پژوهشگران در مقاله‌ای علمی-سیاسی با بررسی سیاست‌های کلی نظام طی سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۴۰۳ نشان می‌دهند که علیرغم طراحی این سیاست‌ها به‌عنوان میان‌بر برای تغییر محیط و دستیابی به اهداف توسعه، بخش بزرگی از آنها اجرا نشده یا به‌صورت ناقص اجرا شده‌اند. پژوهشگران معتقدند توجه به «حقایق نرم» مانند ارزش‌های مشترک و ذهنیت‌ها، حلقه مفقوده اصلی در فرایند سیاست‌گذاری و اجراست.

چرا سیاست‌های کلی اجرا نمی‌شوند؟

گزارش‌های متعدد از سازمان‌ها و نهادهای مختلف نشان می‌دهد درصد کمی از سیاست‌های کلی به‌طور کامل تحقق یافته و بخش بزرگی از آنها اجرا نشده یا بسیار ناقص اجرا شده‌اند. به گفته پژوهشگران، بازخوانی تجربه‌های گذشته گویای این واقعیت است که فرایند سیاست‌گذاری، طراحی، تصمیم‌گیری، برنامه‌ریزی، اجرا و نظارت، از شایستگی و توانایی کافی برای ایجاد پیشرفت و توسعه پایدار برخوردار نبوده است.

این پژوهش عدم تحقق سیاست‌های کلی را در چهار جنبه مورد بررسی قرار داده است:

  • علل مربوط به زمینه‌ها و بسترهای شکل‌گیری سیاست‌های کلی
  • علل مربوط به فرایند تدوین و تصویب سیاست‌های کلی
  • علل مربوط به محتوای سیاست‌ها
  • علل مربوط به جهت‌گیری‌ها و اهداف اشتباه و نامناسب

سه مرحله متفاوت در تاریخ سیاست‌های کلی

یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد وضعیت سیاست‌های کلی در سه مرحله زمانی دارای وجوه و زمینه‌های متمایزی بوده است. از حیث ساختاری، تعدد و تکثر سیاست‌ها و فقدان همگرایی و چندپارگی افقی در مراحل اول و دوم مشهود بوده، اما در مرحله سوم این مشکلات کاهش یافته‌اند. با این حال، الگوی رفتاری متعارض در اجرای سیاست‌ها در هر سه مرحله آشکار است.

پژوهشگران در بخش دیگری از تحلیل خود به الگوهای چهارگانه توسعه اشاره کرده‌اند: توسعه تدریجی، مستمر، ناپیوسته و فرارقابتی. آنها دریافته‌اند روند سیاست‌های کلی با الگوی توسعه ناپیوسته (چه افقی و چه عمودی) انطباق دارد.

رابطه سیاست کلی با محیط: متغیر مستقل یا وابسته؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌هایی که این پژوهش به آن پرداخته، ماهیت رابطه سیاست کلی با محیط است. به بیان دیگر، آیا این زمینه و عوامل شکل‌گیری سیاست است که تعیین می‌کند سیاست چگونه شکل بگیرد، یا اینکه سیاست کلی است که زمینه را تغییر می‌دهد و می‌سازد؟

در این زمینه دو رویکرد مطرح شده است: رویکرد پویایی محیط سیاست‌های کلی و رهبری محیط توسط سیاست‌های کلی. در رویکرد نخست، سیاست‌گذار نه‌تنها باید توانایی تصویر وضعیت آینده را داشته باشد، بلکه باید قادر باشد این تصویر را به سلسله‌مراتب و کارگزاران منتقل کند و الگوی رفتاری جدیدی طراحی کند.

نتیجه نهایی پژوهش اما حاکی از آن است که سیاست‌های کلی هرچند به‌عنوان راهی میان‌بر برای تغییر محیط طراحی شده‌اند، اما بیشتر به‌عنوان متغیر وابسته به محیط عمل کرده‌اند و تحت تأثیر پویایی محیط خود قرار گرفته‌اند.

حلقه مفقوده: حقایق نرم در سیاست‌گذاری

شاید مهم‌ترین یافته این پژوهش، شناسایی حلقه مفقوده در فرایند تدوین و اجرای سیاست‌های کلی باشد. پژوهشگران تأکید می‌کنند که عوامل تعیین‌کننده‌ای مانند نگرش نسبت به ماهیت سیاست کلی، نگرش نسبت به جامعه و نسبت سیاست‌های کلی با مجریان همچنان دارای ابهام و عدم قطعیت است.

افزون بر آن، توجه به حقایق نرم مانند ارزش‌های مشترک، ذهنیت‌ها و قابلیت‌ها در تدوین و اجرای سیاست‌های کلی میان سیاست‌گذاران، مجریان و ذی‌نفعان به‌عنوان کاستی اصلی آشکار شده است. به گفته آنها، در صورت عدم توجه به شناسایی این عوامل و تلاش برای برطرف نمودن کاستی‌ها، تداوم وضع موجود آسیب‌های بی‌شماری به پیشرفت کشور و جایگاه سیاست‌های کلی وارد خواهد ساخت.

پیشینه تحقیق و نوآوری پژوهش

نویسندگان این مقاله با مرور ادبیات پژوهشی موجود، به آثار پژوهشگرانی مانند اسماعیلی و طحان‌نظیف درباره ماهیت نهاد سیاست‌های کلی، حاج‌علی‌خمسه درباره الزام‌آور بودن این سیاست‌ها و احمدی درباره فرایند شکل‌گیری و اهداف سیاست‌های کلی اشاره کرده‌اند. آنها تأکید می‌کنند که فقر نظری و عملی شدیدی در حوزه سیاست‌های کلی وجود دارد و با توجه به دنیای فناوری نوین، اقتصادهای در حال تغییر و ترجیحات متغیر مردم، پرداختن به این مباحث ضرورتی دوچندان دارد.

نوآوری اصلی این تحقیق در بررسی و شناسایی زمینه‌ها و عوامل سیاست‌های کلی و نقش آنها در تحقق یا عدم تحقق آنهاست. کلمات کلیدی این پژوهش شامل مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاست‌گذاری، خط‌مشی عمومی و زمینه و محیط سیاست کلی است.