هادی ابراهیمی، تحلیلگر و فعال سیاسی، در یادداشتی که در خبرگزاری فارس منتشر شده، به بررسی تحولات راهبردی در منطقه و تغییر موازنه قدرت میان ایران و ایالات متحده پرداخته است. این تحلیل که با زبانی تند و ادبیات حماسی نگاشته شده، بر این نکته تأکید دارد که دوران برتری نظامی آمریکا در خاورمیانه به سر آمده و جمهوری اسلامی ایران به بازیگری تعیین‌کننده در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است.

شکست سامانه‌های راداری و اطلاعاتی

ابراهیمی در بخشی از این یادداشت به ضعف سامانه‌های راداری و اطلاعاتی آمریکا اشاره کرده و مدعی است که رادارهای پیشرفته پنتاگون که ادعای شناسایی هر پرنده‌ای را داشتند، در برابر عملیات‌های ایرانی به «کوری مطلق» دچار شده‌اند. به نوشته او، مراکز داده دیجیتال آمریکا که به عنوان مغزهای الکترونیکی ارتش این کشور عمل می‌کنند، در سناریوی رویارویی نظامی به هدف اصلی موشک‌های ایرانی تبدیل شده و به کلی منهدم می‌شوند.

وی همچنین به عملیات موسوم به «صاعقه» اشاره کرده که در آن، پهپادهای «آرش» انبار تجهیزات و پادگان‌های استکبار در کویت از جمله پایگاه‌های «العدیری»، «الدوحه» و «عریفجان» را به آتش کشیده‌اند. ابراهیمی این حملات را نه merely یک عملیات نظامی، بلکه نشانه‌ای از «سقوط یک تمدن توهمی» توصیف کرده است.

فاجعه لجستیکی؛ از زرادخانه‌های خالی تا کارخانه‌های بی‌محصول

یکی از محورهای اصلی این تحلیل به «شکست لجستیکی» آمریکا اختصاص دارد. به گفته ابراهیمی، در جریان تنش‌های اخیر، آمریکا ده‌ها میلیارد دلار مهمات راهبردی خود را در آتش جنگ سوزانده، اما کارخانه‌های دفاعی این کشور در بحرانی‌ترین لحظات حتی نتوانستند یک گلوله سالم تولید کنند. او این وضعیت را «کلاهبرداری بزرگ» پنتاگون خوانده و معتقد است بودجه‌های نجومی صرف‌شده به جای تقویت توان رزمی، مستقیماً به جیب مدیران شرکت‌های تسلیحاتی سرازیر شده است.

این تحلیلگر با اشاره به نرخ پایین جایگزینی مهمات، نتیجه گرفته است که ارتش آمریکا دیگر جسارت استفاده گسترده از جنگنده‌های خود را در برابر ایران ندارد و هرگونه تهدید به گسترش جنگ را باید «ادعایی توخالی» تلقی کرد.

بازدارندگی منطقه‌ای و دکترین جدید ایران

ابراهیمی در ادامه نوشته خود به تشریح «دکترین جدید ایران» پرداخته و آن را گذار از «نظم هژمونیک» به «منطقه‌گرایی نوین» توصیف کرده است. به اعتقاد او، امنیت پایدار در منطقه باید درون‌زا باشد و به چتر نظامی آمریکا وابسته نباشد. وی تأکید کرده که ایران امروز به عنوان یک قدرت واقعی منطقه‌ای در گروه دوم قدرت‌های جهان قرار گرفته و توانسته است هزینه همراهی با آمریکا را برای رژیم‌های منطقه به قدری بالا ببرد که لرزه بر اندامشان افتاده است.

پیامدهای راهبردی برای معمای امنیتی غرب

نویسنده در بخش پایانی یادداشت خود، این تحلیل را نه merely یک ارزیابی نظامی، بلکه توصیف «فروپاشی معماری امنیتی غرب در خاورمیانه» دانسته است. او با اشاره به نقش پایگاه‌های آمریکا در کویت، بحرین و اربیل، تأکید کرده که این پایگاه‌ها دیگر پناهگاه نیستند و به «تابوت‌هایی» برای نیروهای آمریکایی تبدیل شده‌اند.

ابراهیمی در پایان یادداشت خود از چهره‌های نظامی ایران از جمله «وحیدی»، «حاتمی»، «عبداللهی» و «سید مجید موسوی» به عنوان معماران این پیروزی نام برده و بر استقامت نیروهای مسلح ایران در برابر تهدیدات خارجی تأکید کرده است.