دونالد ترامپ در تازهترین اقدام خود کشورهایی را که به همکاری اقتصادی با ایران ادامه دهند، با مجازاتهای سنگین آمریکا تهدید کرده است. این تهدید که نشاندهنده گسترش دامنه فشارهای واشنگتن از تهران به شرکای آن است، واکنشهای تازهای را در سطح منطقه برانگیخته است.
پیامهای منطقهای به تهران
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، از تحولی مهم در منطقه خبر داده و گفته است: «ما پیامهای متعددی از کشورهای همسایه درباره شکلدهی به ترتیبات امنیتی و همکاریهای اقتصادی جدید در منطقه دریافت کردهایم.» قالیباف تأکید کرده: «یک نظم بومی و مستقل واقعاً صلح و امنیت را در منطقه به ارمغان خواهد آورد.»
سیدعباس عراقچی نیز با یادآوری شکست کارزارهای قبلی واشنگتن، رویکردی مقایسهای را ارائه داده است: «۱۴ سال پیش: فلجکنندهترین تحریمهای تاریخ. شکست خورد. ۸ سال پیش: فشار حداکثری. شکست خورد. ۵ ماه پیش: تسلیم بیقیدوشرط. شکست خورد. امروز: کمرشکنترین عملیات اقتصادی تاریخ. این هم محکوم به شکست است.»
اسماعیل بقایی نیز تحریمهای ثانویه را تلاشی برای اعمال «حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولتهای مستقل» دانسته است.
چالش اصلی واشنگتن: فشار بر شرکای خودی
نقطه کلیدی ماجرا آنجاست که تحریمهای آمریکا در منطقهای اجرا میشود که روابط اقتصادی کشورها با یکدیگر و با آمریکا به شدت درهمتنیده است. تجربه سالهای گذشته نشان داده تهران مسیرهای تجاری خود را به سمت شرق و همسایگان توسعه داده و شبکههایی برای فروش نفت، تأمین کالا و انجام مبادلات مالی ایجاد کرده است.
بر اساس گزارش رویترز، چین همچنان بزرگترین خریدار نفت ایران است و در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز از ایران خریداری کرده است. روابط تجاری ایران با ترکیه، عراق، پاکستان و عمان نیز بخش دیگری از این شبکه را تشکیل میدهد.
برای محاصره اقتصادی ایران، آمریکا باید به کشورهایی فشار بیاورد که خودشان بخشی از اقتصاد جهانی آمریکا هستند. تحریم ثانویه شرکای اقتصادی آمریکا را مجبور میکند میان ادامه تجارت با ایران و حفظ دسترسی به بازار و نظام مالی آمریکا انتخاب کنند. هرچه فهرست این کشورها طولانیتر شود، هزینه سیاسی و اقتصادی چنین انتخابی برای واشنگتن نیز افزایش مییابد.
آمریکا در تله اقتصادی خود
واشنگتن در شرایطی به سراغ تشدید تحریمها رفته که خود اقتصاد آمریکا از تبعات جنگ با ایران در امان نیست. اختلال در بازار انرژی و تداوم بحران تنگه هرمز، قیمت نفت را بالا نگه داشته و فشار بر بازار سوخت آمریکا را افزایش داده است. رویترز گزارش داده قیمت نفت پس از تهدید ترامپ علیه شرکای ایران برای پنجمین جلسه متوالی افزایش یافت.
همزمان، مسئله بنزین به یک دغدغه سیاسی برای کاخ سفید تبدیل شده است. این فشار زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که ترامپ به انتخابات میاندورهای نزدیک میشود و طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس، محبوبیت او به ۳۳ درصد رسیده است.
راهبرد ایران: از دور زدن تحریم تا ساختن شبکه پایدار
از همین زاویه، شکلگیری روابط اقتصادی منطقهای برای ایران اهمیت راهبردی پیدا میکند. تجارت دوجانبه، انرژی، ترانزیت، مبادلات با ارزهای محلی و ایجاد مسیرهای پرداخت خارج از شبکه مالی آمریکا میتواند بخشی از اثر تحریم را جذب کند. هدف نباید صرفاً «دور زدن تحریم» باشد؛ هدف باید ساختن شبکهای باشد که تحریم نتواند آن را به سادگی از کار بیندازد.
حتی در مورد تحریم نفت ایران نیز نشانههایی از محدودیت این سیاست دیده میشود. رویترز اخیراً نوشت تلاش آمریکا برای بستن مسیرهای درآمدی ایران با رویکردی شبیه «موش و گربه» همراه شده است؛ شرکتها و شبکههایی که هدف تحریم قرار میگیرند، با مجموعههای تازه جایگزین میشوند و این روند تاکنون رفتار تهران را تغییر نداده است.
در نهایت، شاید مهمترین تناقض سیاست جدید واشنگتن همین باشد: آمریکا برای منزوی کردن ایران، مجبور شده کشورهای بیشتری را وارد میدان کند؛ اما هرچه این میدان بزرگتر شود، احتمال برخورد تحریمهای آمریکا با منافع اقتصادی خود آمریکا نیز بیشتر خواهد شد. از این منظر، سخن قالیباف درباره شکلگیری «نظم بومی و مستقل» صرفاً یک موضع سیاسی نیست؛ میتواند پاسخی راهبردی به جنگ اقتصادی باشد.
نظرات (0)