تجربه چهار دهه اخیر چین به یکی از مهم‌ترین مطالعات موردی در حوزه توسعه اقتصادی و حکمرانی تبدیل شده است. در برنامه اخیر شبکه افق که با عنوان «چین با شیب ملایم اما متوازن به اوج رسید» از خبرگزاری فارس بازتاب یافت، کارشناسان با مرور مسیر پکن از اواخر دهه ۱۹۷۰ تاکنون تأکید کردند که موفقیت چین نه حاصل یک جهش ناگهانی، بلکه نتیجه یک حرکت تدریجی، مرحله‌ای و به‌شدت متوازن بوده است.

عبور از شوک‌درمانی؛ انتخاب مسیر تدریجی

به گفته کارشناسان حاضر در این برنامه، نقطه تمایز اصلی چین با بسیاری از کشورهای در حال توسعه و حتی اقتصادهای در حال گذار پس از جنگ سرد، پرهیز از نسخه‌های شوک‌درمانی بود. در حالی که بسیاری از کشورها در دهه ۱۹۹۰ با آزادسازی دفعتی، خصوصی‌سازی گسترده و رهاسازی یکباره قیمت‌ها مواجه شدند و به بحران‌های اجتماعی و اقتصادی گرفتار آمدند، چین از سال ۱۹۷۸ و با آغاز اصلاحات دنگ شیائوپینگ، مسیر «عبور از رودخانه با لمس سنگ‌ها» را در پیش گرفت.

در این الگو، اصلاحات ابتدا به‌صورت آزمایشی در مناطق محدود مانند مناطق ویژه اقتصادی شنژن، جوهای و شیامن اجرا شد و پس از ارزیابی نتایج به سایر استان‌ها تعمیم یافت. نظام دوگانه قیمت‌ها، حفظ نقش دولت در کنار گسترش تدریجی بازار، و آزادی عمل محدود برای بنگاه‌های محلی باعث شد اقتصاد بدون فروپاشی ساختار اداری و اجتماعی، به‌آرامی به مکانیزم‌های جدید عادت کند. همین شیب ملایم، از بروز تورم‌های لجام‌گسیخته و بیکاری گسترده که بسیاری از اقتصادهای انتقالی را زمین‌گیر کرد، جلوگیری کرد.

توازن؛ کلیدواژه توسعه چینی

نکته دومی که در برنامه افق بر آن تأکید شد، متوازن بودن رشد بود. چین برخلاف الگوی رشد تک‌بعدی متکی بر یک بخش، همزمان چند محور را پیش برد:

  • توازن میان صنعت و کشاورزی: اصلاحات نخست از روستاها و نظام مسئولیت خانوادگی آغاز شد تا امنیت غذایی و درآمد کشاورزان تقویت شود و سپس به صنایع سبک و سنگین رسید.
  • توازن میان دولت و بازار: دولت ضمن حفظ مالکیت بر بخش‌های راهبردی مانند انرژی و بانکداری، فضا را برای کارآفرینی خصوصی و سرمایه‌گذاری خارجی باز کرد و با برنامه‌ریزی پنج‌ساله، مسیر کلی را هدایت نمود.
  • توازن میان رشد و معیشت: بر اساس آمارهای بین‌المللی، چین در چهار دهه اخیر بیش از ۸۰۰ میلیون نفر را از فقر مطلق خارج کرده است؛ دستاوردی که بدون سیاست‌های هدفمند فقرزدایی، توسعه آموزش و سلامت روستایی ممکن نبود.
  • توازن میان توسعه داخلی و تعامل خارجی: پیوستن به سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۱ نقطه عطفی بود که صادرات‌محوری را با جذب فناوری و سرمایه خارجی پیوند زد، اما بازار عظیم داخلی همواره به‌عنوان لنگر ثبات حفظ شد.

کارشناسان برنامه معتقد بودند همین نگاه متوازن باعث شد رشد اقتصادی چین علی‌رغم فراز و نشیب‌های اقتصاد جهانی، برای بیش از سه دهه به‌طور میانگین بالای ۸ تا ۹ درصد باقی بماند و حتی در سال‌های اخیر که رشد به محدوده ۵ درصدی تعدیل شده، همچنان یکی از بالاترین نرخ‌ها در میان اقتصادهای بزرگ باشد.

از کارخانه جهان تا آزمایشگاه فناوری

در ادامه برنامه، تحول جایگاه چین از «کارخانه جهان» به «آزمایشگاه فناوری جهان» مورد توجه قرار گرفت. در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ میلادی، مزیت اصلی چین نیروی کار ارزان و تولید انبوه بود، اما از اواخر دهه ۲۰۰۰ با سرمایه‌گذاری عظیم در تحقیق و توسعه، آموزش عالی و زیرساخت‌های دیجیتال، این کشور به پیشتاز حوزه‌هایی چون هوش مصنوعی، انرژی‌های تجدیدپذیر، خودروهای برقی، فناوری ۵G و صنایع فضایی تبدیل شد.

بر اساس گزارش‌های اخیر، چین اکنون بیشترین تعداد درخواست ثبت اختراع را در جهان دارد و شرکت‌هایی مانند هوآوی، BYD و CATL در زنجیره جهانی فناوری نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. با این حال، نکته قابل توجه این است که این گذار فناورانه نیز با همان منطق شیب ملایم انجام شد؛ یعنی به‌جای رها کردن صنایع سنتی، به‌تدریج آن‌ها را ارتقا داد و همزمان صنایع نوین را پرورش داد تا شکاف اشتغال و نابرابری منطقه‌ای عمیق نشود.

درس‌های تجربه چین برای کشورهای در حال توسعه

جمع‌بندی برنامه افق این بود که الگوی چینی، نسخه‌ای قابل کپی‌برداری عیناً برای دیگران نیست، اما حاوی درس‌های مهمی است. نخست اینکه توسعه پایدار نیازمند صبر نهادی و پرهیز از شتاب‌زدگی است. دوم، نقش دولت توسعه‌گرا به‌عنوان تنظیم‌گر و هدایت‌کننده بازار، نه جایگزین آن، همچنان حیاتی است. سوم، توازن منطقه‌ای و توجه به عدالت اجتماعی می‌تواند رشد را از یک شاخص صرف اقتصادی به یک پروژه ملی تبدیل کند که پشتوانه اجتماعی دارد.

در شرایطی که جهان با چالش‌هایی چون تورم، بدهی‌های فزاینده، گذار انرژی و رقابت‌های ژئوپلیتیک روبه‌روست، بسیاری از ناظران معتقدند تجربه «شیب ملایم اما متوازن» چین می‌تواند برای کشورهایی که به‌دنبال رشد بدون بی‌ثباتی هستند، الهام‌بخش باشد. چین امروز با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۸ تریلیون دلار، بزرگ‌ترین شریک تجاری بیش از ۱۲۰ کشور جهان است و ابتکار کمربند و جاده را به‌عنوان نمادی از همین نگاه تدریجی و شبکه‌ای به پیش می‌برد.

در نهایت، آنچه برنامه شبکه افق بر آن تأکید کرد این بود که اوج‌گیری چین، قصه یک شبه‌ره صدساله نیست؛ داستان ملتی است که با برنامه‌ریزی بلندمدت، آزمون و خطای کنترل‌شده و حفظ تعادل میان آرمان و واقعیت، توانست قله را فتح کند، بی‌آنکه در میانه راه دچار سقوط شود.