روند برخورد سیاسی با پرونده هسته‌ای ایران در سال‌های اخیر، شکل و ابعاد تازه‌ای به خود گرفته است. اگر در گذشته تمرکز اصلی بر گزارش‌سازی، بزرگ‌نمایی ابهامات فنی و پرونده‌سازی برای ایجاد اجماع و زمینه‌سازی برای فشار و حتی تهدید نظامی بود، اکنون این روند به مرحله‌ای رسیده که مستقیماً حضور و حق اظهارنظر ایران در نهادهای تخصصی بین‌المللی را هدف قرار داده است.

تازه‌ترین نمونه از این رویکرد، ممانعت از حضور رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است؛ اقدامی که به باور ناظران، فراتر از یک محدودیت تشریفاتی، نشانه‌ای روشن از سیاسی‌شدن سازوکارهای فنی آژانس و استفاده ابزاری از آن برای تشدید فشار بر تهران تلقی می‌شود.

از گزارش‌سازی تا محدودسازی حضور ایران

پرونده هسته‌ای ایران از ابتدا زیر سایه دو نگاه متفاوت دنبال شده است؛ نگاه فنی-حقوقی که بر حق مسلم کشورها در استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای در چارچوب معاهده عدم اشاعه (NPT) و همکاری با آژانس تأکید دارد، و نگاه سیاسی-امنیتی که تلاش کرده با امنیتی‌سازی این پرونده، آن را به اهرمی برای فشار، تحریم و تهدید تبدیل کند.

در همین چارچوب، گزارش‌های جهت‌دار، تکرار ادعاهای اثبات‌نشده و ارجاع موضوع به شورای امنیت در مقاطع مختلف، همواره به‌عنوان بخشی از راهبرد فشار حداکثری علیه ایران ارزیابی شده است. اکنون به نظر می‌رسد حلقه جدیدی به این زنجیره افزوده شده و آن، محدود کردن تریبون ایران در مهم‌ترین رویداد سالانه آژانس است؛ جایی که کشورها فرصت دارند دیدگاه‌ها و برنامه‌های خود را به‌صورت مستقیم بیان کنند.

کارشناسان معتقدند حذف یا محدودسازی حضور نماینده عالی‌رتبه هسته‌ای ایران در کنفرانس عمومی، نه‌تنها به معنای نادیده گرفتن اصل بی‌طرفی و جهان‌شمولی نهادهای بین‌المللی است، بلکه عملاً صدای یکی از اعضای مؤسس و متعهد به پادمان را از شنیده شدن محروم می‌کند و توازن گفت‌وگوهای فنی را بر هم می‌زند.

کنفرانس عمومی آژانس؛ تریبون فنی یا ابزار فشار؟

کنفرانس عمومی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هر سال با حضور نمایندگان کشورهای عضو برگزار می‌شود و به‌طور سنتی فرصتی برای تبادل نظر درباره همکاری‌های فنی، ایمنی هسته‌ای، کاربردهای صلح‌آمیز انرژی اتمی و تقویت نظام راستی‌آزمایی است. در چنین فضایی، حضور فعال همه اعضا به‌ویژه کشورهایی که برنامه هسته‌ای گسترده و تجربه همکاری طولانی با آژانس دارند، ضرورتی انکارناپذیر است.

ممانعت از حضور رئیس سازمان انرژی اتمی ایران در این کنفرانس، این پرسش اساسی را به وجود آورده که آیا آژانس همچنان قادر است هویت فنی و تخصصی خود را حفظ کند یا به‌تدریج به صحنه‌ای برای تسویه‌حساب‌های سیاسی تبدیل شده است. زمانی که یک نهاد فنی به بهانه‌های سیاسی، امکان حضور و دفاع یک عضو را سلب می‌کند، اعتبار گزارش‌ها و تصمیم‌های آن نیز در معرض تردید قرار می‌گیرد.

