با رسیدن ماه ربیع‌الاول، خیابان‌ها و مسجدهای کردستان حال‌وهوایی دیگر پیدا می‌کنند؛ شهری که این روزها بوی نذری می‌گیرد و شب‌هایش با آوای دف و مولودی می‌گذرد. مردم این خطه، ربیع‌الاول را «ماه مولود» می‌نامند؛ نامی که از دل باورها و آیین‌های دیرینه برخاسته و جایگاهی ویژه در فرهنگ دینی منطقه دارد.

ماه مولود؛ ماه جشن و برادری

کردستان به‌واسطه پیشینه غنی فرهنگی و تاریخی، همیشه از قطب‌های حفظ آیین‌های بومی و مذهبی در ایران بوده است؛ اما در ماه مولود این آیین‌ها با شکوهی بیشتر جریان پیدا می‌کنند. چراغانی معابر، برگزاری مولودی‌خوانی، دف‌نوازی و حضور گسترده مردم در مسجدها، تکیه‌ها و خانقاه‌ها، چهره‌ای متفاوت به شهرها می‌بخشد.

آنچه این جشن‌ها را در کردستان متمایز می‌کند، پیوند عمیق آن با مفهوم وحدت است. در سال‌های اخیر، جشن‌های میلاد پیامبر(ص) با حضور برادران و خواهران اهل سنت و تشیع در خیابان‌ها و میدان‌های شهر برگزار شده و از برنامه‌هایی همچون «هزار دف» تا یادواره شمس قریشی و جشن «امت احمد»، یک پیام مشترک به گوش می‌رسد: عشق به پیامبر(ص) می‌تواند مرزهای تفاوت را کنار بزند. در سنندج که به شهر مسجد و مناره شهرت دارد، ممکن است در یک محله هم‌زمان از چند مسجد و خانقاه صدای مولودی‌خوانی بلند شود و برخی مراسم تا نیمه‌های شب ادامه یابد.

دف؛ زبان ارادت در کردستان

کردستان در طول تاریخ از مهم‌ترین خاستگاه‌های موسیقی عرفانی و مذهبی بوده است. وجود شمار زیادی مسجد، تکیه و خانقاه، بستر مناسبی برای تداوم این آیین‌ها فراهم کرده و ربیع‌الاول اوج این فعالیت‌هاست. در این ماه تقریباً هر مسجد و بسیاری از خانه‌ها میزبان مراسم مولودی‌خوانی می‌شوند؛ مراسمی که در آن شعر، دعا، ذکر، صلوات و دف‌نوازی در کنار هم قرار می‌گیرند.

دف در کردستان فقط یک ساز نیست؛ در بسیاری از آیین‌های عرفانی، بخشی از زبان بیان ارادت به شمار می‌رود. همین پیوند عمیق سبب شده کردستان به یکی از مهم‌ترین خاستگاه‌های دف‌نوازی شناخته شود و سنندج عنوان «پایتخت دف جهان» را از آن خود کند. در ماه مولود، ضرب‌های منظم این ساز کوبه‌ای بیش از همیشه شنیده می‌شود و گویی شهر با ریتم دف، ضربان جشن میلاد را به گوش همگان می‌رساند.

قلیه مولودی و سفره‌های نذری

حاجیه شریفه، از قدیمی‌های سنندج، خاطراتی شیرین از ماه مولود دارد؛ روزگاری که مردم برای رسیدن ربیع‌الاول همچون ماه رمضان لحظه‌شماری می‌کردند و برخی مولودی‌ها چند شبانه‌روز ادامه داشت و به شب دوازدهم ربیع ختم می‌شد. او می‌گوید در تکیه‌های قدیمی سنندج، در طول ماه مولود چندین مراسم برپا می‌شود و قابلمه‌های بزرگ قلیه روی اجاق قرار می‌گیرد.

قلیه مولودی غذایی متفاوت و خاطره‌انگیز است؛ ترکیبی از حبوبات و خشکبار که عدس، گردو، کشمش، برگه زردآلو، توت خشک و دارچین را کنار هم می‌نشاند. مردم دسته‌دسته برای شرکت در مراسم و خوردن این نذری می‌آیند؛ نذری‌ای که برای بسیاری از اهالی فقط یک غذا نیست، بلکه مزه یک خاطره قدیمی و بخشی از هویت جمعی ماه مولود است.

خاطره‌ها و نام‌های ماندگار

در فرهنگ عمومی مردم کردستان، برگزاری مولودی در خانه مایه خیر و برکت، افزایش رزق و دوری از بلا دانسته می‌شود؛ از این رو مولودی‌خوانی تنها به سالروز میلاد محدود نمی‌شود و آغاز زندگی در خانه‌ای جدید، نامگذاری فرزند، بازگشت از حج و ادای نذر نیز بهانه‌ای برای برگزاری این آیین است.

پشت این آیین، نسل‌هایی از مولودی‌خوانان قرار دارند که سال‌ها با صدای خود این سنت را زنده نگه داشته‌اند؛ نام‌هایی همچون مرحوم سیدمحمد شمس قریشی، مرحوم میرزا محمدسعید خالص‌رو، مرحوم خلیفه صمد عندلیبی، مرحوم خلیفه علی‌اکبر شمس‌الدینی و خاندان خلیفه میرزا آغه غوثی که با تکیه‌ها و خانقاه‌های قدیمی نقشبندی و قادری، از تکیه شیخ هادی و حاج سید وفا سلامی تا خانقاه حاج شیخ محمدباقر قطارچیان گره خورده‌اند. هر یک از این نام‌ها بخشی از حافظه فرهنگی سنندج را شکل داده‌اند؛ حافظه‌ای که امروز با صدای نسل جدید مولودی‌خوانان و دف‌نوازان ادامه یافته است.

رونق بازار در ماه جشن

جشن‌های ربیع‌الاول فقط در مسجد و خانقاه جریان ندارد؛ بازار شهر نیز حال‌وهوای دیگری پیدا می‌کند. احمد، یکی از شیرینی‌فروشان سنندج، از رونق این روزهای بازار می‌گوید؛ از کارگاه‌هایی که در ماه مولود فعال‌تر می‌شوند و شیرینی‌هایی که پای ثابت سفره‌های جشن‌اند. در میان همه این شیرینی‌ها، «نقل بیدمشک» جایگاه ویژه‌ای دارد و در بسیاری از مراسم مولودی دیده می‌شود. نذری، شیرینی، میوه و پذیرایی از مهمانان، بخشی از رسم جشن گرفتن در این ماه به شمار می‌رود.

ماه مولود در کردستان در واقع شبکه‌ای از آیین، موسیقی، خوراک، خاطره، بازار و روابط اجتماعی است؛ جشنی که از مسجد آغاز می‌شود، در خانه‌ها ادامه می‌یابد، در کوچه‌ها طنین می‌اندازد و سرانجام به وحدت می‌رسد. وقتی آخرین ضربه دف در سکوت شب گم می‌شود، چیزی همچنان در شهر باقی می‌ماند؛ صدای مردمی که قرن‌هاست عشق به پیامبر(ص) را نه فقط روایت، که زندگی می‌کنند.