کتاب ارزشمند «خون دلی که لعل شد» که به خاطرات آیتالله شهید سید علی حسینی خامنهای اختصاص دارد، روایتهای شنیدنی و کمتر شنیدهشدهای از سالهای دور به یادگار گذاشته است. یکی از تأثیرگذارترین این روایتها، داستانی است از دوران کودکی رهبر معظم انقلاب اسلامی، زمانی که پدرشان در بند دشمنان بود و ایشان با زبانی کودکانه اما دلی سرشار از ایمان، در آستان مقدس حضرت ثامنالحجج(ع) به نیایش ایستادند.
ماجرای زندانی شدن پدر
آیتالله سید علی حسینی خامنهای، پدر رهبر معظم انقلاب، در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل فعالیتهای مبارزاتی علیه رژیم طاغوت به زندان افتاد. این دوران برای خانواده ایشان سرشار از نگرانی و اندوه بود. همسر و فرزندان کوچکش هر روز را با امید به آزادی او سپری میکردند و در این میان، پسر خردسالی که بعدها خود رهبری انقلاب را بر عهده گرفت، بیش از دیگران متأثر بود.
توسل کودکانه در حرم رضوی
در بخش «تو آزادی» از فصل سیزدهم کتاب «خون دلی که لعل شد» به نقل از همسر آیتالله سید علی حسینی خامنهای آمده است که مادر ایشان، یعنی مادربزرگ رهبر انقلاب، پسرک خردسال را که سرشار از معصومیت، پاکی و عشق به عبادت بود، به حرم مطهر امام رضا(ع) میبرد. در آنجا به او میگفت که به وسیله امام رضا(ع) به درگاه خداوند متعال متوسل شود و برای آزادی پدرش دعا کند.
کودک با همان سادگی و خلوص کودکانه، رو به سوی ضریح مطهر میکرد و با امام هشتم(ع) به نجوا مینشست. این صحنه که سرشار از عاطفه و ایمان بود، بارها تکرار شد. اما شبی، حال و هوای این دعا متفاوت بود. آن شب، نشانههای اندوه و تأثر شدید در چهره کودک نمایان شد و او بهشدت به گریه و زاری افتاد.
اشکهایی که از عمق دل جوشید
روایتها حاکی از آن است که آن شب، پسرک خردسال چنان با سوز و گداز با امام رضا(ع) سخن گفت و اشک ریخت که مادربزرگ از کرده خود پشیمان شد. او که تاب دیدن این همه اندوه در چهره کودک را نداشت، با خود عهد کرد که دیگر این درخواست را از او نخواهد. کودک آنچنان با امام(ع) راز و نیاز میکرد که گویی امام را در برابر خود میبیند و با او سخن میگوید. کاسه صبرش لبریز شده بود و اینبار با زبانی سرشار از سوز، آزادی پدر را مسئلت میکرد.
اجابت دعا در کمتر از دو روز
اما شگفتآور آنکه تنها دو روز پس از این توسل پرشور کودکانه، تلفن خانه به صدا درآمد و صدای پدر از پشت خط شنیده شد. او آزاد شده بود و از خانه برادرش در تهران با خانواده تماس گرفته بود تا مژده آزادی خود را به آنان بدهد. این روایت شنیدنی، نمونهای روشن از قدرت ایمان و خلوص نیت است و نشان میدهد که چگونه دعای پاک و بیآلایش یک کودک میتواند زمینهساز گشایشهای بزرگ باشد.
کتاب «خون دلی که لعل شد»
کتاب «خون دلی که لعل شد» مجموعهای از خاطرات آیتالله شهید سید علی حسینی خامنهای (پدر رهبر انقلاب) است که در آن به رویدادهای مختلف زندگی خود و خانوادهاش پرداخته. این اثر علاوه بر روایت مبارزات و مجاهدتهای ایشان، تصویری از زندگی خانوادگی و تربیت دینی فرزندان ارائه میدهد که برای مخاطبان امروز بسیار عبرتآموز و الهامبخش است.
نظرات (0)