در حالی که در ماههای اخیر توان دریایی جمهوری اسلامی ایران بار دیگر به کانون توجه معادلات امنیتی خلیج فارس تبدیل شده، بازخوانی کارنامه نیروی دریایی دوره پهلوی تصویر متفاوتی از وابستگی، هزینههای گزاف و ناکارآمدی عملیاتی را نشان میدهد. روایتی که اسدالله علم، وزیر دربار محمدرضا پهلوی، در یادداشتهای خود ثبت کرده، نمونهای گویا از این شکاف میان تبلیغات و واقعیت است.
از شکار شناور آمریکایی تا ادعای تسلط بر خلیج فارس
در هفتههای اخیر اخبار مربوط به اقدامات نیروی دریایی سپاه پاسداران در خلیج فارس خبرساز شده است؛ از جمله شکار یک شناور زیرسطحی بدونسرنشین آمریکایی که گمانهزنیها درباره بررسی و مهندسی معکوس آن را افزایش داده و همچنین هدف قرار گرفتن یک ناو آمریکایی که به عقبنشینی ناو هواپیمابر این کشور انجامید. این تحولات در کنار نقشآفرینی نیروی دریایی ایران در جریان درگیریهای اخیر، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نظامی، نشانهای از توان بازدارندگی بومی و کنترل مؤثر بر تنگه هرمز بهعنوان یکی از اصلیترین گذرگاههای راهبردی جهان تلقی میشود.
این وضعیت زمانی معنادارتر میشود که با آرزوهای محمدرضا پهلوی برای تسلط بر خلیج فارس و حتی گسترش حضور دریایی ایران تا اقیانوس هند مقایسه شود. شاه بارها این خواسته را بهعنوان یک هدف راهبردی مطرح میکرد، اما مسیر تحقق آن را به طور کامل به خرید تسلیحات از آمریکا و دیگر قدرتهای غربی گره زده بود؛ مسیری پرهزینه و وابسته که استقلال عملیاتی ارتش را به شدت محدود میکرد.
معاملهای که هر روز گرانتر میشد
اسدالله علم در بخش دیگری از یادداشتهای خود به نمونهای از این وابستگی مالی اشاره میکند. به نوشته او در روز جمعه ۱۶ آبان ۱۳۵۴، شاه با گلایه به سفیر آمریکا گفته بود: «به سفیر آمریکا بگو، شما ۶ عدد ناوشکنی که قرار بود به ما بدهید، اول گفتید یک عدد ۱۲۰ میلیون دلار میارزد؛ بعد گفتید ۲۶۰ میلیون، حالا میگویید ۳۳۸ میلیون دلار». این روایت که در جلد پنجم یادداشتهای علم، صفحه ۳۳۹ آمده، نشان میدهد حتی برای یک قلم تسلیحاتی، هزینهها در فاصله کوتاهی تقریباً سه برابر شده و ایران ناچار به پذیرش قیمتهای تحمیلی بوده است.
پرسش اصلی اما این است که آیا این هزینههای میلیون دلاری، کارایی متناسبی در میدان به همراه داشت یا خیر؟ پاسخ را باید در روایتهای میدانی جستجو کرد.
رزمایشی که به آبروریزی انجامید
یکی از مهمترین روایتها مربوط به رزمایش نیروی دریایی شاه در آبهای خلیج فارس است که با حضور محمدرضا پهلوی و شماری از مهمانان خارجی برگزار شد. علم این ماجرا را در یادداشت روز یکشنبه ۱۴ آبان ۱۳۵۲، جلد اول یادداشتها، صفحه ۳۹۵ چنین شرح میدهد:
به گفته او، برنامه با بازدید از چند مرکز آغاز شد و رأس ساعت ۱۰ مراسم رژه دریایی کلید خورد. به دلیل نامساعد بودن هوا، امکان تماشای مانور از روی کشتی سلطنتی مستقر در کیش وجود نداشت و حاضران از جمله شاه، علم و میهمانان خارجی از یک برج مراقبت دریایی نظارهگر رژه بودند. در میان مهمانان، نوه امپراتور اتیوپی نیز حضور داشت که خود فرمانده نیروی دریایی کشورش بود.
در این رژه، ۲۹ کشتی و یک ناوگان کامل از قایقهای اژدرافکن از مقابل جایگاه عبور کردند و با شلیک توپ به نشانه احترام ادای احترام کردند. پس از آن تعدادی هلیکوپتر و ۱۶ فروند هاورکرافت از مقابل جایگاه گذشتند. در همین زمان، شاه دستور داد چند فروند از کشتیهای مجهز به موشک، به سمت یک هدف فرضی شلیک کنند. برای این بخش دو ناو انتخاب شدند، اما نتیجه دور از انتظار بود:
- ناو اول بهکلی هدف را تشخیص نداد و شلیک مؤثری انجام نشد.
- ناو دوم حتی موفق به شلیک موشک از سکوی پرتاب نشد.
