در روزهای اخیر، انتشار بیلبوردهایی در سطح شهر تهران که در آنها برخی واژه‌های فارسی به‌صورت پیوسته نوشته شده و سپس، بدون توجه به معنا و ساختار کلمه، به چهار بخش مجزا تقسیم شده‌اند، موجی از واکنش‌ها را در میان شهروندان و اهالی زبان و ادب فارسی برانگیخته است. بسیاری از کارشناسان این شیوه را نوعی تعرض به رسم‌الخط معیار زبان فارسی و مخدوش‌کردن قواعد پذیرفته‌شده آن می‌دانند و آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی متعددی برای آن برمی‌شمارند.

این ماجرا پرسشی تازه را پیش روی جامعه فرهنگی کشور گذاشته است: استفاده هنری از خط و نوشتار در تبلیغات تا چه اندازه مجاز است و مرز میان خلاقیت بصری و تحریف زبان کجاست؟ همچنین این پرسش مطرح شده که آیا نهادهایی مانند شهرداری یا صداوسیما برای نظارت بر کاربرد رسم‌الخط در تبلیغات تجاری کارشناس مستقل دارند یا خیر.

مرز میان خلاقیت هنری و تحریف زبان

محمدحسن مقیسه، پژوهشگر و کارشناس حوزه زبان و فرهنگ، در گفت‌وگویی با خبرنگار مهر به این پرسش‌ها پاسخ داده و تأکید کرده است که ضوابط استفاده از زبان فارسی در تبلیغات را طبیعتاً نهادهای نظارتی و علمی تعیین می‌کنند و این موضوع در چارچوب وظایف اداری آن‌ها قرار می‌گیرد.

به باور او، از منظر هنری هیچ ایرادی ندارد که در تبلیغات از انواع هنرها، خطوط و نگارش‌های تزئینی بهره گرفته شود؛ اما این بهره‌گیری نباید رسم‌الخط معهود و معمول را بر هم بزند. وی می‌گوید: «روشی که همه افراد یک کشور، از دانش‌آموز خردسال تا تحصیل‌کرده‌های سطوح عالی، به آن خو گرفته‌اند نباید مخدوش شود؛ زیرا این کار می‌تواند سنگ‌بنای تحریف‌های بعدی باشد و هیچ فرهنگ و کشوری چنین رویه‌ای را برنمی‌تابد.»

مقیسه با رد این ادعا که بی‌نظمی و درهم‌ریختگی نوشتاری را بتوان به‌عنوان «کار هنری» توجیه کرد، هشدار می‌دهد که پذیرش چنین شیوه‌هایی قطعاً به تحریف‌ها و انحراف‌های بزرگ‌تری در زمینه‌های دیگر نیز دامن خواهد زد.

رسم‌الخط فارسی؛ میراثی که در برابر تحریف ایستاده است

این پژوهشگر با اشاره به پیشینه تاریخی خط فارسی یادآور شد که ایرانیان پس از ورود اسلام به ایران دریافتند که زبان آنان می‌تواند دین جدید را بپذیرد، بی‌آنکه نیاز به جایگزینی زبان فارسی با عربی باشد. رسم‌الخط فارسی نیز هرچند در برخی حروف از خط عربی تأثیر گرفت، با خوی و خصلت ایرانی مسیر مستقل خود را ادامه داد و به یکی از ارکان هویت فرهنگی این سرزمین تبدیل شد.

مقیسه از دوران قاجار به‌عنوان نقطه آغاز جریانی یاد می‌کند که تحت تأثیر تبلیغات غربی‌ها و جریان‌های غرب‌گرا، خط فارسی را عامل عقب‌ماندگی معرفی می‌کرد. این تفکر در کشورهای همسایه نیز ریشه دواند؛ به‌گونه‌ای که در ترکیه خط، زبان و دیگر مؤلفه‌های فرهنگی را دگرگون کردند تا به تصور خود به پیشرفت و نزدیکی با اروپا دست یابند و حتی برخی حروف را به بهانه «خشن بودن» از زبان کنار گذاشتند.

تلاش‌های تاریخی برای تغییر خط فارسی

در ایران نیز این نگاه در دوره پهلوی اول پیگیری شد. پیش از آن، برخی نویسندگان و روشنفکران رسم‌الخط‌های جایگزینی پیشنهاد کرده بودند و در دوره پهلوی نخست، موضوع تغییر خط در جامعه مطرح شد. بعدها و در دوره پهلوی دوم، حتی بحث جایگزینی زبان اسپرانتو به‌جای فارسی نیز به میان آمد. مقیسه این دیدگاه‌ها را مبتنی بر استدلالی سست می‌داند که محور آن، ضرورت نزدیک‌شدن به اروپا و قرارگرفتن در شمار کشورهای به‌اصطلاح متمدن بود.

به گفته وی، در مقابل این جریان‌ها، دانشمندانی که به فرهنگ و تمدن عمیق و ریشه‌دار ایران می‌اندیشیدند ایستادگی کردند و نشان دادند که با همین فرهنگ، زبان و رسم‌الخط می‌توان در جامعه جهانی حرفی برای گفتن داشت.

حفاظت از زبان فارسی پس از انقلاب اسلامی

مقیسه با اشاره به دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، نجات زبان فارسی از خطر تحریف و جایگزینی را یکی از خدمات بزرگ انقلاب به این زبان دانست و از رهبر شهید انقلاب به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین حامیان زبان فارسی یاد کرد که با دفاع از شعر و نثر فارسی و تمدنی که این زبان در طول تاریخ بر دوش کشیده، اهمیت آن را برای همگان روشن ساخت. به گفته او، اکنون کمتر کسی جرئت می‌کند از تغییر خط و زبان سخن بگوید و هر حرکتی که زبان و خط فارسی را خدشه‌دار کند باید با روش‌های علمی و اداری با آن مقابله شود.

قانون خوب، اجرای ضعیف

این پژوهشگر در بخش دیگری از سخنان خود به آسیبِ فاصله میان تدوین و اجرای قانون اشاره کرد و گفت: «یکی از مشکلات جامعه ما این است که گاهی قانون بسیار خوب نوشته می‌شود، اما اجرای قانون با خود قانون تفاوت دارد؛ در حالی که اجرا به‌مراتب مهم‌تر از تدوین است.» وی خاطرنشان کرد که در دوران پس از انقلاب، قوانین خوبی تدوین شده اما به دلیل ضعف مجریان زمین‌گیر شده‌اند.

مقیسه پیشنهاد کرد که نهادهای نظارتی و به‌ویژه نهادهای دانشی مانند فرهنگستان‌ها با ترکیب دانش تخصصی و ضوابط اداری، جلوی تخطی از حریم خط و زبان فارسی را بگیرند. به گفته او، لازم است نهادهای علمی، فرهنگی و نظارتی ضوابط روشن‌تری برای استفاده از زبان فارسی در تبلیغات تدوین کنند و بر اجرای آن‌ها نظارت مستمر داشته باشند؛ چرا که زبان و خط فارسی از عناصر مهم هویت فرهنگی و تمدنی این سرزمین هستند و استفاده ابزاری و سودجویانه از آن، حتی با عنوان خلاقیت هنری، نمی‌تواند توجیهی برای تحریف و بی‌نظمی نوشتار باشد.