رسول موسوی، دستیار سابق وزیر امور خارجه، در گفتوگویی تفصیلی به بررسی سابقهی طولانی تحریمهای اقتصادی آمریکا علیه ایران پرداخت و گفت که این فشارها از دهه ۱۹۵۰ میلادی آغاز شده و بهتدریج از اقدامات محدود داراییمحور به یک سیستم همهجانبه اقتصادی، مالی و نفتی تبدیل شده است.
مروری بر نیمقرن تحریم
به گفتهی موسوی، نخستین فشارهای اقتصادی غرب علیه ایران پس از ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۳۰ و کودتای مرداد ۱۳۳۲ شکل گرفت. هرچند تحریم رسمی و علنی در آن دوره اعلام نشد، اما این اقدامات آغازگر فشار اقتصادی غرب بر ایران بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تعطیلی سفارت آمریکا در تهران، داراییهای ایران مسدود شد و تحریمهای نفتی و تجاری گسترش یافت. در دهه ۱۹۹۰ میلادی، تحریمهای فرامرزی شکل گرفت و قانون ILSA برای نخستین بار شرکتهای خارجی طرف قرارداد با ایران را نیز مشمول مجازاتها کرد.
با مطرح شدن پروندهی هستهای ایران، تحریمها وارد فاز چندجانبه شد. قطع دسترسی بانک مرکزی ایران به سامانهی سوئیفت در سال ۲۰۱۲ میلادی ضربهی سنگینی به صادرات نفتی وارد کرد و صدور نفت ایران را تا ۸۰ درصد کاهش داد. پس از توافق برجام در سال ۲۰۱۵ بخشی از تحریمهای ثانویه تعلیق شد، اما تحریمهای اولیه همچنان پابرجا ماند.
فشار حداکثری و عملیات «خشم اقتصادی»
خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و آغاز کمپین «فشار حداکثری» ترامپ، تحریمهای جدیدی را علیه ایران و حتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعمال کرد؛ هدف صفر کردن کامل صادرات نفت ایران اعلام شد. موسوی تصریح کرد که دولت بایدن نیز تحریمهای اصلی را حفظ کرد و در سال ۲۰۲۶ عملیات «خشم اقتصادی» را آغاز نمود.
دستیار سابق وزیر خارجه در توصیف وضعیت فعلی گفت: «آمریکا عرصهای باقی نگذاشته که علیه ایران تحریم وضع نکرده باشد و آنچه اکنون مطرح میشود، ریختن نوشیدنی کهنه در لیوانهای جدید است.»
به گفتهی موسوی، بستهی تحریمی جدید آمریکا فقط شامل خود ایران نمیشود بلکه کشورهایی را نیز هدف قرار میدهد که احتمال روابط تجاری با ایران دارند. چین بهعنوان یکی از خریداران عمدهی نفت ایران، در اولویت این تحریمها قرار دارد و در دورهی جدید، روابط اقتصادی تهران و پکن در چارچوبی محرمانهتر دنبال خواهد شد.
امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس
موسوی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئلهی حاکمیت ایران بر تنگه هرمز اشاره کرد و گفت نباید اجازه داد مباحث حقوق دریاها بر امنیت ملی ایران ترجیح داده شود. به گفتهی او، نمونههای جهانی مانند جبلالطارق، پاناما و مالاکا نشان میدهد که حاکمیت بر گذرگاههای راهبردی موضوعی جدی و حیاتی است.
او تأکید کرد که عادیسازی شرایط در تنگه هرمز تنها زمانی ممکن است که امنیت و منافع ملی ایران تأمین شود و پیشنهادهایی مانند حفر خط لوله یا تراش صخرهها توسط آمریکا، مسکنهای موقتی هستند که ژئوپولیتیک بلندمدت منطقه را تغییر نمیدهند.
دستیار سابق وزیر خارجه همچنین دربارهی نام تاریخی خلیج فارس نیز هشدار داد و گفت نگرانی اصلی در عرصهی تولید محتوا و هوش مصنوعی است که ممکن است نام جعلی را جایگزین نام واقعی کند. او از لزوم توجه جدی به تولید محتوا و آثار علمی و رسانهای سخن گفت تا موتورهای جستوجو به سراغ جعلیات نروند.
پیوند امنیت و توسعه ایران با منطقه
موсуی با تأکید بر اینکه امنیت و توسعهی منطقه به امنیت و توسعهی ایران گره خورده است، گفت دو مولفهی تعیینکننده وجود دارد: تصمیم کشورها در چارچوب منافع ملی خود و پیوند جداییناپذیر امنیت و توسعهی ایران با منطقه. به گفتهی او، سیاستهای آمریکا نمیتواند این پیوند را تغییر دهد.
دستیار سابق وزیر خارجه دربارهی روابط ایران و امارات متحده عربی نیز اظهار داشت که نیازهای متقابل دو کشور صرفاً تجاری نیست و بخش مهمی از آن به مسائل امنیتی امارات بازمیگردد. به گفتهی او، سیاستهای اعلامی امارات تحت فشار آمریکا است، اما واقعیت پشت صحنه متفاوت است و قطع روابط تجاری به ضرر یکطرفهی ایران نیست.
مذاکره بدون عقبنشینی از منافع ملی
موسوی در بخش پایانی سخنان خود دربارهی موضوع مذاکرات نیز تصریح کرد که ایران هیچگاه باب مذاکره را نبسته و میز مذاکره را ترک نکرده است، اما «پذیرش مذاکره، پذیرش شرایط طرف مقابل نیست.»
به گفتهی او، میانجیگری کشورهایی مانند عمان، پاکستان یا قطر شکل مذاکره را تعیین میکند، اما اصل ثابت، عدم ترک میز مذاکره و پافشاری بر منافع ملی است. موسوی تأکید کرد ایران بدون تأمین منافع خود به شرایط تحمیلی گردن نخواهد گذاشت.
دستیار سابق وزیر خارجه در پایان با اشاره به اینکه آمریکا سه جنگ را مستقیماً بر ایران تحمیل کرده و در جنگ هشتساله نیز نقش داشته است، گفت: «نسل کنونی حق ندارد نسل آینده را از فناوریهای جدید محروم کند» و سختیهای کنونی گذراست اما کشور باید از استقلال خود دفاع کند.
نظرات (0)