هوشنگ توکلی، هنرمند باسابقه سینما، تئاتر و تلویزیون در گفت‌وگویی با باشگاه خبرنگاران جوان از پدیده‌ای سخن گفت که سال‌هاست به‌عنوان یکی از چالش‌های اصلی بدنه هنر ایران مطرح می‌شود؛ باندبازی و انحصار در انتخاب بازیگر و سپردن فرصت‌ها به حلقه‌های محدود.

به گفته این بازیگر پیشکسوت، این رویه باعث شده بسیاری از چهره‌های توانمند به دلایل شخصی و غیرحرفه‌ای از چرخه کار حذف شوند و در مقابل، افرادی بدون صلاحیت لازم جایگزین آن‌ها شوند؛ اتفاقی که به اعتقاد او نه‌تنها عدالت حرفه‌ای را زیر سؤال می‌برد، بلکه سرمایه انسانی سینما را نیز فرسوده می‌کند.

روایت توکلی از انحصار در سینما

توکلی در واکنش به این پرسش که آیا باندبازی در سینمای ایران واقعیت دارد، صراحتا پاسخ داد: «بله، چنین باندبازی‌هایی وجود دارد.» او توضیح داد که گروه‌ها و باندهای مختلف با ایجاد انحصار، عملا مسیر ورود به حرفه بازیگری را برای جوانان مستعد اما فاقد روابط و پشتوانه مسدود می‌کنند.

این هنرمند پیشکسوت تأکید کرد که این جوانان که با امید و انگیزه وارد عرصه هنر شده‌اند، در همان گام‌های نخست با دیوار روابط نانوشته مواجه می‌شوند، آسیب می‌بینند و در نهایت از میدان طرد می‌شوند. به گفته او، حذف سیستماتیک استعدادها، خسارتی است که در بلندمدت کیفیت آثار نمایشی و تنوع بازیگری در سینما و تلویزیون را کاهش می‌دهد.

جمعیت میلیونی فارغ‌التحصیلان هنر در برابر بازار کار محدود

بخش دیگری از سخنان توکلی به شکاف عمیق میان آموزش و اشتغال در حوزه هنر اختصاص داشت. او یادآور شد که امروز نزدیک به یک میلیون و چند هزار فارغ‌التحصیل در رشته‌های مختلف هنری در کشور وجود دارد که بسیاری از آن‌ها دارای مدارک عالی دانشگاهی هستند.

این کارگردان باسابقه پرسشی کلیدی را مطرح کرد: «آیا بازار کار برای تمام این افراد وجود دارد؟ خیر!» به باور او، همین عدم توازن میان تعداد دانش‌آموختگان و ظرفیت واقعی تولید در سینما، تئاتر و تلویزیون، زمینه‌ساز بروز بحران شده است.

توکلی معتقد است وقتی ظرفیت تولید سالانه، پروژه‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی محدود است اما هر سال هزاران دانشجو از دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های هنری فارغ‌التحصیل می‌شوند، رقابت ناسالم و نابرابری تشدید می‌شود و در چنین فضایی، باندبازی بیش از پیش قربانی می‌گیرد.

پیامدهای حذف استعدادهای جوان

از نگاه این بازیگر پیشکسوت، تداوم این وضعیت سه پیامد مهم به همراه دارد. نخست، سرخوردگی و مهاجرت خاموش استعدادها؛ جوانانی که پس از سال‌ها آموزش، به دلیل نداشتن رابط، فرصت دیده‌شدن پیدا نمی‌کنند و به‌تدریج از حرفه فاصله می‌گیرند.

دوم، افت کیفی آثار نمایشی است. وقتی انتخاب بازیگر به جای شایسته‌سالاری بر اساس مناسبات گروهی انجام شود، نقش‌ها به افرادی می‌رسد که لزوما توان لازم برای ایفای آن را ندارند و نتیجه، تولید آثاری ضعیف‌تر و فاصله گرفتن مخاطب است.

سوم، تکرار چهره‌ها و محدود شدن دایره تجربه‌های تازه است. انحصار حلقه‌های بسته، تنوع بازیگری را کاهش می‌دهد و اجازه نمی‌دهد صداها، چهره‌ها و روایت‌های جدید وارد جریان اصلی سینما شوند.

ضرورت عدالت حرفه‌ای و شفافیت در انتخاب‌ها

توکلی اگرچه به‌طور مستقیم راهکار اجرایی ارائه نکرد، اما لحن انتقادی او نشان می‌دهد که عبور از این بحران نیازمند بازنگری جدی در سازوکار انتخاب بازیگر، شفاف شدن فرآیند تست و تست‌های بازیگری و تقویت نقش نهادهای صنفی است.

کارشناسان حوزه سینما نیز پیش‌تر بارها تأکید کرده‌اند که ایجاد بانک اطلاعاتی شفاف از بازیگران، برگزاری فراخوان‌های عمومی و نظارت صنفی بر قراردادها می‌تواند تا حدی از انحصار بکاهد و فرصت برابرتری برای حضور جوانان فراهم کند. حمایت از تولیدات مستقل، تئاترهای دانشجویی و فیلم‌های کوتاه نیز از دیگر مسیرهایی است که می‌تواند سکوی پرتابی برای استعدادهای تازه باشد.

در نهایت، هشدار هوشنگ توکلی را می‌توان صدای نسلی دانست که فراز و نشیب‌های سینمای ایران را از نزدیک تجربه کرده و امروز نگران آینده سرمایه انسانی آن است. به باور او، تا زمانی که باندبازی جای شایسته‌سالاری را بگیرد، بحران بیکاری هنرمندان تحصیل‌کرده و طرد جوانان مستعد ادامه خواهد داشت و سینمای ایران از حضور نسلی تازه و باانگیزه محروم می‌ماند.