کشتار مردم معترض در میدان ژاله تهران در روز ۱۷ شهریور ۱۳۵۷، یکی از تلخترین و تعیینکنندهترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران به شمار میرود؛ روزی که به دلیل شدت خشونت نیروهای نظامی رژیم پهلوی، به «جمعه سیاه» شهرت یافت و در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شد. با گذشت نزدیک به پنج دهه، هنوز روایتهای متناقضی درباره عاملان و ابعاد این جنایت مطرح میشود که تازهترین آن، تلاش فرح پهلوی برای تبرئه همسرش از مسئولیت این کشتار است.
جمعه سیاه؛ از حکومتنظامی تا رگبار در میدان ژاله
در شهریور ۱۳۵۷ و در اوج اعتراضات سراسری علیه رژیم محمدرضا پهلوی، دولت وقت برای مهار موج انقلاب، در تهران و چند شهر دیگر حکومت نظامی اعلام کرد. با این حال، در صبحگاه ۱۷ شهریور، هزاران نفر از مردم تهران با وجود ممنوعیت تجمع، در میدان ژاله - که امروز میدان شهدا نام دارد - گرد هم آمدند. نیروهای ارتش که از پیش در میدان و خیابانهای اطراف مستقر شده بودند، به سوی جمعیت غیرمسلح آتش گشودند.
«فرد هالیدی» نویسنده و پژوهشگر برجسته روابط بینالملل و مسائل خاورمیانه، در کتاب «ایران: دیکتاتوری و توسعه» درباره ابعاد این فاجعه مینویسد: «در میدان ژاله تهران، بین سربازان و تظاهرکنندگان درگیری به وجود آمد و ... نزدیک به سههزار نفر کشته شدند». هرچند آمار دقیق شهدا در منابع مختلف متفاوت ذکر شده، اما همه روایتهای مستند بر وقوع کشتاری گسترده و سازمانیافته توسط نیروهای تحت امر حکومت پهلوی تأکید دارند. همین خشونت بیسابقه بود که نام «جمعه سیاه» را برای همیشه بر این روز ثبت کرد.
روایت فرح پهلوی در کتاب «کهندیارا»
فرح پهلوی در کتاب خاطرات خود با عنوان «کهندیارا» کوشیده است روایتی متفاوت از جمعه سیاه ارائه دهد؛ روایتی که مسئولیت کشتار را از دوش ارتش شاهنشاهی برمیدارد. او در صفحه ۲۷۵ این کتاب مدعی میشود: «این جمعه ۱۷ شهریور و به قول انقلابیون، این جمعه سیاه روز شومی در تاریخ میهنِ ما باقی ماند. ارتش که در میدان ژاله در انتظار تظاهرکنندگان بود، دستورهای دقیقی از تیمسار اویسی دریافت کرده بود... تیراندازان فلسطینی که با لباس مبدّل در میان مردم و یا برفراز بامها در کمین بودند [عامل تیراندازی بودند]».
این ادعا در سالهای اخیر نیز بارها از سوی چهرهها و رسانههای وابسته به جریان سلطنتطلب تکرار شده است؛ ادعایی که میکوشد با طرح نظریه «کار خودشونه»، کشتار را به گروههایی از مبارزان فلسطینی نسبت دهد که به گفته فرح، با لباس مبدل در میان جمعیت یا بر بام ساختمانها مستقر بودهاند و به سوی مردم تیراندازی کردهاند تا ارتش را بدنام کنند.
اسنادی که چهره «شاه مهربان» را مخدوش میکند
در مقابل این روایت، اسناد و خاطرات بهجامانده از نزدیکترین حلقه اطرافیان محمدرضا پهلوی، تصویر دیگری ارائه میدهد. سلطنتطلبان همواره تلاش کردهاند چهرهای دلسوز و مخالف خشونت از شاه بسازند و نقل میکنند که او میگفت «نمیخواهم تخت سلطنتم را روی خون مردم بنا کنم».
