روزگاری ماجراجویان کلاه‌برسر با ادعای کشف سرزمین‌های تازه، اقیانوس‌ها را درمی‌نوردیدند و نام خود را بر نقشه‌ها حک می‌کردند؛ مسیری که اگرچه به نام کشف ثبت شد، اما ردپای ویرانی تمدن‌ها و غارت منابع را با خود داشت. امروز نسل تازه‌ای از همین سوداگران ظهور کرده است؛ نه با کشتی‌های بادبانی، بلکه با دوربین، گوشی هوشمند و اکانت‌های میلیونی. هدفشان دیگر ادویه و طلا نیست، بلکه «ویو» و «لایک» است.

برخلاف ظاهر بی‌ضرر این ماجراجویی‌های مجازی، آنچه در عمل رخ می‌دهد، نقض آشکار حریم جوامعی است که آگاهانه و از روی تجربه‌ای تلخ، تصمیم گرفته‌اند از دنیای مدرن فاصله بگیرند و دیده نشوند.

هدیه‌ای از جنس کوکاکولا در ساحل ممنوعه

یکی از جنجالی‌ترین نمونه‌ها، اقدام میخائیلو پولیاکوف، اینفلوئنسر آمریکایی است که به گزارش گاردین در سال ۲۰۲۵ راهی جزیره سنتینل شمالی در مجمع‌الجزایر آندامان هند شد. ساکنان این جزیره منزوی‌ترین انسان‌های روی کره زمین به شمار می‌روند؛ مردمانی که دهه‌هاست هر غریبه‌ای را با تیر و کمان از مرز خود می‌رانند و به صریح‌ترین شکل ممکن پیام داده‌اند: «اینجا نیایید».

پولیاکوف با کوله‌پشتی‌ای حاوی دوربین عکاسی، آینه، سوت، چند نارگیل و یک قوطی کوکاکولای رژیمی به ساحل نزدیک شد تا به‌زعم خود، این افراد را با جهان مدرن آشنا کند. او چند دقیقه در جزیره قدم زد، بدون آنکه موفق به کشاندن کسی به ساحل شود، و سپس به قایق خود بازگشت. اما انتشار ویدئوی این نمایش عجیب در یوتیوب، واکنش پلیس هند را به دنبال داشت؛ او بازداشت شد، حدود دو هفته را در زندان گذراند و جریمه سنگینی پرداخت کرد.

این ماجرا تنها یک ماجراجویی فردی نبود، بلکه نشانه‌ای از یک الگوی نگران‌کننده است که به‌سرعت در حال تبدیل شدن به یک «شغل» پردرآمد در فضای مجازی است.

معدن طلای الگوریتم؛ شکار انسان برای بازدید

سازمان بین‌المللی Survival International که از حقوق بومیان دفاع می‌کند، اعلام کرده حدود ۱۹۶ قبیله در جهان آگاهانه انزوا را برگزیده‌اند. بیشتر آن‌ها در جنگل‌های دورافتاده آمازون، حوضه‌های آمریکای جنوبی و جزایر آندامان زندگی می‌کنند و هرگونه ارتباط با دنیای بیرون را قطع کرده‌اند. این انزوا نه از روی ناآگاهی، بلکه نتیجه قرن‌ها تجربه خشونت، بیماری و استثمار است.

اما الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی به این حق انتخاب بی‌اعتنا هستند. برای یوتیوب، اینستاگرام و تیک‌تاک، عنوانی مانند «نخستین فیلم از قبیله‌ای دیده‌نشده» حکم معدن طلا را دارد. سوفی گریگ از همین سازمان می‌گوید تیمش ۱۲ حساب کاربری پرمخاطب را در این پلتفرم‌ها رصد کرده که حرفه اصلی‌شان همین «شکار انسان» است و مجموع دنبال‌کنندگان آن‌ها به ده‌ها میلیون نفر می‌رسد.

از این منظر، آنچه امروز با کلیک و اشتراک‌گذاری انجام می‌شود، تفاوتی با استعمار کلاسیک ندارد؛ فقط ابزار آن از تفنگ و کشتی به دوربین و هشتگ تغییر کرده است. فعالان حقوق بومیان تاکید می‌کنند احترام به «درِ بسته» یک اصل انسانی است؛ وقتی جامعه‌ای می‌گوید نمی‌خواهد دیده شود، وظیفه اخلاقی ما رعایت این حریم است، نه شکستن آن برای سرگرمی.

خطر زیستی؛ وقتی یک سرماخوردگی نسل‌کشی می‌کند

پیامد این کنجکاوی‌های جنجالی فقط اخلاقی نیست. قبایلی که قرن‌ها در انزوای کامل زیسته‌اند، در برابر بیماری‌های رایج دنیای مدرن هیچ ایمنی ندارند. حتی یک سرماخوردگی ساده یا ویروس سرخک که برای ما عادی است، می‌تواند برای آن‌ها به فاجعه‌ای مرگبار تبدیل شود.

