پانزدهم مرداد، سالروز شهادت امیر سرلشکر خلبان عباس بابایی، یادآور نام فرماندهای است که در حافظه همرزمانش نه فقط با پرواز و عملیاتهای هوایی، بلکه بیش از هر چیز با اخلاق، اخلاص و توانایی نفوذ در دل انسانها ثبت شده است. روایتهای رهبر معظم انقلاب از این شهید نشان میدهد که او پیش از آنکه مدیر تجهیزات و هواپیما باشد، سازنده انسانها بود؛ فرماندهای که حتی منتقدان و ناسازگاران را نیز زیر پرچم خود جمع کرد.
انتخابی که دل همه را میلرزاند
آیتالله خامنهای در دیدار با خانواده شهید بابایی، خاطرهای از سال ۱۳۶۱ نقل کردهاند؛ سالی که عباس بابایی با درجه سرگردی برای فرماندهی پایگاه هشتم شکاری اصفهان انتخاب شد و به درجه سرهنگ تمام ارتقا یافت. به گفته ایشان، بسیاری به موفقیت این جوان انقلابی در اداره یکی از مهمترین پایگاههای نیروی هوایی تردید داشتند و حتی خود کسانی که بر این انتخاب اصرار داشتند نیز نگران بودند. اما نتیجه، همان «توانستن»ی بود که بعدها به یکی از افتخارات دفاع مقدس تبدیل شد.
پایگاهی که از بحران به الگو رسید
پایگاه هشتم شکاری اصفهان در آن روزها وضعیت پیچیدهای داشت؛ اختلافهای داخلی، فضای متشنج سیاسی و نفوذ عناصر ناسازگار، اداره آن را برای هر فرماندهی دشوار کرده بود. بابایی اما به جای برخوردهای تند و حذف نیروها، مسیر گفتوگو، رفاقت و اعتمادسازی را برگزید. او با سادهزیستی، حضور میان نیروها و ارتباط صمیمانه با کارکنان، اعتماد مجموعه را جلب کرد؛ تا جایی که رهبر معظم انقلاب بارها از این تحول یاد کرده و فرمودهاند: «او حقیقتاً پایگاه را متحول کرد.»
این تحول تنها به مسائل انضباطی محدود نماند. بابایی همزمان به ارتقای توان رزمی، آموزش نیروها و توسعه آمادگی عملیاتی توجه داشت و حتی پیشنهاد آموزش خلبانی به نیروهای سپاه را مطرح کرد؛ پیشنهادی که نشان میداد نگاه او فراتر از مرزبندیهای سازمانی و معطوف به تقویت توان دفاعی کشور بود. نتیجه آنکه این پایگاه در سالهای جنگ به یکی از آمادهترین مراکز عملیاتی نیروی هوایی و نقطه اتکای مأموریتهای هوایی تبدیل شد.
خلبانی که از منتقد به شهید تبدیل شد
یکی از روایتهایی که رهبر معظم انقلاب نقل کردهاند، شاید بیش از هر روایت دیگری شخصیت شهید بابایی را ترسیم میکند. در روزگاری که فرماندهی نیروهای مسلح بر عهده بنیصدر بود و فضای ناسازگاری و بیکاری بر برخی بخشها حاکم بود، خلبانی وجود داشت که از ابتدا با نظام همراهی نداشت. بابایی اما با او گرم گرفت، محبت کرد و حتی یک شب او را به مراسم دعای کمیل برد؛ در حالی که آن خلبان از نظر درجه و سابقه خدمت از او ارشدتر بود.
نتیجه این رفتار، تحولی شگفتانگیز بود. همان خلبان بعدها در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد و به شهادت رسید. رهبر معظم انقلاب نقل کردهاند که بابایی میگفت در آن شب دعای کمیل، شانههای آن خلبان از گریه میلرزید و اشک میریخت و از او خواسته بود برای شهادتش دعا کند. این روایت، تصویری از فرماندهی ارائه میدهد که سلاح اصلیاش اخلاق و اخلاص بود؛ فرماندهای که با محبت، قلب و روح نیروهایش را تسخیر میکرد.
از قزوین تا کابین اف-۱۴
عباس بابایی چهاردهم آذر ۱۳۲۹ در خانوادهای مذهبی در قزوین متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان دهخدا و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام گذراند. گرچه در آزمون دانشگاه پذیرفته شد و امکان تحصیل در رشته پزشکی را داشت، اما علاقه دیرینهاش به پرواز، مسیر زندگیاش را تغییر داد و در سال ۱۳۴۸ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد. استعداد و پشتکارش سبب شد برای گذراندن دورههای تکمیلی آموزش پرواز راهی آمریکا شود.
در پایگاه آموزشی «ریس» آمریکا نیز رفتارهای معنوی او توجهها را جلب کرد. شبی فرمانده پایگاه او را در نیمهشب در حال دویدن دید و علت را پرسید؛ بابایی پاسخ داد برای دور کردن وسوسههای نفسانی، به توصیه آموزههای دینی این کار را میکند. این ماجرا بعدها در نشریه داخلی پایگاه نیز بازتاب یافت و نشان داد انضباط اخلاقی از همان سالهای جوانی با شخصیت او عجین بوده است. پس از بازگشت به ایران، او از نخستین خلبانانی بود که برای پرواز با جنگندههای پیشرفته اف-۱۴ انتخاب شد و به یکی از چهرههای شاخص نیروی هوایی تبدیل گشت. با شکلگیری انجمنهای اسلامی در ارتش نیز به دلیل روحیه انقلابی و جایگاه اخلاقی، مسئولیت انجمن اسلامی پایگاه هشتم شکاری را بر عهده گرفت.
فرماندهای از جنس میدان جنگ
با آغاز جنگ تحمیلی، بابایی از خلبانی زبده به یکی از طراحان و مدیران عملیاتهای هوایی تبدیل شد. او معتقد بود تصمیم درست زمانی گرفته میشود که فرمانده میدان را از نزدیک دیده باشد؛ به همین دلیل با وجود مسئولیتهای ستادی، حضور در کابین جنگنده را رها نکرد. بیش از سه هزار ساعت پرواز با انواع هواپیماهای شکاری و حضور در بیش از ۶۰ مأموریت رزمی، بخشی از کارنامه عملیاتی اوست. همرزمانش روایت کردهاند که او پس از هر مأموریت ساعتها در اتاق عملیات میماند، گزارش خلبانان را میشنید و برای مأموریت بعدی برنامهریزی میکرد.
سرانجام این فرمانده پرکار و اخلاقمدار، پانزدهم مرداد ۱۳۶۶ در حالی که هنوز در اوج آمادگی عملیاتی بود، در جریان مأموریتهای دفاع مقدس به شهادت رسید و نامش را برای همیشه در تاریخ نیروی هوایی و دفاع مقدس ماندگار کرد.
میراثی از جنس انسانسازی
شاید راز ماندگاری نام عباس بابایی را بتوان در همین جمله خلاصه کرد: گاهی بزرگی یک فرمانده نه در تعداد عملیاتهایی که طراحی کرده، بلکه در انسانهایی است که تربیت کرده است. او فرماندهای بود که پیش از آنکه پایگاهی را متحول کند، دلها را متحول کرد و نشان داد اقتدار واقعی، نه در حذف مخالفان، بلکه در جذب آنها با اخلاق و محبت است.
نظرات (0)