مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور در یادداشتی به برخی هجمه‌ها علیه محمدجعفر قائم‌پناه پاسخ داد و با تأکید بر ضرورت انصاف در نقد، روایتی از حضور مستمر او در روزهای جنگ را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، عباس رضایی‌ثمرین در این یادداشت نوشته است که در دو روز اخیر انتقادها، طعنه‌ها و حتی ناسزاهای زیادی علیه قائم‌پناه منتشر شده، اما تلخ‌ترین جمله برای او ادعایی بوده که می‌گفت «قائم‌پناه از روز اول جنگ غیبش زد و تا آخر جنگ هم نبود»؛ جمله‌ای که به گفته او نه‌تنها تندترین حمله نبوده، بلکه خلاف واقعیتِ دیده‌شده با چشم خودش است.

رضایی‌ثمرین با اشاره به نسبت اداری خود با قائم‌پناه تصریح کرده که همین نسبت، او را به شاهد مستقیم روزهای جنگ تبدیل کرده و اگرچه ممکن است نوشته‌اش برای برخی شائبه دفاعیه داشته باشد، اما سکوت در برابر آنچه دیده را منصفانه نمی‌داند.

روایت روز اول حمله در محدوده پاستور

به روایت این مقام مسئول، در روز نخست حمله، همه اعضای مجموعه در محدوده پاستور حضور داشتند. در لحظه‌ای که به دلیل خطر تداوم حملات، دستور خروج از مجموعه صادر شده و فضا آکنده از اضطراب بود، قائم‌پناه برخلاف اصرار و ممانعت نیروهای حفاظت، به سمت قلب محدوده هدف قرارگرفته حرکت کرد تا از وضعیت رهبر انقلاب و رئیس‌جمهور کسب اطلاع کند.

رضایی‌ثمرین تأکید کرده این اقدام برای ثبت تصویر یا ساختن روایتی قهرمانانه نبوده است؛ آن لحظه دوربینی در کار نبود و تنها نگرانی و خطر حاکم بود. او می‌گوید این صحنه را هرگز فراموش نخواهد کرد و همین رفتار، معیار سنجش دلبستگی افراد به کشور در روز خطر است، نه صرفاً کلمات و سخنرانی‌ها.

تداوم کار دولت بدون تعطیلی حتی یک روز

مدیرکل حوزه ریاست معاونت اجرایی رئیس‌جمهور در بخش دیگری از یادداشت خود آورده است که در تمام روزهای جنگ، کار دفتر معاونت اجرایی متوقف نشد. به گفته او، پنج‌شنبه و جمعه‌ای در میان نبود و جلسات، دیدارها، بازدیدها و پیگیری امور جاری دولت به‌طور مستمر ادامه داشت.

او نوشته است حتی در اوج حملات هوایی و با وجود مخاطرات امنیتی در ارتباطات تلفنی، دسترسی به قائم‌پناه قطع نشد و او برای برقرار ماندن زنجیره تصمیم‌گیری و تشکیل منظم جلسات دولت نقش جدی ایفا می‌کرد. به تعبیر رضایی‌ثمرین، اداره کشور در وضعیت جنگی عمدتاً مقابل دوربین اتفاق نمی‌افتد؛ گاهی حضور یعنی پاسخگویی به تماس‌ها در هر ساعت از شبانه‌روز، جلوگیری از تعویق جلسات و اتخاذ تصمیم‌های سخت زیر سایه حمله.

از پیگیری تأمین سوخت تا اطمینان از پرداخت مستمری‌ها

رضایی‌ثمرین به دو نمونه از پیگیری‌های میدانی قائم‌پناه در همان روزها اشاره کرده است:

  • پیگیری وضعیت سوخت: صبح روزی که انبارهای بنزین و تجهیزات پمپاژ سوخت در تهران هدف حمله قرار گرفت، قائم‌پناه به شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی رفت تا از نزدیک روند تأمین و توزیع سوخت را بررسی کند.
  • حضور در سازمان تأمین اجتماعی: در روزهایی که نگرانی‌هایی درباره پرداخت به‌موقع حقوق بازنشستگان مطرح شده بود، او در سازمان تأمین اجتماعی حاضر شد تا در صورت نیاز، به مدیران این مجموعه برای تسریع در پرداخت مستمری‌ها کمک کند.

به گفته نویسنده یادداشت، علاوه بر این موارد، بازدیدها، جلسه‌ها و پیگیری‌های دیگری نیز انجام شد که بخشی از آن‌ها در حافظه رسانه‌ها مانده و بخش بزرگ‌تر هیچ‌گاه به تصویر و خبر تبدیل نشده است.

حمله به نزدیکی دفتر و بی‌خانمانی در روزهای جنگ

رضایی‌ثمرین با اشاره به شدت حملات در آن مقطع نوشته است در اواسط جنگ، ساختمانی که تنها دو تا سه پلاک بالاتر از محل استقرار قائم‌پناه قرار داشت، هدف حمله هوایی قرار گرفت و پیش از آن نیز مجاورت دفتر اصلی هدف قرار گرفته بود. به گفته او، محل زندگی قائم‌پناه نیز با آغاز حملات به پاستور عملاً غیرقابل استفاده شد و به تعبیر خود او، در روزهای جنگ عملاً بی‌خانمان بود، با این حال حتی یک روز کار را تعطیل نکرد.

این مقام مسئول تأکید کرده روایت او تنها روایت شخصی نیست؛ وزیران و مدیران ارشدی که در آن روزها با قائم‌پناه جلسه داشته‌اند، با او در تماس بوده‌اند یا در پیگیری امور جاری دولت همراهش بوده‌اند، می‌توانند درباره حضور و فعالیت مستمرش شهادت دهند. به گفته او، کسانی که آن روزها در ساختمان‌های دولت حضور داشتند، به‌خوبی می‌دانند چه کسی پاسخگوی تلفن‌ها بود و چه کسی برای تداوم جلسات و تصمیم‌ها تلاش می‌کرد.

نقد آری، تحریف نه

نویسنده یادداشت در پایان تصریح کرده که هدف این نوشته، مصون‌سازی قائم‌پناه از نقد نیست. او نوشته است: «قائم‌پناه را نقد کنید، درباره سخنش سخت‌گیر باشید و از او توضیح بخواهید، اما نگویید در جنگ غایب بود. می‌توان منتقد اظهارات او بود، اما بی‌انصافی نکرد.»

رضایی‌ثمرین یادآور شده که قائم‌پناه در همان سخنرانی مورد بحث، از آمادگی برای شهادت و حتی قطعه‌قطعه شدن برای ایران سخن گفته، اما برای اثبات دلبستگی او به ایران تنها به همین کلمات استناد نمی‌کند؛ به باور او، رفتار آدم‌ها در روز خطر، گویاتر از هر سخنرانی است و آنچه نوشته، نه از روی بولتن‌ها و عکس‌ها یا شنیده‌های دیگران، بلکه بر اساس مشاهده مستقیم و حضور در صحنه بوده است.