اما یادداشتهای «اسدالله علم» وزیر دربار پهلوی، این ادعا را به چالش میکشد. علم در خاطرات روز ۶ خرداد ۱۳۵۱ خود مینویسد: «عرض کردم: اگر واقعاً دست کسی به خون آلوده نباشد چرا باید کشته شود؟ برای صِرف همکاری با محرّکین، مجازاتِ اعدام زیادی است. شاهنشاه فرمودند: ولی در قانون محاکمات نظامی، اینها هم متهم در آشوب و بَلوا هستند و باید اعدام شوند! عرض کردم: درست است ولی وجداناً صحیح نیست؛ چه بسا راه بیایند و بعدها اصلاح شوند. فرمودند: مثل این است که تو هم پفیوز شدهای».
این مکالمه نشان میدهد برخلاف تصویرسازیهای بعدی، محمدرضا پهلوی نهتنها مخالف اعدام و سرکوب نبود، بلکه حتی در برابر تردید وزیر دربار خود نیز بر اجرای مجازاتهای سختگیرانه حتی برای همکاری ساده با معترضان پافشاری میکرده است.
واکنش پژوهشگران: این تاریخسازی است، نه تاریخپژوهی
«علیرضا زادبر» پژوهشگر تاریخ معاصر و استاد دانشگاه، در نقد ادعای فرح پهلوی میگوید فرح وقوع کشتار را انکار نمیکند، اما عامل آن را جابهجا میکند. به گفته او: «فرح میگوید که ۱۷ شهریور ۵۷ در میدان ژاله کشتار صورت گرفته بود، ولی این کشتار را چه کسانی انجام دادند؟ فلسطینیها! میگوید یک گروهی را از فلسطین آورده بودند، مردم را میکشتند به نام ارتش. یعنی همان هشتگ کارِ خودشونه».
زادبر میافزاید: «۱۷ شهریور ۵۷ وقتی مردم را در میدان ژاله به رگبار بستند، فرح در آن مستند میگوید که کار ارتش نبود! یک عده فلسطینی بالای ساختمانها ایستاده بودند، آنها به مردم تیر میزدند. این اسمش تاریخسازی است». او تأکید میکند: «فرح پهلوی میپذیرد که در شهریور ۵۷ کشتار دستهجمعی انجام شد ـ یعنی مردم را در یک جایی گرفتار کردند و به رگبار بستند ـ فرح میگوید که بله مردم کشته شدند، خونریزی اتفاق افتاد؛ ولی ما نکشتیم! فلسطینیها کشتند. این اسمش مطالعه تاریخ نیست، اسمش ساختن تاریخ است».
تصاویر و اسناد؛ راوی بیطرف حقیقت
علاوه بر اسناد مکتوب و خاطرات، دهها قطعه عکس و فیلم بهجامانده از جمعه سیاه نیز روایت فرح پهلوی را بیاعتبار میکند. در این تصاویر بهوضوح دیده میشود که سربازان و مأموران مسلح حکومت پهلوی با تجهیزات سازمانی ارتش، در میدان ژاله مستقر شده و به سوی جمعیت شلیک میکنند. پیکر شهدا و مجروحانی که در خیابانها نقش بر زمین شدهاند، خود سندی انکارناپذیر بر عامل اصلی این جنایت است.
کارشناسان تاریخ معاصر معتقدند تلاش برای تحریف وقایعی مانند جمعه سیاه، بخشی از پروژه بزرگتر جریان سلطنتطلب برای تطهیر کارنامه پهلوی و وارونهنمایی تاریخ است. به باور آنان، تا زمانی که اسناد ساواک، ارتش و دربار پهلوی، خاطرات مقامات آن رژیم و شهادت بازماندگان و خبرنگاران خارجی موجود است، انتساب کشتار ۱۷ شهریور به عوامل خارجی، ادعایی بیپایه و تلاشی بیفایده برای پاکسازی کارنامهای خونین تلقی میشود.
نظرات (0)