حسین افشین، معاون علمی، فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان رئیس‌جمهور و رئیس بنیاد ملی نخبگان، در سخنانی مبسوط درباره تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و چگونگی مدیریت سیاست خارجی ایران، دیدگاه‌هایی را مطرح کرد که می‌تواند نقطه عطفی در تأمل درباره نسبت قدرت و دیپلماسی باشد. او گفت: «ایران باید آنقدر قدرتمند باشد که هیچ‌کس نتواند گزینه‌ای را به آن تحمیل کند و آنقدر برای همکاری ارزش ایجاد کند که هیچ‌کس به آسانی گزینه همکاری با آن را کنار نگذارد.»

تفاوت توافق، اعتماد و مخالفت

افشین با اشاره به سوءتفاهم‌های رایج در فضای سیاسی داخلی گفت: «گاهی توافق کردن را مترادف اعتماد کردن و بدبینی به طرف مقابل را مترادف مخالفت با هر توافق می‌دانیم، در حالی که سیاست خارجی اینگونه اداره نمی‌شود.» به گفته او، دفاع از تصمیم ایران برای امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به معنای دفاع از اعتماد به آمریکا نیست، بلکه دفاع از حق ایران برای انتخاب ابزار مناسب در یک مقطع مشخص برای تأمین منافع ملی است.

این مقام دولتی با بیان اینکه «ما برای تصمیم‌گیری درباره آینده کشور به اعتماد نیاز نداریم، به قدرت، عقلانیت و محاسبه نیاز داریم»، تصریح کرد که قدرت قبل از هر چیز یعنی داشتن حق انتخاب.

کشور قدرتمند کشوری است که گزینه ناگزیر نداشته باشد

افشین ادامه داد: «کشوری قدرتمند است که هیچ‌کس نتواند آن را در برابر یک گزینه ناگزیر قرار دهد. ایران قدرتمند باید توان دفاع داشته باشد، توان مذاکره داشته باشد، توان تجارت و ائتلاف‌سازی داشته باشد، بتواند پشت میز بنشیند و اگر حقوقش تأمین نشد، بتواند از پشت همان میز بلند شود.»

به گفته او، مقاومت برای حفظ حق انتخاب ایران است و مذاکره نیز می‌تواند یکی از شیوه‌های استفاده از همین حق انتخاب باشد. از این منظر، اسلام‌آباد برای ایران مقصد نبود، بلکه یک انتخاب عقلانی در میان گزینه‌های کشور بود و انتخاب یک ابزار نیز به معنای کنار گذاشتن سایر ابزارهای قدرت نیست.

درس‌های شهید لاریجانی از سیاست خارجی

افشین با اشاره به آنچه از شهید دکتر علی لاریجانی درباره نگاه به سیاست آموخته است، گفت: «برای او مذاکره یا عدم مذاکره موضوعیت مستقل نداشت؛ سؤال این بود که مسئله ایران چیست، منافع ایران کجاست، موازنه واقعی چگونه است و با کدام ابزار می‌توان بدون عدول از اصول، مسئله‌ای را برای کشور حل کرد. سیاست خارجی در این نگاه، نه مدیریت شعارها، بلکه مدیریت منافع و حل مسئله است.»

وی تصریح کرد: «سؤال اساسی این نیست که چه کسی ذاتاً طرفدار مذاکره است و چه کسی مخالف آن؛ سؤال این است که در شرایط مشخص کشور، چه تصمیمی دامنه انتخاب‌های ایران را بیشتر، امکان پیگیری منافع ملی را وسیع‌تر و هزینه تحمیل‌شده به مردم را کمتر می‌کند.»

از بازدارندگی تا ایجاد منفعت مشترک

افشین با تأکید بر ضرورت حرکت یک گام فراتر از بازدارندگی و مقاومت اظهار کرد: «ما سال‌ها تلاش کرده‌ایم به جهان نشان دهیم دشمنی با ایران هزینه دارد و ملت ایران نیز در سخت‌ترین شرایط نشان داده است که می‌تواند بایستد. این یک سطح مهم از قدرت است، اما مرحله بالاتر قدرت آن است که جهان بداند همکاری با ایران منفعت دارد.»

