در روزهایی که اخبار خشونت و ترور علیه شماری از ماموستایان اهلسنت و چهرههای مذهبی و اجتماعی در مناطق سنینشین بار دیگر فضای عمومی را نگران کرده است، پرسشی بنیادین بیش از هر جزئیات پروندهای اهمیت مییابد: ترور چیست و چه نسبتی با دین، اخلاق، فقه و حقوق دارد؟ پاسخ به این پرسش، صرفاً امنیتی نیست؛ بلکه در فصل مشترک دین، سیاست، حقوق داخلی و حقوق بینالملل قرار میگیرد.
یادداشتی که در این زمینه منتشر شده، با صراحت تاکید میکند که ترور، جایگزینی گلوله به جای گفتوگو، انتقام به جای عدالت و خشونت به جای قانون است و هیچ اختلاف سیاسی، مذهبی، قومی یا فکری نمیتواند به خودی خود مجوز سلب حیات از انسانی دیگر باشد.
حرمت جان انسان؛ از آیه مائده تا قاعده تجاوز نکردن
از منظر قرآن کریم، حرمت جان انسان از بنیادیترین اصول است. آیه ۳۲ سوره مائده قتل ناحق یک انسان را چنان سنگین میداند که گویی همه انسانها کشته شدهاند. این تعبیر، فراتر از یک هشدار اخلاقی، تأسیس یک اصل حقوقی-دینی برای حرمت مطلق نفس انسانی است.
در کنار آن، آیه ۱۹۰ سوره بقره حتی در میدان جنگ نیز مرز تعیین میکند: «از حد تجاوز نکنید، بیگمان خداوند تجاوزگران را دوست ندارد». این دو اصل در کنار هم نشان میدهد که حتی در منطق جنگ نیز خشونت بیضابطه و مطلق پذیرفته نیست؛ چه رسد به شرایط عادی که اختلاف نظر سیاسی یا مذهبی بهانهای برای گرفتن جان دیگری شود.
سنت نبوی؛ تمایز میان مبارزه ضابطهمند و خشونت کور
در سنت پیامبر اکرم (ص) نیز این مرزبندی به روشنی دیده میشود. روایت منقول در صحیح بخاری (حدیث ۳۰۱۵) درباره نهی از کشتن زنان و کودکان در جنگ، در کنار مجموعه روایات مربوط به آداب و اخلاق جنگ، گویای آن است که اسلام میان «مبارزه مسلحانه ضابطهمند» و «خشونت کور» تفاوت قائل است.
بر همین اساس، استفاده از مفاهیمی چون جهاد، دفاع از مردم یا آزادیخواهی برای مشروع جلوه دادن هر اقدام خشونتآمیز، از نظر علمی و فقهی مردود است. هر عملیات مسلحانهای جهاد نیست، هر کشتهشدنی شهادت محسوب نمیشود و هر قاتلی مجاهد خوانده نمیشود.
مقاصد شریعت؛ حفظ جان در کنار حفظ دین
یکی از مهمترین چارچوبهای نظری برای فهم این مسئله، نظریه مقاصد شریعت است. امام ابوحامد غزالی از ضروریات پنجگانه شریعت شامل حفظ دین، جان، عقل، نسل و مال سخن گفته است؛ منظومهای که بعدها توسط امام شاطبی تفصیل یافت و در آثار اندیشمندانی چون ابنعاشور توسعه پیدا کرد.
در این نگاه، «حفظ نفس» یکی از محورهای اصلی نظام مقاصد است و نمیتوان به بهانه یکی از ضروریات، دیگری را قربانی کرد. اگر فردی با ادعای «حفظ دین» یا «حفظ نسل» یک عالم دینی را ترور کند، در واقع به نام یک مصلحت، دو مصلحت دیگر یعنی جان و عقل را نقض کرده است. مقاصد شریعت باید به صورت متوازن و هماهنگ محقق شوند، نه گزینشی و خودسرانه. خشونتی که امنیت عمومی را ویران و جان انسانها را تهدید کند، هرگز نمیتواند با عنوان «مصلحت» توجیه شرعی یابد. شریعت برای صیانت از انسان آمده، نه برای تبدیل او به ابزار نزاع سیاسی.
درس نهجالبلاغه؛ هشدار درباره خون ناحق
نامه ۵۳ نهجالبلاغه معروف به عهدنامه مالک اشتر، طولانیترین وصیت سیاسی امام علی (ع) است. در این نامه، امام به صراحت مالک اشتر را از ریختن خون به ناحق برحذر میدارد و پیامدهای سنگین آن را برای مشروعیت و پایداری حکومت گوشزد میکند.
این نگاه، پایهای برای اخلاق سیاسی اسلامی است: قدرت نباید با خون ناحق تثبیت شود و امنیت نیز نباید با انتقام اشتباه گرفته شود. مبارزه با تروریسم ضرورتی انکارناپذیر است، اما این مبارزه تنها در چارچوب قانون، عدالت، تحقیق دقیق و دادرسی منصفانه معنا پیدا میکند.
تفاوت قصاص و ترور؛ مرز قانون و انتقام خودسرانه
یکی از خطاهای خطرناک، یکسانانگاری «قصاص» و «ترور» است. قصاص در فقه اسلامی یک نهاد حقوقی است که پس از احراز جرم، وجود سوءنیت، برابری شرایط و طی فرآیند قضایی و با تصمیم قاضی و در صورت عدم گذشت ولی دم اجرا میشود.
