سید جعفر هاشمی، سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در برزیل، در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران جوان با تشریح ابعاد پرونده هسته‌ای و روابط تهران و واشنگتن، تأکید کرد که سطح نظارت‌های اعمال‌شده بر برنامه هسته‌ای ایران در جهان بی‌سابقه است و با وجود تردیدهای جدی نسبت به رویکرد آمریکا، پرهیز کامل از مذاکره به زیان منافع ملی خواهد بود.

بی‌اعتمادی به آمریکا اما ضرورت گفت‌وگو

هاشمی با اشاره به کارنامه آمریکا در قبال ایران گفت: «چه بخواهیم و چه نخواهیم، با عملکردی که آمریکایی‌ها در مسائل مختلف نسبت به ایران داشته‌اند، نمی‌توان به این کشور اعتماد کرد.» با این حال به گفته او، این بی‌اعتمادی به معنای نفی مطلق مذاکره نیست؛ چرا که کناره‌گیری یک‌جانبه از گفت‌وگو می‌تواند به محکومیت ایران در افکار عمومی جهان و متهم شدن به فرار از دیپلماسی بینجامد.

وی یادآور شد که دنیا شاهد بود ایران در میانه روند مذاکره هدف حمله قرار گرفت؛ حمله‌ای که از سوی آمریکا و اسرائیل صورت گرفت. از نگاه او، همین تجربه نشان می‌دهد که مذاکره باید ادامه یابد، اما با «تحفظ ویژه» و هوشیاری کامل نسبت به سابقه عهدشکنی‌های واشنگتن.

غنی‌سازی ۶۰ درصدی و حق فعالیت صلح‌آمیز

سفیر پیشین ایران در برزیل درباره توان فنی کشور در حوزه هسته‌ای تصریح کرد که غنی‌سازی ۶۰ درصدی اگرچه به عنوان یک عامل بازدارنده مطرح می‌شود، اما به‌تنهایی مانع تهاجم به کشور نشده است و نباید آن را تضمینی مطلق تلقی کرد.

او تأکید کرد که ایران به عنوان عضو معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) حق قانونی فعالیت در حوزه هسته‌ای صلح‌آمیز را دارد و دستیابی به این فناوری بدون اتکا به قدرت‌های به‌اصطلاح توسعه‌یافته، محصول توان و استعداد جوانان ایرانی است. به گفته هاشمی، همین پیشرفت مستقل، نارضایتی آمریکا و برخی قدرت‌های غربی را برانگیخته است، زیرا آنان نمی‌خواهند ایران به یک قدرت بزرگ منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.

وی افزود: با وجود خسارت‌های سنگینی که در سال‌های گذشته از طریق تحریم‌ها و فشارهای مختلف به کشور وارد شده، ایران با تکیه بر ظرفیت داخلی توانسته خود را بازسازی کرده و در سطوح بالاتری از فناوری و توسعه قرار گیرد.

بی‌سابقه‌ترین بازرسی‌ها و تأیید صلح‌آمیز بودن

بخش مهم اظهارات هاشمی به نظارت‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اختصاص داشت. او گفت: «هیچ کشوری در دنیا به اندازه جمهوری اسلامی ایران در معرض آزمایش و راستی‌آزمایی نسبت به صلح‌آمیز بودن فناوری هسته‌ای قرار نگرفته است. تعداد بازرسی‌ها در هیچ نقطه‌ای از جهان به این میزان نبوده و تعداد دوربین‌های نظارتی مستقر در مراکز هسته‌ای ایران نیز بسیار گسترده است.»

به گفته وی، نزدیک به ۲۰ گزارش رسمی آژانس به صراحت تأکید کرده‌اند که فعالیت‌های ایران کاملاً صلح‌آمیز و در چارچوب پادمان بوده و هیچ انحرافی مشاهده نشده است. با این وجود، آمریکا و اسرائیل با شکل‌دهی به ادراکات نادرست در فضای سیاسی آمریکا، تلاش کرده‌اند این واقعیت را نادیده گرفته و گزارش‌های آژانس را بهانه‌ای برای فشار بیشتر قرار دهند.

سه نگاه متفاوت در آمریکا نسبت به ایران

هاشمی با تحلیل فضای سیاسی ایالات متحده، سه جریان اصلی در قبال ایران را متمایز دانست:

  • جریان نخست: رژیم صهیونیستی که به گفته او مسئله‌اش اساساً هسته‌ای نیست و به دنبال فروپاشی کلیت نظام جمهوری اسلامی است.
  • جریان دوم: حامیان سرسخت اسرائیل در آمریکا مانند مارکو روبیو و لیندسی گراهام که خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی به هر شکل ممکن هستند.
  • جریان سوم: طیفی که منافع آمریکا را محور قرار می‌دهد و الزاماً در پی منافع اسرائیل نیست، اما رویکردی سودمحور و معامله‌گرانه دارد؛ افرادی مانند دونالد ترامپ و جارد کوشنر در این دسته قرار می‌گیرند.

وی در همین زمینه به نمونه‌ای از سودجویی اقتصادی اشاره کرد و گفت در جریان جنگ اخیر، با انتشار اخبار نادرست درباره جریان نفت و تنگه هرمز، قیمت نفت در مقاطعی ۴ تا ۵ دلار کاهش می‌یافت و برخی جریان‌ها اقدام به خرید گسترده می‌کردند و روز بعد با افزایش قیمت ناشی از نگرانی بابت انسداد تنگه هرمز، سود قابل توجهی به دست می‌آوردند. به اعتقاد هاشمی، چنین نگاه سوداگرانه‌ای موجب می‌شود حتی گزارش‌های مثبت آژانس نیز در عمل نادیده گرفته شود.

