ماجرای گفتوگوی اخیر فردی که ادعا میشود خلبان یک جنگنده آمریکایی ساقطشده در آسمان ایران است، بار دیگر نام تلویزیون ایران را به صدر اخبار آورد؛ نه به عنوان یک رسانه، بلکه به عنوان نمادی از لحظه مواجهه قدرت ادعایی آمریکا با اقتدار میدانی جمهوری اسلامی. این فرد در برابر دوربین یک شبکه آمریکایی، در حالی که تلاش داشت روایتی قهرمانانه از خود ارائه دهد، به نکتهای قابل تأمل اشاره کرد: دلیل ترک شتابزده محل سقوط، هراس از حضور مقابل دوربین ایران بوده است.
روایتی هالیوودی در آستانه انتخابات
به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، این مصاحبه در فضایی منتشر شده که بسیاری از ناظران آن را تلاشی برای قهرمانسازی به سبک هالیوود و در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا ارزیابی میکنند. فرد مصاحبهشونده ادعاهای مختلفی درباره نحوه سقوط، عملیات نجات و شرایط پس از آن مطرح کرده که به گفته منتقدان، دارای تناقضها و ضعفهای سناریویی آشکاری است و باورپذیری آن را با تردید جدی مواجه میکند.
با این حال، فارغ از صحت و سقم ادعاهای مطرحشده درباره جزئیات سقوط و آنچه پس از آن رخ داده، یک بخش از این گفتوگو بیش از سایر بخشها مورد توجه قرار گرفته است؛ جایی که مجری از او میپرسد چرا بلافاصله پس از فرود اضطراری، محل سقوط را ترک کرده و پاسخ او نه صرفاً استناد به پروتکلهای نظامی، بلکه اعتراف به ترس از رسانه ایرانی است.
اگرچه دستورالعملهای نظامی در چنین شرایطی ایجاب میکند که خلبان هرچه سریعتر منطقه سقوط را ترک کند تا از اسارت در امان بماند، اما این خلبان صراحتاً گفته است که از تصور ایستادن مقابل دوربین تلویزیون ایران وحشت داشته است؛ جملهای که ناخواسته وزن رسانهای و روانی این دوربین را در معادلات نظامی نشان میدهد.
دوربین ایران؛ فراتر از یک ابزار رسانهای
برای درک چرایی این هراس، باید به حافظه تاریخی دو دهه اخیر رجوع کرد؛ جایی که دوربین تلویزیون ایران به سکویی برای نمایش معکوس اقتدار تبدیل شد. در دو مقطع مهم، نظامیان آمریکایی و انگلیسی که وارد آبهای سرزمینی ایران شده بودند، پس از بازداشت، در برابر همین دوربینها قرار گرفتند و تصاویری از آنان منتشر شد که با روایت ابرقدرتی غرب همخوانی نداشت.
در آن تصاویر، نظامیانی که با تجهیزات کامل و با پرچم کشور متبوع خود وارد منطقه شده بودند، در حالی دیده میشدند که با چهرهای مضطرب، گریان و در حالت تسلیم، در مقابل ایران زانو زده بودند. همین قابها بود که در افکار عمومی جهان به عنوان نشانهای از توان بازدارندگی و مدیریت مقتدرانه بحران توسط ایران ثبت شد و به همین دلیل، امروز نیز نام دوربین ایران برای نظامیان غربی تداعیکننده لحظه فروریختن هیمنه تبلیغاتیشان است.
فروردین ۱۳۸۶؛ بازداشت ۱۵ نظامی انگلیسی در اروندرود
یکی از مهمترین این نقاط عطف، سوم فروردینماه ۱۳۸۶ رقم خورد. در آن روز، ۱۵ نظامی انگلیسی که به صورت غیرقانونی وارد آبهای سرزمینی جمهوری اسلامی ایران در محدوده اروندرود شده بودند، توسط یگانهای نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بازداشت شدند.
تهران این اقدام را نقض آشکار حاکمیت سرزمینی خود دانست و واکنش دیپلماتیک فوری نشان داد. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در غیاب سفیر انگلیس، «گیت اسمیت» کاردار این کشور در تهران را احضار و مراتب اعتراض رسمی ایران را به وی ابلاغ کرد. این حادثه به سرعت بازتاب گسترده بینالمللی یافت و به یکی از خبرسازترین بحرانهای آن سال تبدیل شد.
انتقال این نظامیان به تهران و نحوه مدیریت این پرونده، به نمایش اقتدار جمهوری اسلامی در عرصه دیپلماسی و میدان تبدیل شد. انتشار تصاویر این افراد در رسانه ملی، که در شرایطی آرام اما مقتدرانه تحت نظارت نیروهای ایرانی قرار داشتند، پیام روشنی به جهان مخابره کرد: عبور از خطوط قرمز سرزمینی ایران، حتی برای اعضای ناتو نیز بدون هزینه نخواهد بود.
