اظهارات اخیر محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی رئیسجمهور، درباره نسبت میان حق غنیسازی و تهدیدهای دشمن علیه رهبر انقلاب، موجی از واکنش و پرسش در فضای سیاسی و رسانهای کشور ایجاد کرده است. او در سخنانی گفته بود اگر میدانست آمریکا قصد دارد رهبر انقلاب را به شهادت برساند، از غنیسازی دست برمیداشت و تأکید کرده بود قرار نیست همه شهید شوند، بلکه باید ایران بماند.
روزنامهنگاران و ناظران سیاسی اما این منطق را به چالش کشیدهاند. سایت تابناک در یادداشتی تحلیلی با اشاره به همین سخنان نوشت که چنین نگاهی بیش از آنکه یک تحلیل راهبردی باشد، بنیان تصمیمگیری در حوزه امنیت ملی را با پرسشهای جدی مواجه میکند.
آیا تهدید دشمن باید مبنای تصمیم ملی شود؟
محور اصلی نقد تابناک به این ایده بازمیگردد که آیا پاسخ طبیعی به تهدید دشمن، واگذاری حقوق و توانمندیهای راهبردی کشور است یا نه. در این یادداشت آمده است: اگر قرار باشد برای جلوگیری از هر هزینه یا تهدیدی، از یک حق اساسی عقبنشینی کنیم، در واقع به طرف مقابل این پیام را دادهایم که کافی است تهدید بزرگتری مطرح کند تا امتیاز بیشتری بگیرد.
به باور نویسنده، این رویکرد دیگر نامش عقلانیت نیست؛ بلکه تبدیل کردن ابزار فشار دشمن به معیار تعیین سیاست داخلی و خارجی است. چنین منطقی در نهایت به یک چرخه بیپایان از مطالبه و عقبنشینی منجر میشود؛ چرخهای که در آن هر بار بهانهای جدید برای واگذاری بخشی دیگر از منافع ملی پیدا خواهد شد.
چرا رهبری هدف تهدید قرار گرفت؟
بخش دیگری از این تحلیل به علت هدف قرار گرفتن رهبر انقلاب از سوی دشمن اختصاص دارد. تابناک تأکید کرده است که بخش مهمی از پاسخ را باید در مواضع صریح و قاطع ایشان درباره حق غنیسازی و حقوق هستهای ایران جستوجو کرد.
رهبر انقلاب بارها و بهصورت علنی بر حفظ حق غنیسازی بهعنوان یک حق مسلم و غیرقابل مذاکره تأکید کرده بودند و همین ایستادگی از نگاه دشمن، یکی از موانع اصلی در برابر فشارهای حداکثری بهشمار میرفت. از این منظر، یادداشت نتیجه میگیرد که نمیتوان همزمان از شهادت و جایگاه رهبری سخن گفت و هم پیشنهاد داد برای جلوگیری از آن، دقیقاً همان چیزی را واگذار کنیم که ایشان برای حفظ آن ایستادگی کرده و هزینه دادهاند.
به عبارت دیگر، اگر دلیل دشمنی و تهدید، پافشاری بر حق غنیسازی بوده است، عقبنشینی از این حق نهتنها پاسداشت آن ایستادگی نیست، بلکه عملاً تحقق خواسته طرف مقابل است.
«ماندن ایران» به چه معناست؟
قائمپناه در دفاع از دیدگاه خود از ضرورت «ماندن ایران» سخن گفته بود؛ تعبیری که تابناک آن را نیازمند تعریف دقیقتری میداند. در این یادداشت آمده است: ایران صرفاً به معنای سرزمین، جمعیت و زیرساختهای فیزیکی نیست.
استقلال، عزت ملی، امنیت پایدار، حاکمیت و حقوق اساسی ملت، اجزای جداییناپذیر مفهوم ایران هستند. اگر برای حفظ ظاهر یا بخشی از کشور، از مؤلفههای قدرت و حقوق بنیادین آن چشمپوشی شود، باید پرسید در نهایت چه چیزی از آن «ایرانِ حفظشده» باقی خواهد ماند؟
نویسنده یادآور شده است که تجربه سالهای گذشته نیز بهروشنی نشان داده است عقبنشینی در برابر فشار، لزوماً دشمن را راضی نمیکند. در بسیاری از موارد، هر امتیاز دادهشده، زمینهساز مطالبه بعدی شده و دامنه فشار را گستردهتر کرده است، نه محدودتر.
جایگاه گوینده و انتظار از دولت
نکتهای که حساسیت این اظهارات را دوچندان کرده، جایگاه گوینده آن است. محمدجعفر قائمپناه نه یک تحلیلگر یا فعال رسانهای، بلکه معاون اجرایی رئیسجمهور است و سخنان او از تریبون رسمی دولت مطرح شده است.
تابناک در پایان تأکید کرده است که به همین دلیل نمیتوان بهسادگی از کنار این مواضع عبور کرد. اگر این دیدگاه صرفاً یک برداشت شخصی است، انتظار میرود دولت و بهویژه نهاد ریاستجمهوری موضع رسمی و شفاف خود را اعلام کنند تا افکار عمومی دچار ابهام نشود.
اما اگر این نگاه بخشی از رویکرد تصمیمسازان دولت باشد، آنگاه پرسشهای مهمتری پیش میآید: چگونه میتوان همزمان از صیانت از منافع ملی سخن گفت و در عین حال پیشنهاد واگذاری یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت و بازدارندگی کشور را در برابر تهدید مطرح کرد؟
در جمعبندی این یادداشت آمده است: امنیت ملی با فرضهای «اگر میدانستم» اداره نمیشود و حق غنیسازی نیز کالایی نیست که بتوان آن را برای خرید امنیت موقت و مقطعی روی میز گذاشت. این حق، نتیجه دههها سرمایهگذاری علمی، هزینههای سنگین و پافشاری بر استقلال کشور است و هرگونه تصمیم درباره آن باید در چارچوب منافع بلندمدت و راهبردی ملت ایران سنجیده شود، نه در واکنش احساسی به تهدیدهای دشمن.
نظرات (0)