در هفتم آگوست ۲۰۲۶، محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان رئیس‌جمهور ترکیه و شهباز شریف نخست‌وزیر پاکستان در مکه توافق دفاعی مشترکی را امضا کردند. طبق این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور به‌عنوان حمله به هر سه کشور تلقی خواهد شد و همکاری‌های دفاعی میان طرفین تقویت می‌شود.

شباهت ظاهری با ناتو، تفاوت عمیق ساختاری

در نگاه اول، ترکیب نیرومند این سه کشور به‌نظر می‌رسد سنگ بنای یک «ناتوی اسلامی» را پایه‌گذاری کند: عربستان با منابع مالی و انرژی عظیم، ترکیه با یکی از قدرتمندترین ارتش‌های منطقه و صنایع دفاعی رو به رشد، و پاکستان با ارتشی بزرگ و تنها زرادخانه هسته‌ای در میان کشورهای مسلمان. اما این تشبیه، ساده‌سازی بیش از حد واقعیت است.

ناتو دارای ساختار فرماندهی یکپارچه، نهادهای دائمی نظامی، سازوکارهای مشخص برنامه‌ریزی دفاعی و تجربه چندین دهه همکاری نهادینه‌شده است. در مقابل، توافق مکه هنوز فاقد چنین ساختاری است و تعهدات نظامی دقیق و سازوکار اجرایی دفاع جمعی آن هنوز به‌صورت عمومی مشخص نشده است. فرمول دقیق‌تر این است که مکه هنوز «ناتو» نیست، اما می‌تواند آغازگر یک فرآیند نهادینه‌سازی امنیت منطقه‌ای باشد.

تغییر محاسبات امنیتی و فرسایش انحصار واشنگتن

برای بیش از هفت دهه، معماری امنیتی خاورمیانه بر یک الگوی نسبتاً ثابت استوار بود: آمریکا تضمین‌کننده نهایی امنیت متحدان منطقه‌ای خود بود، اسرائیل از برتری نظامی بهره‌مند بود و کشورهای منطقه در شبکه‌ای از ترتیبات دوجانبه و چندجانبه تحت چتر واشنگتن قرار داشتند. در این نظم، قدرت‌های منطقه‌ای برای امنیت نهایی خود به یک قدرت فرامنطقه‌ای وابسته بودند.

توافق مکه را باید در متن فرسایش همین الگو فهمید. جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، به‌جای آنکه صرفاً توان نظامی ایران را نشان دهد، پرسش بزرگ‌تری برای دولت‌های منطقه ایجاد کرد: اگر آمریکا نتواند یا نخواهد جنگی را که در پیرامون متحدانش در جریان است کنترل کند، تا چه اندازه می‌توان بر تضمین‌های امنیتی آن اتکا کرد؟

در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان با مفهوم «پوشش ریسک راهبردی» (Strategic Hedging) توضیح داد. ریاض لزوماً تصمیم نگرفته آمریکا را کنار بگذارد، بلکه در حال متنوع‌سازی تضمین‌های امنیتی خود است تا احتمال گرفتار شدن در وابستگی تک‌محوری را کاهش دهد. حتی مقامات رسمی عربستان نیز تأکید کرده‌اند که توافق مکه نه یک محور نظامی است و نه اقدامی مرتبط با مسابقه تسلیحاتی.

هر سه کشور منافع متفاوتی دارند

اگر توافق مکه را یک ائتلاف کلاسیک بدانیم، با مشکل جدی مواجه می‌شویم: این سه کشور دشمن مشترک کاملاً تعریف‌شده‌ای ندارند. عربستان نگرانی‌های جدی درباره ایران و حوثی‌ها و امنیت انرژی دارد. اما ترکیه الزاماً خواهار جنگ با ایران نیست و با تهران هم رقابت و هم منافع مشترک دارد. پاکستان نیز تهدید اصلی‌اش هند است و چین مهم‌ترین شریک راهبردی آن محسوب می‌شود.

بنابراین توافق مکه بیشتر از آنکه ائتلافی بر مبنای تهدید مشترک باشد، ائتلافی بر مبنای منافع هم‌پوشان است:

  • عربستان به دنبال کاهش آسیب‌پذیری خود و تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی فراتر از حمایت نظامی آمریکاست.
  • ترکیه فرصتی برای تبدیل قدرت نظامی و صنعتی به نفوذ سیاسی و دسترسی به بازارهای دفاعی جدید می‌بیند.
  • پاکستان نیز از تقویت رابطه با عربستان، دسترسی به منابع مالی و افزایش وزن دیپلماتیک در برابر هند بهره‌مند می‌شود.

پارادوکس ایران در معادله مکه

پارادوکس اصلی توافق مکه این است که ایران در آن حضور ندارد، اما آینده آن تا حد زیادی به ایران وابسته است. اگر مکه تبدیل به بلوک ضدایرانی شود، احتمالاً منطقه وارد چرخه قدیمی بازگشت کشورهای حاشیه خلیج فارس به چتر آمریکا خواهد شد. اما اگر به سمت امنیت فراگیر منطقه‌ای حرکت کند، ایران به‌عنوان جزئی ضروری از معماری امنیتی آینده وارد معادله خواهد شد.

نشانه‌هایی از تحول در این جهت نیز دیده می‌شود. پاکستان اخیراً نقش میانجی میان ایران و آمریکا را دنبال کرده و فرمانده ارتش پاکستان برای رایزنی درباره امنیت منطقه به تهران سفر کرده است. همچنین گزارش‌های تازه از احتمال گسترش دامنه توافق به کشورهایی مانند بنگلادش حکایت دارد.

حرکت به سمت موازنه چندقطبی منطقه‌ای

خاورمیانه امروز پیچیده‌تر از یک موازنه ساده دوطرفه است. منطقه با چندین مرکز قدرت مواجه است: ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل، مصر، پاکستان و قدرت‌های خارجی مانند آمریکا، چین و روسیه. آنچه ممکن است در حال شکل‌گیری باشد، نه «موازنه علیه ایران»، بلکه حرکت تدریجی به سمت موازنه چندقطبی منطقه‌ای است.

در این الگو، هیچ قدرتی قرار نیست بر کل منطقه مسلط شود و هدف، ایجاد وضعیتی است که در آن هیچ بازیگری نتواند هژمون مطلق یا نظم مطلوب خود را تحمیل کند. توافق مکه در حال حاضر بیشتر یک نقطه آغاز تا یک نظم تثبیت‌شده است، اما جهت‌گیری آن می‌تواند مسیر امنیت خاورمیانه را برای سال‌های آینده تحت تأثیر قرار دهد.