علیالطاهر دیگر فقط یک ارتفاع راهبردی در جنوب لبنان نیست؛ این نقطه امروز به معیاری برای سنجش صداقت اسرائیل در موضوع عقبنشینی تبدیل شده است. تلآویو میگوید نیروهای زمینی را خارج میکند، اما همزمان میخواهد آسمان، آتش توپخانه و اختیار بازگشت دوباره را برای خود حفظ کند؛ معادلهای که دولت لبنان هنوز پاسخی عملی برای آن ندارد.
علیالطاهر؛ از ادعای انهدام تونلها تا ابهام عقبنشینی
مقامهای نظامی اسرائیل اعلام کردهاند در منطقه علیالطاهر کنترل عملیاتی برقرار کرده و شبکهای تونلی به طول حدود دو کیلومتر شامل اتاقهای فرماندهی، انبارهای سلاح، راکت، موشک، پهپاد و مواد منفجره را منهدم کردهاند. با این حال، پرسش اصلی دقیقاً پس از همین ادعا آغاز میشود: آیا خروج احتمالی نیروهای زمینی به معنای پایان حضور اشغالگرانه است یا تنها تغییر شکل آن؟
کارشناسان مسائل لبنان تأکید میکنند تفاوت میان «عقبنشینی» و «پایان اشغال» در همین نقطه آشکار میشود. اگر اسرائیل پس از ترک زمین، همچنان بر فراز منطقه پرواز کند، هر نقطهای را زیر آتش داشته باشد و هر زمان اراده کرد دوباره وارد شود، نمیتوان از پایان اشغال سخن گفت.
«خط زرد» چیست و چرا ۶ درصد خاک لبنان را دربرمیگیرد؟
اصطلاح «خط زرد» به منطقهای اطلاق میشود که ارتش اسرائیل در داخل خاک لبنان تصرف کرده، ساکنان آن را به طور کامل تخلیه کرده و اکنون حتی در صورت کاهش حضور زمینی، میخواهد آن را زیر اشراف اطلاعاتی و تیررس مستقیم خود نگه دارد.
برآوردهای میدانی و نقشههای منتشرشده، مساحت این کمربند را بین ۵۵۰ تا ۶۱۰ کیلومتر مربع تخمین میزنند؛ رقمی معادل نزدیک به ۶ درصد از کل مساحت لبنان. این یعنی منطقهای به وسعت یک استان کوچک که عملاً از حیات مدنی تهی شده و به پادگان باز تبدیل شده است.
ترفند جدید به نام «خط خاکستری»
در برابر فشارهای داخلی و بینالمللی برای خروج، تلآویو اکنون ایده «خط خاکستری» را مطرح کرده است؛ طرحی که در ظاهر عقبنشینی است اما در باطن تداوم کنترل است.
بر اساس این پیشنهاد، نیروها تنها چند کیلومتر به عقب منتقل میشوند و در یک کمربند حدود ۳ تا ۴ کیلومتری مستقر خواهند شد. مواضع مستحکم در ارتفاعات مشرف باقی میماند، سامانههای دید و شنود و پهپادها فعال میمانند و تمام اراضی تخلیهشده همچنان زیر نظارت و آتش اسرائیل قرار میگیرد. به عبارت دیگر، کاهش تعداد سرباز به معنای کاهش اشغال نیست؛ اشغال تنها کمرنگتر و به تعبیر برخی ناظران، «خاکستری» میشود.
هزینهای که جنوب لبنان پرداخته است
اسرائیل طرح خود را با توجیه «منطقه حائل امنیتی» ارائه میدهد، اما بهای این امنیت ادعایی را مردم جنوب لبنان پرداختهاند. ارزیابی مورد حمایت سازمان ملل که بر پایه تصاویر ماهوارهای تا ۲۹ آوریل تهیه شده، ابعاد فاجعه را روشن میکند:
- خسارت مستقیم به ساختمانها در دو استان جنوبی: ۱.۳۸ میلیارد دلار
- حجم آوار بهجا مانده: حدود ۳.۱ میلیون مترمکعب
- تعداد ساختمانهای بهطور کامل ویرانشده: ۱۱ هزار و ۹۵ واحد
- واحدهای مسکونی آسیبدیده: بیش از ۴۱ هزار واحد
- در روستای عیترون بهتنهایی: ۱۶۵۸ ساختمان نابود شده است
بخش کشاورزی نیز ضربهای سنگین متحمل شده است؛ ۱۸ هزار و ۵۵۹ هکتار از اراضی کشاورزی جنوب به طور مستقیم آسیب دیده و بیش از ۱۲ هزار هکتار دیگر در جنوب و منطقه نبطیه به دلیل ناامنی و عدم امکان دسترسی کشاورزان، به حال خود رها شده است.
