در سال ۱۹۷۵، زنان ایسلند رویدادی را رقم زدند که به‌عنوان یکی از مؤثرترین کنش‌های جمعی در تاریخ جنبش حقوق زنان شناخته می‌شود. آن روز که «فانافری» یا «روز مرخصی زنان» نام گرفت، حدود ۹۰ درصد زنان ایسلندی دست از کار کشیدند — هم در محیط‌های کاری حرفه‌ای و هم در خانه — تا نشان دهند بدون حضور آن‌ها، چرخ جامعه از کار می‌افتد.

اختلال در تمام سطوح زندگی عمومی

پیامدهای این اعتصاب فوری و گسترده بود. بیمارستان‌ها با کمبود شدید نیروی انسانی مواجه شدند، روزنامه‌ها از انتشار بازماندند، پروازهای فرودگاه‌ها لغو شدند و بسیاری از مدارس تعطیل شدند. دولت عملاً با بحران مدیریتی روبه‌رو شد و همین موضوع، اهمیت اقتصادی و اجتماعی زنان را به‌شکلی انکارناپذیر به رخ کشید.

ائتلافی فراتر از فمینیسم

این اعتصاب محصول همکاری گسترده گروه‌های متنوع سیاسی و اجتماعی بود. جنبشی که با حمایت جوراب‌قرمزها — گروه فمینیستی پیشرو ایسلند — شکل گرفته بود، به تدریج به ائتلافی ملی تبدیل شد که احزاب مختلف سیاسی، اتحادیه‌های کارگری و نهادهای مدنی را دور هم جمع کرد. این وحدت رویه نشان داد که برابری جنسیتی مطالبه‌ای طبقاتی یا حزبی نیست، بلکه خواستی عمومی و فراگیر است.

پیامدهای قانونی و ساختاری

نتایج این اعتصاب در سال‌های بعد به‌سرعت عینیت یافت. پارلمان ایسلند نخستین قانون برابری جنسیتی تاریخ خود را تصویب کرد که بر اساس آن، تبعیض در پرداخت دستمزد بر پایه جنسیت ممنوع شد. حضور زنان در عرصه‌های سیاسی به‌شدت افزایش یافت و تعداد نمایندگان زن در پارلمان رشد قابل‌توجهی پیدا کرد.

شاید بزرگ‌ترین دستاورد این جنبش، انتخاب ویگدیس فینبوگادوتیر به سمت ریاست‌جمهوری ایسلند در سال ۱۹۸۰ باشد. او نخستین زنی در جهان بود که از طریق انتخابات دموکراتیک به بالاترین مقام اجرایی یک کشور رسید — اتفاقی که مستقیماً به فضای سیاسی ساخته‌شده توسط اعتصاب ۱۹۷۵ بازمی‌گشت.

الگویی برای جنبش‌های زنان در جهان

اعتصاب تاریخی زنان ایسلند به‌عنوان الگویی موفق از تبدیل مطالبه اجتماعی به تغییرات ساختاری شناخته می‌شود. ایسلند امروز به‌عنوان یکی از برابرترین کشورهای جهان از نظر شاخص‌های جنسیتی شناخته می‌شود و رتبه نخست این کشور در گزارش‌های جهانی برابری جنسیتی، ریشه در همان لحظه تاریخی دارد که زنان ایسلندی تصمیم گرفتند دست از کار بکشند تا صدایشان شنیده شود.

این رویداد ثابت کرد که اعتصاب سراسری زنان نه‌تنها ابزاری برای اعتراض، بلکه اهرمی قدرتمند برای بازتعریف نقش زنان در اقتصاد و سیاست یک کشور است — پیامی که همچنان پس از نیم‌قرن، الهام‌بخش جنبش‌های زنان در سراسر جهان باقی مانده است.