او با طرح این پرسش که «ما چه کرده‌ایم که همکاری با ایران برای دیگران یک منفعت پایدار و در بعضی حوزه‌ها غیرقابل جایگزین ایجاد کند؟»، گفت: «در روابط بین‌الملل، دوستی سیاسی بدون پشتوانه منافع مشترک پایدار نیست.» به گفته او، منافع مشترک فقط اقتصادی نیست و ترکیبی از منافع سیاسی، امنیتی، علمی، فناورانه، فرهنگی، ژئوپلیتیکی و اقتصادی را شامل می‌شود.

بازتعریف رابطه با شرکای منطقه‌ای

افشین با اشاره به ضرورت بازتعریف رابطه ایران با دوستان و شرکای خود، اظهار کرد: «اگر چین شریک ایران است، باید حوزه‌هایی بسازیم که توسعه رابطه با ایران در محاسبه منافع ملی چین معنا پیدا کند. اگر روسیه شریک ایران است، باید همکاری دو کشور در حوزه‌هایی به ارزش مشترک و پایدار تبدیل شود.»

وی افزود: «درباره هند، پاکستان، عراق، همسایگان، آسیای مرکزی، قفقاز و کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز همین قاعده برقرار است. صرف اینکه ما کشوری را دوست یا شریک خود بدانیم کافی نیست. باید از خودمان بپرسیم چه چیزی ساخته‌ایم که آن کشور نیز برای حفظ و توسعه این رابطه دلیل محکمی داشته باشد.»

علم و فناوری، پل اتصال به سیاست خارجی

افشین تصریح کرد که ایران از نظر جغرافیا، انرژی، نیروی انسانی، بازار، علم و فناوری ظرفیت‌های بزرگی دارد، اما «داشتن ظرفیت با تبدیل ظرفیت به قدرت یکسان نیست. هنر ما باید این باشد که این داشته‌ها را به شبکه‌ای از منافع مشترک تبدیل کنیم.»

به گفته او، علم و فناوری مستقیماً به سیاست خارجی متصل می‌شود: «باید فناوری‌ای داشته باشیم که دیگران به آن نیاز داشته باشند، محصولی تولید کنیم که بازار منطقه بخواهد، برای مسائل آب، انرژی، سلامت، امنیت غذایی، هوش مصنوعی و اقتصاد دیجیتال راه‌حل ارائه کنیم و از موقعیت جغرافیایی و علمی ایران ظرفیتی بسازیم که کنار گذاشتن ایران از معادلات، برای دیگران نیز آسان و کم‌هزینه نباشد.»

قدرت ساختن مهم‌تر از قدرت ایستادن

افشین با تأکید بر اینکه «کشوری که مسائل دیگران را حل می‌کند، به سادگی از معادلات حذف نمی‌شود»، گفت: «تصور کنید روزی هر تصمیمی درباره ایران در پکن، مسکو، دهلی، بغداد، اسلام‌آباد، دوحه یا مسقط بلافاصله یک سؤال ایجاد کند: آسیب دیدن رابطه با ایران چه چیزی را از ما خواهد گرفت؟ آن روز یک لایه جدید به امنیت ملی ایران اضافه کرده‌ایم.»

وی در پایان گفت: «شاید مهم‌ترین مسئولیت ما در دوره جدید همین باشد، اینکه از قدرت ایستادن به قدرت ساختن برسیم و نشان دهیم ایران فقط کشوری نیست که نمی‌توان چیزی را به آن تحمیل کرد؛ کشوری است که همکاری با آن نیز یک انتخاب عقلانی، مفید و ارزشمند است. تفاهم‌نامه اسلام‌آباد هم از همین جنس است.»