این آمارها نشان میدهد مسئله فراتر از جابهجایی چند تانک است. وقتی خانهای ویران شده، شبکه آب از کار افتاده، جاده و بیمارستان امن وجود ندارد و کشاورز نمیتواند به زمین خود بازگردد، عملاً امکان بازگشت جمعیت از بین میرود. تا پایان ماه ژوئیه، بر اثر حملات و درگیریها ۴ هزار و ۳۳۳ نفر کشته و ۱۲ هزار و ۲۳۶ نفر زخمی شدهاند و در اوج جنگ بیش از یک میلیون نفر آواره شدند.
خطر ایجاد منطقه خالی از سکنه
ناظران لبنانی هشدار میدهند در چنین شرایطی، ایجاد «منطقه حائل» عملاً به معنای تولید یک منطقه خالی از سکنه است. ابتدا ساکنان تحت فشار حملات و تخریب مجبور به ترک خانه میشوند و سپس همین خالی بودن منطقه، به بهانهای امنیتی برای تداوم حضور و کنترل اسرائیل تبدیل میشود. چرخهای که در آن تخلیه جمعیت، خود توجیه ماندن اشغالگر میشود.
آزمون دشوار دولت لبنان؛ از وعده تا واقعیت میدانی
در سوی دیگر، دولت لبنان با آزمونی تاریخی مواجه است: تبدیل حاکمیت رسمی به اقتدار واقعی بر سراسر خاک کشور. ژوزف عون، رئیسجمهور لبنان، با سفر به نبطیه و زوتر الغربیه تلاش کرد این پیام را منتقل کند که دولت و ارتش لبنان محور مرحله پس از جنگ خواهند بود و از حق ماندن مردم در سرزمین خود و بازسازی جنوب حمایت میکنند.
اما واقعیت میدانی فاصله زیادی با این وعدهها دارد. نمونه روشن آن زوتر الغربیه است؛ روستایی که برای یک عقبنشینی محدود اسرائیل از آن، هفتهها مذاکره لازم بود. حتی پس از استقرار نیروهای لبنانی، نظامیان اسرائیلی در فاصله چندصد متری باقی ماندند، به سوی نیروهای مستقر تیر هشدار شلیک کردند و عملیات تخریب در اطراف روستا ادامه یافت. نیمی از بافت روستا ویران شده و بسیاری از خانوادهها اساساً خانهای برای بازگشت ندارند.
این تصویر نشان میدهد تا زمانی که ارتش اسرائیل بتواند تعیین کند نیروهای لبنانی کجا مستقر شوند، کجا شلیک کند و چه زمانی دوباره وارد خاک لبنان شود، حاکمیت بیروت بر جنوب، حاکمیتی محدود و شکننده باقی خواهد ماند.
آیا اشغال پایان یافته یا فقط تغییر نام داده است؟
تجربه علیالطاهر و سرنوشت خط زرد به خوبی نشان میدهد که رفتن از یک خط به خط دیگر، به خودی خود پایان اشغال نیست. اگر اسرائیل از خط زرد به خط خاکستری منتقل شود اما همچنان حق حمله هوایی، نظارت دائمی و بازگشت زمینی را برای خود محفوظ بداند، تنها نام خط عوض شده، نه ماهیت حضور.
مسئله امروز جنوب لبنان دیگر این نیست که اسرائیل چند کیلومتر عقب میرود؛ مسئله این است که آیا لبنان میتواند زمین خود را به معنای واقعی پس بگیرد. تا زمانی که مردم نتوانند به خانههای خود بازگردند، بازسازی به دلیل تهدید مداوم ممکن نباشد و هر لحظه احتمال ورود دوباره نظامیان اسرائیلی وجود داشته باشد، نمیتوان از پایان اشغال سخن گفت؛ اشغال فقط رنگ عوض کرده است.
نظرات (0)