اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اقدامی که خود آن را «عملیات طرد اقتصادی» و «روز D اقتصادی» نامید، بسته تحریمی جدیدی علیه ایران اعلام کرد. این تحریمها که با هدف افزایش فشار اقتصادی بر تهران طراحی شدهاند، بلافاصله با واکنشهای گستردهای از سوی کارشناسان سیاست خارجی، سرمایهگذاران و رسانههای مطرح جهانی مواجه شد.
انتقاد شدید اندیشکده بروکینگز
سوزان مالونی، عضو ارشد اندیشکده بروکینگز واشنگتن، در واکنشی تند در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «همانطور که قابل پیشبینی بود، نمایش موسوم به روز D اقتصادی بسنت چیزی جز هیاهو و تبلیغات نبود.» مالونی با استفاده از اصطلاح معروف «پادشاه لخت» تصریح کرد که دولت ترامپ هیچ برنامه عملیاتی مشخصی برای جبران خساراتی که جنگ علیه ایران به منافع امنیت ملی آمریکا و شرکایش در خلیج فارس وارد کرده، ندارد.
اعتراف بسنت به ماهیت هشداری تحریمها
نیویورکتایمز گزارش داد که بسنت در گفتوگو با خبرنگاران بهطور ضمنی اذعان کرد این اقدام در عمل بیشتر یک «شلیک هشدار» است تا اقدامی قطعی و ملموس. وزیر خزانهداری آمریکا خطاب به خبرنگاران گفت: «ما به همه این فرصت را میدهیم که رفتار بد خود را اصلاح کنند. چرا باید بخواهم نظام مالی جهانی را منفجر کنم؟» این اظهارات نشاندهنده شکاف میان لفاظیهای اولیه و واقعیت اجرایی تحریمهاست.
هشدار سرمایهگذار آمریکایی درباره بازگشت فشار به واشنگتن
پیتر شف، سرمایهگذار سرشناس آمریکایی، با انتقاد از رویکرد ترامپ گفت: «چون ترامپ نتوانست با استفاده از نیروی نظامی به هدف خود در ایران دست یابد، اکنون به تحریمهای اقتصادی روی آورده است.» شف در هشداری جدی افزود عملیات طرد اقتصادی نهتنها شکست خواهد خورد، بلکه ممکن است در نهایت حلقه محاصره اقتصادیای که دور گردن خود ما افتاده است، تنگتر شود.
تحلیل پنجبُعدی تریتا پارسی
تریتا پارسی، تحلیلگر شناختهشده سیاست خارجی، تحلیل جامعی درباره پیامدهای احتمالی این تحریمها ارائه کرد که شامل چند نکته کلیدی بود:
نخست: پارسی تأکید کرد که ایجاد فشار و درد بر مردم ایران یک مسئله است، اما تبدیل کردن آن به تغییر در سیاستهای تهران مسئلهای کاملاً متفاوت است. به گفته وی، آمریکا تقریباً هیچگاه در این کار موفق نبوده است.
دوم: بسنت حتی مشخص نکرده است مطالبات آمریکا دقیقاً چیست. این ابهام در تهران این تصور را ایجاد میکند که هدف غایی تحریمها، وادار کردن ایران به تسلیم کامل است؛ امری که کاملاً مشخص است ایرانیها آن را نخواهند پذیرفت.
سوم: این همان محاسبه اشتباه بزرگی بود که ترامپ در آغاز جنگ مرتکب شد. او تصور میکرد ایران آنقدر از جنگ هراس دارد که تسلیم شود، غافل از اینکه تهران بیش از جنگ، از تسلیم شدن هراس دارد.
چهارم: در نتیجه، بهجای آنکه تحریمها به پایان جنگ منجر شوند، احتمال بیشتری دارد که واکنش متقابل و تشدید تنش از سوی ایران را به دنبال داشته باشند.
پنجم: در کوتاهمدت ممکن است واکنش فوری از تهران شاهد نباشیم، اما ترکیب محاصره اقتصادی و تحریمهای جدید در بلندمدت فشار را چنان افزایش خواهد داد که ایران را به تشدید متقابل تنش ترغیب میکند. پارسی تصریح کرد نبود واکنش فوری ایران را نباید بهاشتباه به معنای پذیرش شرایط تلقی کرد.
تحلیل کلی: تحریم یا اهرم فشار؟
مجموع واکنشها نشان میدهد که جامعه تحلیلی آمریکا درباره اثربخشی این تحریمها اختلاف نظر جدی دارد. در حالی که دولت ترامپ تلاش میکند این اقدام را نقطه عطفی در فشار بر ایران معرفی کند، منتقدان معتقدند این تحریمها فاقد عمق عملیاتی لازم هستند و ممکن است در بلندمدت به جای تغییر رفتار ایران، چرخهای از تشدید تنش متقابل را رقم بزنند. بیثباتی ذاتی این شرایط و عدم شفافیت در مطالبات مشخص واشنگتن، پیچیدگی معادله را دوچندان کرده است.
نظرات (0)