نقش اسرائیل در ایران‌هراسی و تخریب مذاکرات

سفیر پیشین ایران تصریح کرد که هرگاه مذاکرات با مشکلی مواجه شده، ردپای اسرائیل به وضوح دیده شده است. او گفت پس از سرقت اسناد هسته‌ای و انتشار چند کتاب در این زمینه، اسرائیل تلاش گسترده‌ای برای تبدیل «ایران‌هراسی» به یک هراس جهانی انجام داد، در حالی که گزارش‌های آژانس نشان می‌داد ایران هیچ تخلفی نداشته است.

به گفته وی، هدف اصلی این پروژه، جلوگیری از تبدیل ایران به یک بازیگر فعال و اثرگذار در منطقه بود؛ هدفی که با وجود فشارها، محقق شد و ایران جایگاه منطقه‌ای خود را تثبیت کرد.

روایت هاشمی از جنگ اخیر و ناکامی اهداف نظامی

هاشمی با مرور جنگ‌های ۳۰۰ سال اخیر علیه ایران یادآور شد که به جز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، کشور در بسیاری از جنگ‌ها بخش‌هایی از سرزمین یا حاکمیت خود را از دست داده بود، اما در تهاجم اخیر که به طور همزمان از سوی آمریکا به عنوان قدرتمندترین ارتش جهان، اسرائیل به عنوان یک قدرت هسته‌ای و با پشتیبانی ناتو صورت گرفت، مهاجمان نتوانستند زیرساخت‌های اصلی کشور را از بین ببرند.

او گفت مهاجمان تصور می‌کردند با ترور رهبر انقلاب به عنوان «عمود خیمه»، ترور فرماندهان ارتش و سپاه و ایجاد اختلال در مدیریت اجرایی کشور، نظام دچار فروپاشی خواهد شد، اما این محاسبه به کلی شکست خورد. به گفته وی، مدیریت دولت در تأمین مایحتاج عمومی در طول چهار تا پنج ماه جنگ «بسیار ارزنده» بود؛ هرچند گرانی و دشواری‌هایی برای مردم ایجاد شد، اما کشور هرگز سیمای یک کشور جنگ‌زده به خود نگرفت، در حالی که حتی در برخی کشورهای پیشرفته اروپایی، یک حادثه کوچک به غارت فروشگاه‌ها می‌انجامد.

هاشمی افزود: طرف مقابل گمان می‌کرد توان بازدارندگی ایران تضعیف شده، اما هر بار با اقدامی جدید غافلگیر شد؛ به طوری که «یک لانچر را هدف قرار می‌دادند و فردای آن روز از همان نقطه، موشک‌های جدیدی شلیک می‌شد.»

وی تأکید کرد که بر اساس ارزیابی‌ها، ایران در این نبرد «پیروز مطلق» و آمریکا و اسرائیل «شکست ۱۰۰ درصدی در حوزه سلطه» را تجربه کردند. به گفته او، خود آنان در اواخر جنگ اذعان کردند هر آنچه را می‌توانستند در حوزه نظامی انجام دهند به کار گرفته‌اند اما به نتیجه نرسیده‌اند. اهداف اولیه از جمله تهدید تمامیت ارضی و استقرار نیروها در مرز اربیل عراق برای ورود پس از حملات اولیه اسرائیل به پاسگاه‌های مرزی، با شکست مواجه شد و مهاجمان ناگزیر اذعان کردند که جنگ را به عرصه اقتصادی منتقل کرده‌اند؛ نشانه‌ای روشن از ناتوانی در دستیابی به اهداف از مسیر نظامی.

دیپلماسی منطقه‌ای و ضرورت نقش‌آفرینی روسیه و چین

سفیر پیشین ایران در برزیل درباره روابط با همسایگان جنوبی گفت: در شرایط کنونی باید به جای تعامل دسته‌جمعی، با هر یک از کشورهای حوزه خلیج فارس به صورت دوجانبه، پیمان‌ها و مراودات جدیدی تعریف کرد. وی توافق احتمالی میان ایران و عربستان را گامی درست دانست، اما یادآور شد که رقابت تاریخی میان دو کشور اسلامی همچنان پابرجاست.

او به پیمان دفاعی جدید میان عربستان، پاکستان و ترکیه اشاره کرد که اخیراً از ایران نیز برای پیوستن دعوت شده و آن را در صورت تحقق، اقدامی مثبت برای کاهش حساسیت‌های منطقه‌ای ارزیابی کرد.

هاشمی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر تجربه عهدشکنی‌های آمریکا گفت: برای تأمین بهتر منافع ملی، حضور قدرت‌هایی مانند روسیه و چین در روند مذاکرات ضروری است. به گفته او، هرچند برای دوستانی مانند قطر و پاکستان احترام زیادی قائل است، اما این کشورها در حد و اندازه ایستادگی در برابر فشار آمریکا نیستند و مشارکت مسکو و پکن می‌تواند توازن بهتری در مذاکرات ایجاد کند.

وی در نهایت بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های کشور در قبال آمریکا و اسرائیل تأکید کرد و گفت تجربه جنگ اخیر نشان داد که طرف مقابل هیچ پایبندی به قواعد بین‌المللی ندارد و حافظه تاریخی آن متفاوت از آن چیزی است که در دیپلماسی رسمی ادعا می‌شود.