پدیده «ناترازی سوخت» که سال‌هاست به‌عنوان یک هشدار فنی در محافل تخصصی مطرح بود، حالا به واقعیت روزمره شهروندان ایرانی تبدیل شده است. فرهاد شهرکی، نماینده مردم سیستان و بلوچستان و عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، با انتشار یادداشتی به بررسی ابعاد این بحران پرداخته و نسبت به پیامدهای آن در فصول سرد سال هشدار داده است.

شکاف آماری نگران‌کننده

بر اساس ارقام منتشرشده، مصرف روزانه بنزین در کشور به حدود ۱۳۵ میلیون لیتر رسیده است، در حالی که تولید پالایشگاه‌ها حدود ۱۱۲ میلیون لیتر و تولید از محل ریفورمیت‌ها حدود ۹ میلیون لیتر در روز است. مجموع تولید بنزین کشور بنابراین روزانه حدود ۱۲۱ میلیون لیتر برآورد می‌شود. این به معنای وجود شکافی نزدیک به ۱۴ میلیون لیتر بین عرضه و تقاضاست؛ شکافی که صرفاً یک اختلاف آماری نیست و پشت آن پرسش بزرگی درباره حکمرانی انرژی کشور نهفته است.

ریشه‌ها در گذشته نهفته است

شهرکی تأکید کرده که پاسخ این بحران را نباید صرفاً در افزایش مصرف جست‌وجو کرد. سال‌هاست خودروهایی در کشور تولید می‌شوند که مصرف سوختشان بالاتر از استانداردهای جهانی است. حمل‌ونقل عمومی به اندازه کافی توسعه نیافته و توسعه سی‌ان‌جی (CNG) هم سرعت لازم را نداشته است. در مقابل، تقاضای بنزین به‌طور مداوم افزایش یافته است. به بیان دیگر، بخشی از ناترازی کنونی، محصول تصمیم‌هایی است که سال‌ها پیش گرفته نشدند و فرصت‌های اصلاح تدریجی از دست رفته‌اند. حالا تصمیم‌هایی که می‌توانستند آرام و کم‌هزینه اجرا شوند، به تصمیم‌های اضطراری تبدیل شده‌اند.

پیشنهاد توزیع سهمیه‌ای بر اساس شهروندی

یکی از پیشنهادهای مطرح‌شده در این یادداشت، تغییر شیوه توزیع یارانه بنزین است. طبق این ایده، به جای آنکه یارانه عملاً به خودرو تعلق بگیرد، سهمی از سوخت به هر شهروند اختصاص یابد. بر اساس این مدل، حدود ۳۰ تا ۳۱ میلیون لیتر از تولید روزانه برای حمل‌ونقل عمومی، تاکسی‌ها، آمبولانس‌ها و خودروهای امدادی کنار گذاشته شود و حدود ۹۰ میلیون لیتر باقی‌مانده میان شهروندان توزیع شود.

نکته کلیدی این پیشنهاد، پرسشی عدالت‌محور است: آیا یارانه بنزین باید به خودرو تعلق بگیرد یا به انسان؟ با توجه به اینکه حدود ۴۷ درصد جمعیت کشور فاقد خودرو هستند، اختصاص یارانه اصلی انرژی حمل‌ونقل به دارندگان خودرو از منظر عدالت اجتماعی محل بحث جدی است. حتی می‌توان برای این سهمیه بازار مبادله‌ای ایجاد کرد؛ به‌طوری که کسی که به بنزین بیشتری نیاز دارد، سهمیه فردی را که مصرف کمتری دارد خریداری کند، با سقف و کف قیمت و نظارت سامانه‌ای. در این مدل، قیمت پایه بنزین تغییر نمی‌کند و قرار نیست شوک قیمتی یک‌شبه به جامعه وارد شود.

بازگشت بحران اعتماد عمومی

شهرکی هشدار داده که هر اصلاحی یک شرط اساسی دارد: اعتماد مردم. نمی‌توان امروز هیچ توضیحی نداد و فردا مردم را با تصمیمی تازه روبه‌رو کرد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده حتی یک تصمیم اقتصادی با منطق فنی، اگر بدون اطلاع‌رسانی و اقناع اجتماعی اجرا شود، می‌تواند به بحران اعتماد تبدیل شود. نمونه اخیر آن، ماجرای طرح سوخت در کرمان بود که به گفته این نماینده مجلس، مصوبه دولت نبود و خیلی سریع متوقف شد. این اتفاق نشان می‌دهد بدترین گزینه در حوزه سوخت، تصمیم ناگهانی بدون اقناع افکار عمومی است.

گره خوردن مسئله بنزین با بحران گاز

از سوی دیگر، وضعیت گاز طبیعی هم نگرانی‌ها را افزایش داده است. حدود ۲۳۰ میلیون مترمکعب از ظرفیت فرآورش گاز از دست رفته و اگرچه قرار است حدود ۹۵ میلیون مترمکعب آن تا شهریور به مدار بازگردد، حدود ۱۳۵ میلیون مترمکعب در روز برای زمستان امسال قابل بازگشت نخواهد بود. کاهش میعانات گازی هم بر تولید بنزین تأثیر گذاشته است.

اگر این اعداد محقق شوند، زمستان می‌تواند آزمونی جدی برای مدیریت انرژی کشور باشد؛ به‌ویژه برای استان‌های سردسیر. برخلاف برق، گاز را نمی‌توان به سادگی قطع و وصل کرد. خالی شدن خطوط گاز، افت فشار و مسائل مربوط به کمپرسورها و ایستگاه‌های تقویت فشار، فرآیند بازگرداندن شبکه را پیچیده‌تر می‌کند.

فرصت باقی‌مانده و ضرورت تصمیم‌گیری به‌موقع

.Cityکی در پایان تأکید کرده چند ماه زمان باقی است که سناریوهای مختلف بررسی شوند، برای مناطق مختلف برنامه‌ریزی صورت گیرد، مصرف بهینه شود، موتورخانه‌ها اصلاح شوند و مهم‌تر از همه، مردم غافلگیر نشوند. مسئله امروز این نیست که آیا کشور با ناترازی مواجه است یا نه، بلکه این است که آیا مدیریت کشور قرار است قبل از رسیدن بحران تصمیم بگیرد یا بعد از آن.

به گفته او، بحران واقعی معمولاً یک‌شبه ایجاد نمی‌شود؛ سال‌ها انباشته می‌شود و یک‌شبه دیده می‌شود. ناترازی بنزین و گاز هم از همین جنس است. اگر امروز برای آن تصمیم گرفته نشود، فردا دیگر انتخاب میان چند سیاست مختلف نخواهد بود، بلکه انتخاب میان چند سناریوی پرهزینه خواهد بود.