تاریخ حقوق زن، برخلاف روایت پرزرق‌وبرق امروزی رسانه‌های غربی، فصل‌های تاریک و فراموش‌شده‌ای دارد. نگاهی به قوانین آتن و روم باستان، ایران عصر ساسانی، متون تحریف‌شده ادیان پیشین و سنت‌های جاهلیت عرب نشان می‌دهد که تبعیض علیه زنان نه پدیده‌ای حاشیه‌ای، بلکه بخشی از ساختار حقوقی و فرهنگی جوامعی بوده که خود را مهد تمدن می‌نامیدند.

زن آتنی؛ شهروند درجه چندم در مهد دموکراسی

آتن باستان را غربی‌ها مهد دموکراسی و فلسفه می‌خوانند، اما همین شهر برای زنان، مهد محرومیت بود. بر اساس پژوهش‌های تاریخی، زن آتنی از هویت حقوقی مستقل بی‌بهره بود و در متون حقوقی آن دوران با واژه «دامار» (Damar) خطاب می‌شد؛ واژه‌ای برآمده از ریشه «رام کردن».

به نوشته ایوا کولس در کتاب «حکومت فالوس» و ویل دورانت در «تاریخ تمدن»، زن در آتن نه حق امضای قرارداد داشت، نه می‌توانست بیش از مبلغی بسیار ناچیز وام بگیرد و نه اجازه اقامه دعوا در دادگاه را داشت. پس از مرگ همسر نیز سهمی از ارث به او نمی‌رسید و عملاً تحت قیمومیت مردان خانواده باقی می‌ماند.

این محرومیت، پشتوانه نظری هم داشت. برخی فیلسوفان نامدار یونان، این نگاه را تئوریزه کردند. ارسطو زن را «منشأ شر» و موجودی بی‌فایده توصیف می‌کرد و فیثاغورث در تقسیم‌بندی هستی‌شناختی خود معتقد بود: «مبدأ خیر، نظم، نور و مرد را آفریده و مبدأ شر، هرج‌ومرج، تاریکی و زن را پدید آورده است.»

روم باستان؛ زن در قامت دارایی مطلق مرد

در امپراتوری روم، وضع از آتن بهتر نبود. پژوهش بروس فرایر و توماس مک‌گین در کتاب «حقوق خانواده در روم» نشان می‌دهد که زن در نظام حقوقی روم، دارایی مطلق شوهر محسوب می‌شد.

قانون به مرد اجازه می‌داد همسرش را به بهانه صیانت از آبرو یا حقوق مالکیت خود، تنبیه بدنی کند، طلاق دهد و حتی در مواردی به قتل برساند. تبعیض چنان آشکار بود که در موضوع خیانت، زن زناکار به مرگ محکوم می‌شد، در حالی که رفتار مشابه از سوی مرد، فاقد هرگونه مجازات حقوقی تلقی می‌گردید.

ایران ساسانی و پدیده «ازدواج استقراضی»

در ایران عصر ساسانی نیز نگاه طبقاتی و ابزارانگارانه به زن حاکم بود. آرتور کریستنسن در کتاب «ایران در زمان ساسانیان» از قانونی عجیب به نام «ازدواج استقراضی» پرده برمی‌دارد.

بر پایه این رسم، مرد می‌توانست بدون رضایت همسر، او را برای مدت معینی به مردی دیگر واگذار کند. فرزندان حاصل از این پیوند نیز نه به مادر، بلکه به شوهر نخست تعلق داشتند و در مواردی به عنوان نیروی کار به فروش می‌رسیدند؛ تصویری روشن از کالایی‌سازی زن در ساختار اجتماعی آن دوره.

ردپای تحریف در متون دینی

این نگاه تبعیض‌آمیز حتی به متون دینی تحریف‌شده نیز راه یافت. در تلمود، که تفسیر متون یهودی است، آمده است: «چگونه زن می‌تواند چیزی از خود داشته باشد در حالی که خود مال شوهر است؟ هر چه در خیابان‌ها به دست می‌آورد و حتی خرده‌نان‌های روی میز مال شوهر است. حتی اگر کسی را به خانه دعوت کند و از او پذیرایی نماید، گویی از شوهر خود دزدی کرده است.»

در متون مسیحی تحریف‌شده نیز همین نگاه دیده می‌شود. در رساله اول پولس چنین ادعا شده: «مرد از زن نیست؛ بلکه زن از مرد است. مرد به جهت زن آفریده نشد؛ بلکه زن برای مرد آفریده شد.» و در انجیل کاتولیک، فصل ۲۲ جمله تکان‌دهنده «زایش دختر یک خسارت است!» به چشم می‌خورد.

نکته قابل تأمل آن است که این گزاره‌ها با آموزه‌های اصلی ادیان الهی که کرامت انسانی را فارغ از جنسیت به رسمیت می‌شناسند، در تضاد است و محصول تحریف‌های بعدی پیروان به شمار می‌رود.

وأد دختران در جاهلیت عرب

یکی از تلخ‌ترین جلوه‌های زن‌ستیزی تاریخی، سنت «وأد» یا زنده‌به‌گور کردن دختران در دوران جاهلیت عرب بود. شواهد تاریخی از رواج این رسم در برخی قبایل مانند بنی‌تمیم حکایت دارد و روایت‌هایی آن را به سال‌های پایانی پیش از اسلام و حوادثی چون ماجرای قیس بن عاصم و دوره حکومت نعمان بن منذر، پادشاه حیره، نسبت می‌دهند.

گفته شده در آن دوران، هنگام زایمان، گودالی در زمین حفر می‌کردند و زن بر لبه آن می‌نشست؛ اگر نوزاد دختر بود، او را در گودال می‌افکندند و اگر پسر بود، نگه می‌داشتند. این رسم، نماد اوج نگاه تحقیرآمیز به جنسیت دختر بود.

چرخش تاریخی با ظهور اسلام

ظهور اسلام نقطه عطفی در این سیر تاریخی بود. قرآن کریم به صراحت کشتن دختران را محکوم کرد و با تأکید بر کرامت ذاتی همه انسان‌ها، نگاه جنسیت‌زده جاهلی را به چالش کشید. این آموزه، در تقابل آشکار با سنت‌های پیشین، تولد دختر را نه ننگ، که رحمت و نشانه کرامت انسانی دانست.

بازخوانی این اسناد تاریخی نشان می‌دهد آنچه امروز با عنوان تبعیض جنسیتی شناخته می‌شود، ریشه‌ای کهن در نگاه ابزاری و کالایی به زن دارد؛ نگاهی که اگرچه در طول قرن‌ها لباس عوض کرده و با ویترینی مدرن و رسانه‌ای بازتولید شده، اما شناخت ریشه‌های آن برای فهم درست مسیر احقاق حقوق زنان ضروری است.