بحث بر سر جایگاه غنیسازی در سیاست هستهای ایران بار دیگر به صدر مباحث سیاسی بازگشته است. در پی اظهارات محمدجعفر قائمپناه درباره آمادگی برای چشمپوشی از غنیسازی در شرایطی خاص و دفاع یوسف پزشکیان، دستیار و مشاور رسانهای رئیسجمهور از این موضع، نقدها و پرسشهای جدی درباره منطق تصمیمگیری در حوزه مؤلفههای قدرت ملی مطرح شده است.
به گزارش تابناک به نقل از نیمروز، یوسف پزشکیان در واکنش به انتقادها، منتقدان اظهارات قائمپناه را به برخورداری از «سطح پایین توسعهیافتگی» متهم کرده و کوشیده است صورت مسئله را به اختلاف نظر ساده تقلیل دهد؛ رویکردی که به اعتقاد ناظران، به جای پاسخ به ابهامات اصلی، حاشیهای جدید بر بحث افزوده است.
دفاع پزشکیان و تقلیل مسئله به توسعهیافتگی
یوسف پزشکیان در دفاع از موضع قائمپناه گفته است که اگر کسی مخالف است، صریحاً مخالفت خود را اعلام کند. این جمله در ظاهر دعوتی به گفتوگو به نظر میرسد، اما منتقدان معتقدند اختلاف اصلی دقیقاً بر سر همین نحوه صورتبندی مسئله است.
از نگاه منتقدان، نمیتوان غنیسازی را صرفاً یک ابزار فنی و قابل معامله جلوه داد که هر زمان مصلحت اقتضا کرد، بیهیچ هزینه راهبردی کنار گذاشته شود. اینکه گفته شود «مخالفی؟ بگو مخالفم» بدون توجه به عقبه حقوقی، علمی و سرمایهگذاری چند دههای کشور در این حوزه، تقلیل یک موضوع راهبردی به یک انتخاب سلیقهای است.
پزشکیان در دفاع خود، انتقادها را به سطح توسعهیافتگی منتقدان نسبت داده است؛ در حالی که به باور تحلیلگران، توسعهیافتگی سیاسی دقیقاً به معنای توان تمایز میان نقد و تخریب، اختلاف نظر و دشمنی، و عقلانیت و عقبنشینی است. نقد سخنی که میگوید در صورت اطلاع از احتمال شهادت رهبری حاضر بود از غنیسازی دست بکشد، امری طبیعی در فضای سیاسی است و انتظار میرود پاسخ آن نیز مستدل و اقناعی باشد، نه مبتنی بر برچسبزنی.
غنیسازی؛ فراتر از فناوری، بخشی از قدرت ملی
یکی از محورهای اصلی این مناقشه، تلقی از ماهیت غنیسازی است. هیچیک از منتقدان، غنیسازی را امری «ناموسی» و غیرقابل نقد یا مقدس نمیدانند. بحث بر سر این است که این فناوری امروز به دانش بومی، سرمایه انسانی، هزینههای کلان و یکی از ظرفیتهای راهبردی کشور تبدیل شده است.
اگر معیار سنجش هر مؤلفه قدرت، وابستگی مستقیم حیات کشور به آن باشد، آنگاه بسیاری از ارکان قدرت ملی از دایره اهمیت خارج میشوند. حیات یک کشور تنها به سلاح و توان نظامی وابسته نیست؛ اقتصاد پایدار، امنیت انرژی، فناوری پیشرفته، امنیت غذایی، استقلال علمی و قدرت چانهزنی در نظام بینالملل نیز اجزای اصلی قدرت ملی به شمار میروند. توان هستهای صلحآمیز و دانش غنیسازی نیز میتواند در همین منظومه جای گیرد و به عنوان اهرمی برای تأمین انرژی، توسعه علمی و افزایش وزن دیپلماتیک ایران عمل کند.
از این منظر، غنیسازی نه یک تزئین فنی، بلکه بخشی از حق مسلم ایران ذیل معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و حق توسعه علمی و فناوری صلحآمیز است. واگذاری آن بدون دستاورد متقابل و صرفاً بر اساس فشار، به معنای چشمپوشی از یک سرمایه ملی خواهد بود.
خطر تسری منطق عقبنشینی به سایر عرصهها
نقطه حساستر این استدلال، زمانی آشکار میشود که فشار دشمن به عنوان متغیر تعیینکننده در محاسبه منافع ملی وارد شود. منتقدان میپرسند اگر غنیسازی را گزینهای بدانیم که «اگر به نفعمان بود ادامه میدهیم و اگر هزینه داشت متوقف میکنیم»، چه کسی و بر اساس کدام شاخص، نفع ملی را تعریف میکند و چرا تهدید و فشار خارجی باید در این معادله نقش محوری داشته باشد؟
تجربه دهههای گذشته نشان داده که مسئله طرف مقابل صرفاً یک فناوری خاص نیست، بلکه محدودسازی ظرفیتهای قدرت ایران در کلیت آن است. اگر امروز با منطق پرهیز از هزینه، از غنیسازی عقبنشینی شود، فردا همین منطق میتواند درباره توان موشکی، صنعت پهپادی، قدرت منطقهای یا هر مؤلفه دیگری از بازدارندگی مطرح شود. به بیان دیگر، پذیرش قاعده «واگذاری امتیاز برای کاهش فشار» میتواند به رویهای تعمیمپذیر تبدیل شود که در هر مقطع، بهانهای جدید برای مطالبه امتیاز تازه فراهم میکند.
در شرایطی که طرف مقابل صراحتاً بر محدودسازی ظرفیتهای راهبردی ایران تأکید میکند، هرگونه تصمیم درباره غنیسازی باید بر اساس منافع بلندمدت، محاسبه دقیق هزینه-فایده ملی و حفظ حقوق مصرح کشور اتخاذ شود، نه بر مبنای واکنش مقطعی به تهدید.
پرسش اصلی پیش روی دولت
در نهایت، آنچه به عنوان پرسش محوری باقی میماند، نه ناموسی بودن یا نبودن غنیسازی، بلکه نسبت تصمیم ملی با تهدید بیرونی است. آیا قرار است میزان حقوق و دامنه قدرت ایران را تهدید دشمن تعیین کند یا اراده ملی و مصالح راهبردی کشور؟
از دولت و بهویژه دستیار رسانهای رئیسجمهور انتظار میرود به جای تقلیل نقدها به سطح توسعهیافتگی منتقدان، به این پرسش بنیادین پاسخ دهد که چرا باید در میانه فشار و تهدید، از مؤلفهای که حاصل سرمایهگذاری ملی و بخشی از هویت علمی کشور است، چشمپوشی کرد و چه تضمینی وجود دارد که این عقبنشینی نقطه پایان مطالبات نخواهد بود.
گفتوگو درباره سیاست هستهای، از جمله غنیسازی، امری ضروری و نشانه بلوغ سیاسی است؛ اما این گفتوگو زمانی سازنده خواهد بود که حق ایران، استقلال تصمیمگیری و پیوستگی مؤلفههای قدرت ملی به عنوان اصول خدشهناپذیر در آن به رسمیت شناخته شود.
نظرات (0)