ایران همواره یکی از کشورهایی بوده که بیشترین همکاری داوطلبانه و بیشترین بازرسی‌ها را در تاریخ آژانس تجربه کرده و در عین حال بارها اعلام کرده که هیچ‌گاه به دنبال سلاح هسته‌ای نبوده و برنامه آن کاملاً صلح‌آمیز است. در چنین شرایطی، بستن درهای گفت‌وگو به روی تهران، نه به شفافیت بیشتر کمک می‌کند و نه به اعتمادسازی؛ بلکه تنها دیوار بی‌اعتمادی را بلندتر می‌کند.

تأکید تهران بر حقوق هسته‌ای و راه‌حل سیاسی

جمهوری اسلامی ایران بارها تأکید کرده که حقوق هسته‌ای خود از جمله حق غنی‌سازی برای اهداف صلح‌آمیز را در چارچوب NPT حقی غیرقابل چشم‌پوشی می‌داند و حاضر است تمامی ابهامات ادعایی را از مسیر گفت‌وگو، همکاری فنی و تعامل سازنده با آژانس حل‌وفصل کند؛ مشروط بر آنکه برخوردها فنی، عادلانه و به دور از فشارهای فراسازمانی باشد.

مقام‌های کشورمان همواره گفته‌اند که مسیر درست، بازگشت به دیپلماسی و احترام به تعهدات متقابل است، نه استفاده از اهرم‌های سیاسی برای ساکت کردن طرف مقابل. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که هرگاه رویکرد فنی و احترام‌آمیز حاکم بوده، پیشرفت‌های ملموسی در همکاری ایران و آژانس حاصل شده و هرگاه فشار سیاسی تشدید شده، روند حل مسائل کند یا متوقف شده است.

از این منظر، جلوگیری از حضور نماینده ایران در کنفرانس عمومی، نه‌تنها کمکی به حل‌وفصل مسائل باقی‌مانده نمی‌کند، بلکه این پیام منفی را مخابره می‌کند که برخی طرف‌ها به‌جای شنیدن استدلال‌های فنی تهران، ترجیح می‌دهند صدای آن را حذف کنند.

آژانس در دو راهی اعتبار فنی و سوءاستفاده سیاسی

آنچه امروز در پرونده هسته‌ای ایران جریان دارد، آزمونی برای استقلال و اعتبار آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز به شمار می‌رود. اگر سازوکارهای این نهاد که باید مبتنی بر معیارهای علمی، داده‌های راستی‌آزمایی و اصول پادمانی باشد، تحت تأثیر لابی‌های سیاسی قرار گیرد، جایگاه آن به‌عنوان مرجع بی‌طرف هسته‌ای جهان تضعیف خواهد شد.

ناظران بین‌المللی هشدار می‌دهند که تداوم این روند می‌تواند الگویی خطرناک برای سایر پرونده‌های بین‌المللی ایجاد کند؛ الگویی که در آن به‌جای گفت‌وگو و اقناع فنی، حذف فیزیکی و رسانه‌ای طرف مقابل در دستور کار قرار می‌گیرد. این در حالی است که فلسفه وجودی آژانس، ایجاد پل ارتباطی میان کشورها برای استفاده ایمن و صلح‌آمیز از انرژی اتمی است، نه تبدیل شدن به ابزاری برای انزوا و زمینه‌سازی برای تقابل.

در نهایت، انتظار می‌رود آژانس و کشورهای عضو با پایبندی به اساسنامه و اصول بی‌طرفی، اجازه ندهند فشارهای سیاسی، مأموریت فنی این نهاد را به حاشیه براند. باز گذاشتن تریبون‌ها، شنیدن دیدگاه‌های همه اعضا از جمله ایران و حل اختلاف‌ها از مسیر مذاکره، تنها راهی است که می‌تواند هم حقوق ملت ایران را تأمین کند و هم اعتبار آژانس را به‌عنوان نهادی تخصصی و مورد اعتماد جامعه جهانی حفظ نماید.