جیک سالیوان، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا در دولت جو بایدن، به صراحت از رویکرد دولت دونالد ترامپ در قبال ایران انتقاد کرد و هشدار داد که ایالات متحده در درگیری کنونی با تهران گرفتار شده و چشماندازی برای پایان کمهزینه آن دیده نمیشود.
سالیوان که در گفتوگو با شبکه خبری اماسانبیسی سخن میگفت، تاکید کرد جنگی که رئیسجمهور فعلی آمریکا علیه ایران به راه انداخته، تنها گزینههای بد را پیش روی واشنگتن قرار داده است؛ جنگی پرهزینه که منابع عظیم نظامی و مالی آمریکا را میبلعد بیآنکه دستاوردی پایدار به همراه داشته باشد.
جنگی پرهزینه بدون راه خروج
به گفته سالیوان، ایالات متحده برای ادامه این تقابل، میلیاردها دلار هزینه کرده و بخش قابل توجهی از توان رزمی خود را درگیر کرده است. او تصریح کرد: «جنگی که دونالد ترامپ علیه ایران به راه انداخته، به بهای صرف میلیاردها دلار و اختصاص تقریباً نیمی از نیروی دریایی کشور و بخش عمدهای از نیروهای ویژه ما انجام میشود تا بتوانیم تنگه را اندکی باز کنیم.»
مشاور پیشین کاخ سفید در ادامه با جملهای صریح وضعیت کنونی را توصیف کرد: «ما در این جنگ گیر افتادهایم و هیچ راه خروج مناسبی از آن وجود ندارد.» به باور او، واشنگتن نهتنها به اهداف اعلامشده خود دست نیافته، بلکه به نقطهای رسیده که هر تصمیم پیش رو، هزینه و ریسک بالایی دارد.
تنگه هرمز؛ گلوگاه استراتژیک در کانون مناقشه
یکی از محورهای اصلی انتقاد سالیوان، موضوع تنگه هرمز است؛ آبراهی راهبردی که حدود یکچهارم نفت جهان از آن عبور میکند و امنیت آن برای اقتصاد جهانی حیاتی است. دولت ترامپ مدعی شده که عملیات نظامی آمریکا توانسته این تنگه را هرچند بهصورت محدود بازگشایی و تردد کشتیها را تسهیل کند.
سالیوان اما این ادعا را رد کرد و گفت واقعیتهای میدانی چیز دیگری را نشان میدهد. به گفته او، با وجود استقرار گسترده ناوگروهها، ناوشکنها و یگانهای ویژه در منطقه، هنوز تردد ایمن و پایدار کشتیهای تجاری برقرار نشده و ادعای بازگشایی تنگه، بیش از آنکه مبتنی بر دادههای عملیاتی باشد، یک روایت سیاسی است.
او یادآور شد که تمرکز تقریباً نیمی از نیروی دریایی آمریکا در یک نقطه جغرافیایی محدود، به معنای تضعیف توان بازدارندگی واشنگتن در سایر نقاط جهان از جمله اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی است؛ موضوعی که میتواند در بلندمدت به ضرر منافع راهبردی آمریکا تمام شود.
چرا اظهارات سالیوان اهمیت دارد؟
جیک سالیوان از چهرههای ارشد سیاست خارجی حزب دموکرات و معمار بسیاری از پروندههای امنیتی دولت بایدن به شمار میرود. او در طول چهار سال گذشته نقش محوری در مدیریت پرونده هستهای ایران، جنگ اوکراین و رقابت با چین داشته است. به همین دلیل، انتقاد او از سیاستهای ترامپ صرفاً یک موضعگیری حزبی تلقی نمیشود، بلکه بازتاب نگرانی بخشی از نهادهای امنیتی و نظامی آمریکا نسبت به فرسایشی شدن تقابل با ایران است.
سالیوان پیشتر نیز نسبت به خطر کشیده شدن آمریکا به یک جنگ منطقهای گسترده هشدار داده بود. او معتقد است راهبرد فشار حداکثری بدون دیپلماسی مکمل، نهتنها ایران را به عقبنشینی وادار نمیکند، بلکه تهران را به توسعه توان بازدارندگی و تعمیق پیوندهای منطقهای سوق میدهد.
گرفتار شدن در چرخه تنش
تحلیلگران در واشنگتن میگویند اظهارات سالیوان به یک معضل قدیمی در سیاست خارجی آمریکا اشاره دارد: آغاز آسان، خروج دشوار. تجربه جنگهای افغانستان و عراق نشان داده که ورود به درگیریهای نظامی در خاورمیانه اغلب با اهداف محدود آغاز میشود اما بهسرعت به تعهدی بلندمدت و پرهزینه تبدیل میگردد.
در ماجرای اخیر نیز، به گفته سالیوان، کاخ سفید بدون طراحی یک راهبرد خروج مشخص، وارد تقابلی شده که هر روز هزینههای مستقیم و غیرمستقیم آن افزایش مییابد؛ از هزینه سوخت و نگهداری ناوگان دریایی گرفته تا بیمه کشتیها، اختلال در زنجیره تأمین انرژی و افزایش بهای نفت در بازارهای جهانی.
پیامدهای داخلی و بینالمللی
انتقاد مشاور امنیت ملی پیشین آمریکا در شرایطی مطرح میشود که افکار عمومی این کشور نسبت به هزینههای سیاست خارجی حساستر شده است. اختصاص بودجههای کلان به عملیات برونمرزی در حالی که چالشهای داخلی از جمله تورم و مهاجرت در صدر مطالبات رایدهندگان قرار دارد، میتواند به پاشنه آشیل دولت ترامپ در آستانه تحولات انتخاباتی تبدیل شود.
در سطح بینالمللی نیز، تداوم تنش در خلیج فارس و تنگه هرمز، متحدان اروپایی و آسیایی آمریکا را نگران کرده است. این کشورها که به شدت به واردات انرژی از خاورمیانه وابستهاند، بارها خواستار کاهش تنش و بازگشت به مسیر دیپلماسی شدهاند. هشدار سالیوان مبنی بر نبود راه خروج مناسب، این نگرانی را تقویت میکند که در صورت عدم تغییر رویکرد، منطقه برای مدت طولانی در وضعیت بیثباتی باقی بماند.
در مجموع، سخنان جیک سالیوان را میتوان نشانهای از شکاف عمیق در نگاه نخبگان آمریکایی به نحوه مواجهه با ایران دانست؛ شکافی میان رویکرد مبتنی بر فشار نظامی مستقیم و رویکردی که دیپلماسی، بازدارندگی هوشمند و مدیریت تنش را ترجیح میدهد. به باور سالیوان، تا زمانی که واشنگتن راهبردی واقعبینانه و کمهزینه برای مدیریت پرونده ایران تدوین نکند، گرفتار ماندن در این جنگ، نه یک احتمال، بلکه واقعیت جاری سیاست خارجی آمریکاست.
نظرات (0)