بتو ماروبو، رهبر بومی دره جاواری در برزیل، هشدار می‌دهد که تنها یک تماس کوتاه می‌تواند در مدت کوتاهی همه اعضای یک گروه را به کام مرگ بکشاند. تجربه برزیل در سال ۱۹۸۷ نیز همین واقعیت تلخ را ثابت کرد؛ پس از شیوع بیماری‌های کشنده در پی تماس‌های اجباری، دولت این کشور سیاست خود را تغییر داد و حق تصمیم‌گیری درباره زمان و نحوه تماس را به خود جوامع بومی واگذار کرد.

به همین دلیل متخصصان می‌گویند هر ویدئوی چند دقیقه‌ای که برای هیجان مخاطب ضبط می‌شود، می‌تواند به قیمت نابودی کامل یک فرهنگ و جمعیت انسانی تمام شود.

از پاراگوئه تا پرو؛ تکرار یک سناریوی تکراری

ماجرای سنتینل تنها نمونه نیست. در پاراگوئه، ناتان سیستراند، اینفلوئنسر آمریکایی با حدود ۲۷۶ هزار دنبال‌کننده، به اتهام تعقیب قبیله منزوی آیورئو مورد انتقاد شدید قرار گرفته است. او خود را فیلمساز و حامی حقوق بومیان معرفی می‌کند، اما یک همکار سابقش ادعا کرده که سیستراند بارها به زیستگاه این قبیله رفته، دوربین‌های تله‌ای کار گذاشته و حتی به دنبال خرید دوربین حرارتی برای تصویربرداری در شب و میان بوته‌ها بوده است.

سیستراند همه این اتهام‌ها را رد می‌کند و می‌گوید اقداماتش قانونی بوده، با اجازه رهبران محلی انجام شده و پرداخت پول نیز بخشی طبیعی از فرآیند فیلم‌سازی است، نه رشوه. او حتی ادعا می‌کند دوربین‌ها برای ثبت تصاویر جگوارها نصب شده‌اند، نه انسان‌ها.

نمونه دیگر، پاول روزولی، بنیان‌گذار یک تشکل محیط‌زیستی در آمازون پرو است. او با انتشار فیلم‌هایی از قبیله ماشکو پیرو گفت می‌خواهد توجه جهان را به خطر نابودی جنگل جلب کند. اما نتیجه عملی کار، برعکس شد؛ ویدئوی او به نقشه راهی برای موج جدیدی از گردشگران و تولیدکنندگان محتوای تشنه بازدید تبدیل شد که حالا دقیقا می‌دانند برای شکار سوژه کجا بروند. مدافعان حقوق بومیان می‌گویند این نوع افشاگری‌ها بیش از آنکه صدای مظلومیت باشد، حریم خصوصی این جوامع را به حراج می‌گذارد.

بهانه قدیمی: اگر من نکنم، دیگری می‌کند

نکته قابل تامل، توجیه مشترک همه این افراد است. جمله معروف «اگر من نروم، یک نفر دیگر بالاخره می‌رود» که پولیاکوف نیز به نوعی به آن استناد کرده بود، به دستاویزی برای عادی‌سازی این رفتار تبدیل شده است. استدلالی که از دیرباز برای توجیه هر کار نادرست به کار رفته، اما از نظر منطقی و اخلاقی هیچ مجوزی ایجاد نمی‌کند؛ اینکه احتمال وقوع یک خطا توسط دیگری وجود دارد، دلیل نمی‌شود ما خود مرتکب آن شویم.

در نهایت، آنچه در ماجرای ماشکو پیرو، سنتینل و آیورئو دیده می‌شود، نوعی خودشیفتگی مدرن است که «حق تماشا» را بالاتر از «حق دیده نشدن» می‌نشاند. این تفکر می‌خواهد انزوای خودخواسته یک جامعه انسانی را به محتوایی چند دقیقه‌ای و هیجان‌انگیز برای چرخ‌دنده‌های الگوریتم اینستاگرام و یوتیوب تبدیل کند.

پرسش اصلی اینجاست: آیا ما واقعا حق داریم برای چند هزار بازدید بیشتر، حق بنیادین یک قوم برای تنها ماندن را قربانی کنیم؟ شاید وقت آن رسیده که وقتی جامعه‌ای با تمام نشانه‌های ممکن فریاد می‌زند «تنهایمان بگذارید»، این «نه» را بدون نیاز به ترجمه و تفسیر، جدی بگیریم.