در حالی که ترور، حذف فیزیکی انسان بدون دادرسی، بدون اثبات جرم و بدون احراز مسئولیت است. اگر هر فرد یا گروهی بتواند بر اساس برداشت شخصی خود حکم مرگ دیگری را صادر و اجرا کند، اساس نظم حقوقی فرو میپاشد. قاعده روشن است: اگر کسی مجرم است باید محاکمه شود و اگر بیگناه است باید حمایت شود؛ هیچکس حق ندارد خود را همزمان قاضی و مجری حکم مرگ بداند.
اختلاف فقهی، مجوز حذف نیست
مذاهب اسلامی در برخی مسائل فقهی و سیاسی اختلاف نظر دارند، اما این اختلافات هرگز مجوز حذف فیزیکی طرف مقابل نیست. فقه اسلامی میان مفاهیمی چون اختلاف، بغی، محاربه، جهاد، قصاص و قتل خودسرانه تمایز دقیق قائل است و خلط این عناوین، راه را برای سوءاستفاده از دین به نفع خشونت باز میکند. اسلام اختلاف را به رسمیت میشناسد اما هر اختلافی را به جنگ تبدیل نمیکند.
روحانیون؛ پلهای میانفرهنگی و قربانیان اصلی ترور
روحانیون، بهویژه در مناطق دارای تنوع قومی و مذهبی، تنها نمادهای دینی نیستند؛ بلکه پلهای میانفرهنگی و حکمای اجتماعی به شمار میروند. از این رو ترور یک عالم دینی، پیامدی فراتر از قربانی و خانواده او دارد و میتواند انسجام اجتماعی یک منطقه را هدف بگیرد.
با این حال باید از افتادن در دام خطرناک انتساب جمعی پرهیز کرد. نویسنده یادداشت تاکید میکند: «تروریست، نماینده هیچ مذهب و قومی نیست» و جنایت یک فرد نباید به پای یک مذهب، قوم یا ملت نوشته شود. اگر عالمی اهلسنت ترور شد، نباید همه شیعیان یا اهلسنت متهم شوند و اگر عالمی شیعه هدف قرار گرفت، نباید جامعه اهلسنت مسئول شناخته شود. تروریست را باید با جرم خودش سنجید، نه با هویت ادعاییاش.
ایران سرزمینی با تنوع قومی و مذهبی است؛ جایی که شیعه و سنی، ترک، کرد، بلوچ، لر و ترکمن قرنها در کنار هم زیستهاند. از همین رو، مسئولیت عالمان شیعه و سنی، حقوقدانان، سیاستمداران و نخبگان پس از چنین حوادثی، صرفاً محکوم کردن ترور نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل تروریسم به ابزار جنگ مذهبی و قومی است.
راه حل اختلاف، گلوله نیست
پیام محوری این تحلیل آن است که اختلافها باید از مسیر گفتوگو، نقد و قانون حل شوند. اگر با عالمی مخالفیم، با استدلال پاسخ دهیم؛ اگر با سیاستمداری زاویه داریم، او را نقد کنیم؛ اگر با مذهبی اختلاف داریم، بحث علمی کنیم و اگر با سیاستی مخالفیم، راههای مدنی و قانونی را دنبال کنیم. اما حذف فیزیکی انسان، هیچیک از این اختلافها را حل نمیکند.
گلوله پاسخ اندیشه نیست، ترور استدلال نیست و کشتن مخالف پیروزی فکری محسوب نمیشود.
نقطه اشتراک اسلام، حقوق بشر و حقوق بینالملل
هرچند میان برخی مبانی فلسفی حقوق بشر مدرن و فقه اسلامی تفاوتهایی وجود دارد، اما در حرمت جان انسان اشتراکات مهمی دیده میشود. اسلام از حرمت نفس، عدالت و منع تجاوز سخن میگوید، حقوق بشر از حق حیات، امنیت شخصی و کرامت انسانی، و حقوق بینالملل با قواعد منع توسل به زور، حمایت از غیرنظامیان و تعقیب جرایم بینالمللی تلاش میکند خشونت را مهار و در چارچوب قانون قرار دهد. این اشتراکات میتواند زمینه گفتوگو و همکاری میان سنت اسلامی و حقوق مدرن را فراهم کند.
در جمعبندی، این یادداشت تصریح میکند:
- ترور جهاد نیست، زیرا جهاد در فقه دارای شرایط و ضوابط دقیق است.
- ترور عدالت نیست، زیرا عدالت نیازمند فرآیند و معیار حقوقی است.
- ترور قصاص نیست، زیرا قصاص نهادی قضایی است نه انتقام خودسرانه.
- ترور دفاع مشروع نیست، زیرا دفاع مشروع تابع ضرورت و تناسب است.
- ترور آزادیخواهی نیست، زیرا آزادی بدون احترام به جان انسان به ضد خود بدل میشود.
و مهمتر از همه، ترور راه حل اختلاف نیست؛ بلکه خود تولیدکننده خشونت و اختلاف بیشتر است. گلوله میتواند یک انسان را خاموش کند، اما نباید اجازه داد ترور صدای عدالت، قانون، وحدت ملی و کرامت انسانی را خاموش کند.
نظرات (0)