دی ۱۳۹۴؛ توقیف تفنگداران آمریکایی در جزیره فارسی
حدود ۹ سال بعد، تاریخ به شکل دیگری تکرار شد. در ۲۲ دیماه ۱۳۹۴، دو فروند شناور رزمی آمریکایی حامل ۱۰ تفنگدار مسلح که وارد آبهای سرزمینی ایران در حوالی جزیره فارسی شده بودند، توسط یگانهای شناوری رزمی منطقه دوم نیروی دریایی سپاه توقیف و به این جزیره منتقل شدند.
این گروه شامل ۹ تفنگدار مرد و یک تفنگدار زن بود و شناورهای آنان در فاصله حدود سه مایلی از آبهای سرزمینی جزیره فارسی متوقف شده بودند. در بازرسیهای انجامشده مشخص شد که علاوه بر تجهیزات فنی و ناوبری، سلاحهای سبک و نیمهسنگین نیز به همراه داشتهاند که حساسیت موضوع را دوچندان میکرد.
تصاویر منتشرشده پس از این واقعه، بار دیگر کانون توجه رسانههای جهان شد. تفنگداران آمریکایی که تا ساعاتی قبل با شناورهای پیشرفته در خلیج فارس گشتزنی میکردند، این بار با دستهای بسته، چهرههایی گریان و حالتی سراسیمه در برابر دوربین ایران قرار گرفتند. این قابها به سرعت در حافظه تاریخی تقابل ایران و آمریکا ثبت شد و به نمادی از بازدارندگی عملی ایران بدل گشت.
در همان مقطع گفته شد که «جان کری» وزیر امور خارجه وقت آمریکا، با ارسال پیامهایی از طریق محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه وقت ایران، آزادی این نیروها را درخواست کرده و این حادثه را ناشی از اشتباه ناوبری دانسته است. پیامهایی که از سوی ظریف به فرماندهان سپاه منتقل شد و در نهایت با رویکرد مقتدرانه اما مدبرانه ایران، این نیروها پس از ساعاتی آزاد شدند؛ بدون آنکه اقتدار کشور خدشهدار شود.
وجه مشترک دو بحران؛ مدیریت قدرت از موضع حاکمیت
هرچند دو واقعه ۱۳۸۶ و ۱۳۹۴ از نظر جزئیات، تعداد نفرات و شرایط سیاسی متفاوت بودند، اما یک وجه مشترک بنیادین داشتند: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در هر دو مورد، بدون عقبنشینی از اصل حاکمیت سرزمینی، ابتکار عمل را در دست گرفتند و بحران را نه از موضع انفعال، بلکه از موضع قدرت مدیریت کردند.
همین شیوه مدیریت بود که باعث شد هر دو حادثه فراتر از یک عملیات صرف نظامی، به نمادی از اقتدار و توان بازدارندگی ایران در برابر قدرتهای بزرگ تفسیر شود. ایران نشان داد که هدفش نمایش قدرت برای قدرت نیست، بلکه اعمال حاکمیت قانونی و دفاع از مرزهای آبی خود است؛ موضوعی که حتی طرف مقابل نیز به ناچار آن را پذیرفت.
چرا خلبان آمریکایی میترسد؟
اکنون و در پرتو همین سابقه، میتوان معنای جمله کوتاه خلبان آمریکایی را بهتر فهمید. وقتی او میگوید از حضور مقابل دوربین ایران میترسیده، در واقع از تکرار قابهایی هراس دارد که پیش از او، همقطارانش و نظامیان انگلیسی تجربه کرده بودند؛ قابی که در آن، روایت ابرقدرتی در برابر واقعیت میدانی رنگ میبازد.
در این نگاه، دوربین تلویزیون ایران صرفاً یک ابزار پخش خبر نیست، بلکه لحظهای است که برتری نظامی ادعایی یک قدرت فرامنطقهای به محک گذاشته میشود و نتیجه آن در برابر چشم جهانیان قرار میگیرد. واشنگتن ممکن است تلاش کند با روایتهای هالیوودی و قهرمانسازیهای انتخاباتی، شکستهای میدانی خود – از سقوط جنگنده تا زمینگیر شدن در حوادثی مانند اصفهان – را بپوشاند، اما ترس نهفته در کلام همین خلبان، خود گواه ناکارآمدی آن سناریوهاست.
آمریکایی که زمانی خود را در قامت قدرت بلامنازع منطقه و جهان معرفی میکرد و حتی کشورهایی چون ونزوئلا را در دایره تهدید مستقیم خود قرار میداد، امروز ناچار است برای توجیه ناکامیهای عملیاتی خود به داستانسرایی متوسل شود؛ داستانهایی که به گفته کارشناسان، با کمترین تحلیل فنی و رسانهای، ضعف و تناقض آن آشکار میشود. با این حال، آنچه در این میان غیرقابل کتمان است، تداوم هراس از مواجهه مستقیم با نیروهای ایرانی و ثبت آن لحظه در قاب دوربین ایرانی است؛ هراسی که ریشه در تجربه دارد، نه تبلیغات.
نظرات (0)