سوم ربیعالاول در تاریخ اسلام با اندوهی عمیق گره خورده است؛ سالروز واقعه تلخی که در آن حرمت بیتالله الحرام به واسطه جنگی سیاسی شکسته شد و کعبه، نماد توحید و قبله جهانیان، در میان آتش و سنگهای منجنیق آسیب دید. این حادثه هرچند در ظاهر یک درگیری نظامی بود، اما از نظر تاریخی و مذهبی ابعادی گسترده دارد و پرسشی بنیادین را پیش روی پژوهشگران قرار داده است: چرا خداوند در برابر لشکر ابرهه با پرندگان ابابیل از کعبه محافظت کرد، اما در برابر سپاه یزید که با منجنیق به سوی خانه او میتاخت، مداخله نکرد؟
کعبه؛ از بنای آدم (ع) تا مرکز توحید
کعبه تنها بنایی مقدس برای مسلمانان نیست؛ در نگاه تاریخ نیز همواره مرکز ثقل معنویت و قبله اقوام پیشین بوده است. ریشههای این بنا به فرمان الهی به حضرت آدم (ع) بازمیگردد که مأمور به ساخت آن و برپایی آیین حج شد. هرچند پس از طوفان نوح، این بنا و مناسک آن برای مدتی به فراموشی سپرده شد، اما با مأموریت حضرت ابراهیم (ع) دوباره احیا شد و مناسک حج مانند طواف و سعی به شکل اصیل خود بازگشت.
با ظهور اسلام، کعبه از تیرگیهای شرک پاک شد و پیامبر اکرم (ص) با یاری حضرت علی (ع) بتها را از آن زدودند و آن را به مرکز حقیقی توحید بدل کردند. از آن پس کعبه به عنوان «حرم امن الهی» تعریف شد و تقدس آن چنان جایگاهی یافت که حتی در نزاعهای سیاسی، خط قرمز محسوب میشد.
پیشگوییهای پیامبر درباره فتنه در مکه
پیش از فتنههای قرن اول هجری، منابع روایی اشاراتی به حوادث مکه دارند که گویای پیشبینی پیامبر (ص) از شکستن حرمت این مکان است. در روایتی که احمد بن حنبل در مسند خود نقل کرده، عثمان بن عفان هنگام محاصره به حدیثی از پیامبر (ص) درباره شخصی به نام عبدالله اشاره کرد که در مکه فتنهگری میکند. پیامبر (ص) فرموده بودند: «قوچی در مکه الحاد میورزد که اسم او عبدالله است و بر او نصف عذاب مردم است»؛ روایتی که مورخان آن را بازتابی از آشوبهای مکه به دست شخصیتهایی با این نام دانستهاند. امام حسین (ع) نیز هنگام خروج از مکه به این پیشگوییها استناد کردند تا نشان دهند مکه محل ظهور فتنههایی خواهد بود که حرمت کعبه را به بازی میگیرد.
محاصره مکه؛ منجنیقها در برابر خانه خدا
در سوم ربیعالاول سال ۶۴ هجری، یکی از دردناکترین فصول تاریخ مکه رقم خورد. پس از قیامهای مختلف علیه بنیامیه، از جمله قیام مردم مدینه، یزید بن معاویه دستور داد قیام عبدالله بن زبیر در مکه نیز سرکوب شود. پس از مرگ مسلم بن عقبه، فرماندهی سپاه به حصین بن نمیر رسید و لشکر اموی بیش از دو ماه مکه را محاصره کرد. در این مدت، به جای رعایت حرمت کعبه، از منجنیق برای سنگباران و آتش زدن خانه خدا استفاده شد؛ کعبه در شعلههای آتش سوخت و این اقدام نام یزید را در تاریخ به عنوان عامل ویرانی بیتالله ثبت کرد. این درگیریها تا مرگ یزید در ربیعالثانی همان سال ادامه یافت و با از میان رفتن انگیزه سپاهیان، محاصره پایان یافت.
پاسخ به پرسش بنیادین؛ تفاوت در نیت مهاجمان
برای پاسخ به اینکه چرا مداخله الهی در برابر ابرهه رخ داد اما در برابر سپاه اموی نه، باید میان هدف مهاجمان تفاوت قائل شد. بر اساس تحلیل اندیشمندان شیعه، از جمله شیخ صدوق، تفاوت بنیادین در نیت مهاجمان نهفته است. شیخ صدوق در این باره میگوید آنچه بر سر اصحاب فیل آمد بر سر حجاج نیامد؛ زیرا هدف حجاج ویرانی کعبه نبود، بلکه دستگیری ابنزبیر بود؛ کسی که ضد حق و مخالف امام سجاد (ع) بود و با پناه بردن به کعبه میخواست برای خود حقانیتی دروغین بسازد. خداوند نیز اراده کرد به مردم نشان دهد کعبه پناهگاه ضد حق نیست و مهلت داد تا کعبه بر سر او ویران شود.
بنابراین تفاوت ابرهه با حصین بن نمیر و حجاج در این است که ابرهه هدفی مستقیم و از پیش تعیین شده برای ویرانی کعبه و از بین بردن مرکز توحید داشت و میخواست مسیر حج را تغییر دهد؛ به همین دلیل مداخله الهی برای حفظ خود کعبه و دین ضروری بود. اما در واقعه سال ۶۴ هجری، هدف اصلی سپاه اموی نابودی کعبه یا اسلام نبود؛ بلکه سرکوب سیاسی عبدالله بن زبیر بود که با پناهندگی به کعبه میخواست برای خود مشروعیتی دروغین بسازد.
از این منظر، آسیبهای فیزیکی وارد بر کعبه هرگز ذرهای از ارزش و قداست آن نکاسته است. کعبه همچون خورشیدی است که پس از هر تاریکی ستم، دوباره از دل خاک و تاریخ برمیخیزد و بازسازی میشود تا همچنان مرکز وحدت و قبله مؤمنان بماند.
نظرات (0)