازوکارهای مالی جایگزین: استفاده از پیمانهای پولی دوجانبه، تهاتر کالا و ارزهای ملی در تجارت خارجی، اثر تحریمهای دلاری را تضعیف کرده است.
این مجموعه اقدامات باعث شده است که حتی در دوران اوج تحریمها، چرخه اقتصاد کشور متوقف نشود و دولتها بتوانند بدون پذیرش امتیازهای فراتر از منافع ملی، به اداره کشور ادامه دهند.
پیوند اقتصاد و سیاست؛ محاسبهای فراتر از معیشت
تصور اینکه فشار معیشتی به طور خودکار به امتیازدهی سیاسی منجر میشود، نادیده گرفتن پیوند عمیق میان هویت ملی، امنیت و افکار عمومی در ایران است. جامعه ایران تجربه طولانی مقاومت در برابر فشار خارجی را دارد و بسیاری از شهروندان، حتی منتقدان داخلی، امتیازدهی تحت فشار را به عنوان تضعیف عزت ملی تلقی میکنند. از این رو، هرگونه مذاکره یا توافق که در فضای تهدید و اجبار شکل بگیرد، از پشتوانه اجتماعی لازم برخوردار نخواهد بود.
از سوی دیگر، نظام تصمیمگیری در ایران بر اساس اجماع نهادی و ملاحظات بلندمدت امنیت ملی عمل میکند. به همین دلیل، تصمیمات راهبردی صرفاً بر اساس نوسانات اقتصادی اتخاذ نمیشود، بلکه مجموعهای از متغیرهای منطقهای و بینالمللی، از جمله توازن قوا در غرب آسیا، تحولات نظام بینالملل و جایگاه ایران در نظم نوظهور جهانی، در آن دخالت دارد.
نگاه واقعبینانه به مذاکره و دیپلماسی
تأکید بر بیاثری فشار اقتصادی به معنای نفی دیپلماسی یا اهمیت بهبود شاخصهای اقتصادی نیست. بلکه پیام اصلی آن است که مسیر دستیابی به توافق پایدار، از گفتوگوی برابر و احترام متقابل میگذرد، نه از تحمیل. تجربه توافقهایی که با رویکرد برد-برد شکل گرفتهاند، نشان داده که در صورت به رسمیت شناختن حقوق و منافع مشروع ایران، امکان همکاری و کاهش تنش وجود دارد.
در شرایط کنونی که جهان با تحولاتی چون گذار به چندجانبهگرایی، بحران انرژی و رقابت قدرتهای بزرگ مواجه است، ایران به عنوان بازیگری با موقعیت ژئوپلیتیک ممتاز و منابع راهبردی، ظرفیت نقشآفرینی فراتر از یک کشور تحت فشار را دارد. از این منظر، اصرار بر ابزار فرسوده تحریم، نه تنها ایران را به امتیازدهی وادار نکرده، بلکه انگیزه تهران برای تعمیق پیوندهای شرقی و منطقهای را افزایش داده است.
جمعبندی
فشار اقتصادی میتواند چالشهایی برای هر کشوری ایجاد کند، اما تجربه ایران ثابت کرده است که این فشارها الزاماً به عقبنشینی سیاسی منجر نمیشود. تابآوری اجتماعی، ظرفیتهای اقتصادی داخلی و شبکهای از همکاریهای بینالمللی، سپری در برابر شوکهای تحریمی ایجاد کرده است. راهحل واقعبینانه، جایگزینی منطق فشار با منطق تفاهم، و حرکت از تحریم به سمت تعامل سازنده بر اساس منافع متقابل است؛ مسیری که هم ثبات منطقه را تقویت میکند و هم امکان بهبود اقتصاد و معیشت مردم را فراهم میآورد.
نظرات (0)