علم این صحنه را «افتضاح غریبی» توصیف میکند و مینویسد حضور مهمان اتیوپی، تلخی این ناکامی را دوچندان کرده بود. او از شدت عصبانیت دچار سردرد شدیدی شده و به گفته خودش به بیش از یک لیوان ودکا متوسل میشود. شاه نیز به شدت خشمگین بود اما تلاش میکرد آرامش ظاهری خود را حفظ کند. ناهار آن روز در فضایی پرتنش و عصبی صرف شد. علم در ادامه به وزیر دارایی که در کنارش نشسته بود، به کنایه میگوید اگر شلیکها طبق برنامه پیش میرفت، اکنون چه ستایشهایی از نیروی دریایی و ادعاهایی درباره تسلط بر خلیج فارس و اقیانوس هند به گوش میرسید.
ارتشی مدرن در ظاهر، وابسته در عمل
این ناکامی میدانی تنها یک اتفاق منفرد نبود، بلکه ریشه در ساختار وابسته ارتش پهلوی داشت. رابرت گراهام، خبرنگار سابق روزنامه فایننشالتایمز، در کتاب «ایران: سراب قدرت» مینویسد: «وابستگی ایران به متخصصان و افراد خارجی چنان شدید بود که انتظار نمیرفت ایران بتواند حتی به مدت یک روز بدون کمک آمریکا بجنگد و سلاحها را بهکار ببرد». این جمله که در صفحه ۱۷۹ کتاب آمده، به خوبی توضیح میدهد چرا تجهیزات پیشرفته وارداتی بدون دانش بومی و استقلال فرماندهی، در لحظه آزمون واقعی کارایی لازم را نداشتند.
روایت یک همافر سابق از تفاوت دو دوره
در همین زمینه، «مسعود شهریور» همافر سابق هوانیروز ارتش پهلوی نیز اخیراً در گفتوگویی با محمد منظرپور، سردبیر پیشین بیبیسی فارسی، به مقایسه ارتش شاهنشاهی و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی پرداخته است.
او با اشاره به نفوذ مستقیم مستشاران آمریکایی در ساختار فرماندهی پهلوی میگوید: «در دوره محمدرضاشاه، آمریکاییها مثلاً با استفاده از ژنرال هایزر به شاه دستور میدادند؛ یعنی تعیین تکلیف میکردند». به گفته او، ارتش آن دوره شاید از نظر تجهیزات مدرن به نظر میرسید، اما از لحاظ دانش سیاسی و تاریخی تهی بود.
شهریور با لحنی تند میافزاید: «تمام ژنرالهای ارتش شاه ـ که در هیچ جنگی شرکت نکرده بودند ولی آن همه یال و کوپال میبستند و آن همه نشان و مدال به سینه میزدند ـ خائن بودند. هیچکدام به میهن فکر نمیکردند و بیشتر به فکر جیب خودشان بودند؛ ولی امروز سپاهیها را میبینید که دارند میجنگند، اما نه نشانی و نه آرمی به سینه زدهاند. مردانه و شجاعانه از سرزمین خود دفاع میکنند».
این نظامی سابق در ادامه با اشاره به تجربه جنگ اخیر و از جمله حوادث روز ۹ اسفند و جنگ ۴۰ روزه که به شهادت جمعی از فرماندهان انجامید، تأکید میکند که ساختار نیروهای مسلح ایران از هم نپاشید و یگانهای مختلف از جمله بسیج، سپاه، نیروی هوایی و نیروی زمینی با اتکا به باور و شناخت، ایستادگی کردند. او استقلال بهدستآمده پس از انقلاب را عاملی برای عبور از خودتحقیری به خودباوری و خودکفایی میداند و میگوید: «امروز ملت ایران شجاعانه در برابر قدرتهای جهانی سینه سپر کرده و ایستاده است... من دست این نظامیها را میبوسم».
شهریور همچنین به نقش رهبر انقلاب در مدیریت و انسجام ارتش و سپاه طی سالهای گذشته اشاره میکند و معتقد است همین انسجام و روحیه ملیگرایی و ایراندوستی موجب شد نیروهای مسلح در آزمونهای سخت اخیر، آبدیده و پایدار باقی بمانند.
جمعبندی؛ از نمایش پرهزینه تا بازدارندگی بومی
مرور همزمان روایت علم از رزمایش ناکام سال ۱۳۵۲ و گزارشهای اخیر از تحرکات نیروی دریایی ایران در خلیج فارس، دو الگوی متفاوت از قدرت دریایی را در برابر هم قرار میدهد: یکی متکی بر خریدهای گرانقیمت، وابسته به مستشار خارجی و ناتوان در اجرای یک شلیک نمایشی در حضور مهمان خارجی؛ و دیگری متکی بر توان داخلی، تجربه میدانی و مدیریت بومی که حتی در شرایط تحریم و فشار، توانسته معادلات تردد در تنگه هرمز را تحت تأثیر قرار دهد. همین تفاوت است که به گفته ناظران، فاصله میان «نمایش قدرت» و «قدرت واقعی» را نمایان میکند.
نظرات (0)