اختلاف علی کریمی با جریان هوادار رضا پهلوی که از مدتها پیش با ادبیاتی تند در فضای مجازی جریان داشت، این روزها وارد مرحله تازهای شده است. به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، سطح این مشاجره تا جایی پایین آمده که طرفین حتی بر سر پرداخت صورتحساب رستوران نیز بهصورت علنی یکدیگر را به چالش میکشند؛ نزاعی که بیش از آنکه رنگوبوی سیاسی داشته باشد، تصویری از تشتت و بیاخلاقی درون اپوزیسیون خارج از کشور را به نمایش میگذارد.
از حکم حمایتی تا ایستادن مقابل پهلوی
علی کریمی همان چهرهای است که پیشتر هرگونه مخالفت با رضا پهلوی را به داشتن منافع در جمهوری اسلامی یا نقشآفرینی در انقلاب ۵۷ نسبت میداد و از حامیان سرسخت او به شمار میرفت. اما امروز، همین فرد در نقطه مقابل جریان سلطنتطلب ایستاده و به یکی از منتقدان تند آن بدل شده است. این چرخش، خود نشاندهنده بیثباتی و فردمحوری حاکم بر مناسبات اپوزیسیون است؛ جریانی که به نوشته منبع، حتی در حفظ ظاهر انسجام نیز ناکام مانده است.
در میانه این درگیری لفظی، طرفین یکدیگر را به اتهاماتی چون وابستگی به جمهوری اسلامی، پروژه بودن برای نهادهای امنیتی، بیتوجهی به مردم و سوءاستفاده از خون جانباختگان متهم میکنند. با این حال، آنچه فراتر از برچسبزنیهای متقابل اهمیت یافته، افشاگریهایی است که در جریان این نزاع از زبان خود بازیگران اصلی مطرح میشود.
افشاگری کلیدی؛ اتاق فکر و هشتگهای دیکتهشده
مهمترین بخش از اظهارات اخیر کریمی، اعتراف به صرف هزینههای هنگفت برای پیشبرد اهداف جریان پهلوی در فضای مجازی است. او بهصراحت از وجود یک پروژه سازمانیافته برای مدیریت افکار عمومی سخن گفته که در آن بودجهها به جای آموزش مدنی یا فعالیت سیاسی واقعی، صرف «ساخت و اجاره صدها اکانت، کانال و صفحه پرمخاطب» میشود.
به گفته کریمی، این شبکه از صفحات بهصورت متمرکز و «اتاق فکری» هدایت میشود؛ به این شکل که کلمات کلیدی، هشتگها و سوژههای تخریبی در ساعت مشخص به گردانندگان این اکانتها دیکته میشود تا موجی مصنوعی از خشم یا تحسین در شبکههای اجتماعی فارسیزبان ایجاد کنند. این توصیف، تصویری از یک عملیات روانی مهندسیشده ارائه میدهد که در آن حجم حمایت یا نفرت، نه جوششی خودبهخودی، بلکه تزریقی و برنامهریزیشده است.
سابقهای از ابهام درباره حسابهای مجازی کریمی
این اعتراف در حالی مطرح میشود که سابقه فعالیت مجازی خود کریمی نیز همواره با ابهام همراه بوده است. آذر سال گذشته، پس از فعالسازی قابلیت نمایش موقعیت مکانی کاربران در شبکه اجتماعی ایکس، مشخص شد حساب کاربری منتسب به علی کریمی از مبدأ انگلستان فعالیت میکند؛ در حالی که او پیشتر ساکن کانادا معرفی شده بود و اکنون در آمریکا زندگی میکند.
این ناهمخوانی، گمانهزنیهایی را که از زمان اغتشاشات سال ۱۴۰۱ مطرح شده بود، دوباره برجسته کرد. در آن مقطع، اخباری درباره واگذاری یا اجاره حساب کریمی به فردی اماراتی که ادعا میشد با سرویس اطلاعاتی اسرائیل در ارتباط است، منتشر شد. تفاوت محسوس لحن و سطح تحلیلهای سیاسی منتشرشده در آن حساب با ادبیات شناختهشده کریمی نیز به این شائبهها دامن زده بود. از همین رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اعتراف امروز او را باید جدیتر از یک اظهارنظر عادی تلقی کرد، چرا که گوینده خود تجربه حضور در چنین چرخهای را داشته است؛ هرچند هنوز روشن نیست این جدال اخیر نیز مستقلانه از سوی او هدایت میشود یا خود بخشی از سناریویی دیگر است.
دو واقعیت عریانشده از دل یک نزاع
صرفنظر از انگیزهها و واکنشهای تند سلطنتطلبان که به رویه معمول به فحاشی روی آوردهاند، افشاگری کریمی دو واقعیت مهم را برجسته میکند.
نخست، شکاف عمیق و غیرقابل ترمیم در اپوزیسیون خارجنشین. جریانی که زمانی تلاش میکرد با حمایت نظامی آمریکا و اسرائیل و حتی با استقبال از حمله به خاک کشور، موجودیت جمهوری اسلامی را پایانیافته جلوه دهد، امروز در عمل شاهد پابرجایی نظام، حفظ تمامیت ارضی و حضور حامیان ایران در خیابانهاست. ناکامی در معادلات کلان، یأس از آینده و سرخوردگی از گذشته، این جریان را به جان هم انداخته و آن را به ورطه تسویهحسابهای داخلی کشانده است.
دوم، فروپاشی اعتبار کنش مجازی بهعنوان معیار سنجش افکار عمومی. وقتی بخش قابل توجهی از هشتگها، ترندها و موجهای بهظاهر مردمی، حاصل اجاره اکانت و تزریق مصنوعی باشد، مرز میان اراده واقعی جامعه و محصول اتاقهای فکر بهطور کامل مخدوش میشود. براندازان همواره ادعا میکنند صدای اکثریت مردم ایران هستند، اما اگر چنین پشتوانه اجتماعی گستردهای واقعاً وجود داشت، نیازی به آرایش تصنعی فضای مجازی و تولید صدای بلندِ غیرواقعی نبود.
این افشاگری نشان میدهد آنچه در ماههای اخیر به عنوان «صدای مردم» در فضای مجازی علیه ایران بازتاب یافته، در بسیاری موارد نه برآمده از یک جنبش خودجوش، بلکه نتیجه پروژههای بودجهمحور و دستکاریشده است. جایی که زمان انتشار محتوا از پیش تعیین میشود، واژگان دیکته میشود و حجم واکنشها بهصورت مصنوعی بالا برده میشود، دیگر نمیتوان به انعکاس بیواسطه افکار عمومی اعتماد کرد. به تعبیر منبع، صداهای بلند این میدان، کمترین نسبت را با واقعیت کف جامعه و خیابان دارند؛ واقعیتی که در ماههای اخیر هم در فضای مجازی و هم در عرصه میدانی، عدم همراهی اکثریت با این جریان را بهوضوح نشان داده است.
نظرات (0)