ماجرای لقب «گرگ آدمخوار» برای رضاخان، به یکی از روحانیان سرشناس و پرنفوذ اصفهان در اواخر عصر قاجار و آغاز سلطنت پهلوی بازمی‌گردد؛ فقیهی مبارز که چهار دهه تجربه مبارزه با استعمار و استبداد را پشت سر داشت و در نهایت در کشاکش قیام علیه رضاشاه، به شکلی مشکوک درگذشت.

حاج‌آقا نورالله نجفی اصفهانی که بود؟

آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی که با عنوان «ثقةالاسلام» نیز شناخته می‌شد، فرزند حاج شیخ محمدباقر و نوه شیخ محمدتقی ایوان‌کیفی از علمای طراز اول اصفهان بود. او در سال ۱۲۸۷ هجری قمری در اصفهان به دنیا آمد و از همان کودکی در محضر پدر به فراگیری علوم دینی پرداخت.

برای تکمیل تحصیلات، راهی عتبات عالیات شد و در نجف و کربلا از محضر استادان بزرگی چون آیت‌الله میرزا حبیب‌الله رشتی و آیت‌الله میرزا حسن شیرازی بهره برد. پس از پایان تحصیلات حوزوی و انجام فریضه حج، به زادگاه خود بازگشت و کرسی تدریس را برپا کرد. نفوذ اجتماعی، سواد عمیق دینی و نگاه روشنفکرانه او، خیلی زود وی را به یکی از مرجع‌های فکری و اجتماعی اصفهان تبدیل کرد.

مبارزات پیش از رویارویی با پهلوی

پیش از آنکه نام رضاخان بر سر زبان‌ها بیفتد، حاج‌آقا نورالله کارنامه‌ای پربار در مبارزه با نفوذ بیگانگان داشت. او از پیشگامان مخالفت با امتیاز تنباکو در اصفهان بود؛ امتیازی استعماری که با فتوای میرزای شیرازی به شکست انجامید.

از دیگر اقدامات او می‌توان به تلاش برای تأسیس شرکت‌های تجاری بومی با هدف مقابله با سلطه اقتصادی غرب و همچنین مبارزه علمی و فرهنگی با مبلغان مسیحی اروپایی مقیم اصفهان اشاره کرد. این فعالیت‌ها نشان می‌داد که نگاه او به مبارزه، صرفاً سیاسی نبود، بلکه ابعاد فرهنگی و اقتصادی را نیز در بر می‌گرفت.

آغاز اختلاف با سردار سپه

سابقه اختلاف آیت‌الله نجفی اصفهانی با رضاخان به آخرین سال‌های سلطنت احمدشاه قاجار بازمی‌گردد. در آن مقطع، احمدشاه، رضاخان را به سمت وزارت جنگ و فرماندهی کل قوا منصوب کرده بود و این انتصاب با انتقاد صریح حاج‌آقا نورالله روبه‌رو شد.

نقطه اوج این اختلاف، دیداری بود که میان آن دو برگزار شد. در این ملاقات، حاج‌آقا نورالله با صراحت از ستمگری‌های حاکم نظامی اصفهان که منصوب رضاخان بود، سخن گفت و در توصیف عملکرد سردار سپه و زیردستانش، از تعبیر تند «گرگ آدمخوار» استفاده کرد. این تشبیه بی‌پرده، خشم شدید رضاخان را برانگیخت و به گفته منابع تاریخی، زمینه‌ساز فشارهای بعدی بر این عالم اصفهانی شد.

بر اساس روایت‌های تاریخی، مدتی کوتاه پس از همین رویارویی، نخستین سوءقصد به جان شیخ صورت گرفت که ناکام ماند، اما نشان داد تقابل وارد مرحله تازه‌ای شده است.

تشکیل «اتحاد اسلام» و مخالفت با نظام اجباری

مبارزه حاج‌آقا نورالله با رضاخان، متکی بر تجربه نزدیک به ۴۰ سال حضور در مبارزات دوران قاجار بود. او برای سازماندهی نیروها، تشکیلاتی با نام «اتحاد اسلام» را بنیان گذاشت که هدف اعلامی آن، مبارزه با نفوذ فرهنگ، اقتصاد و سیاست غرب در ایران بود.

برای همراه کردن بدنه جامعه، او هوشمندانه از موضوع قانون نظام اجباری (سربازی اجباری) آغاز کرد. طرحی که رضاخان برای ایجاد ارتش نوین دنبال می‌کرد، در نگاه حاج‌آقا نورالله و بسیاری از علما، مقدمه‌ای برای تحکیم استبداد و گسست مردم از سنت‌های دینی بود. مخالفت با این قانون، به ابزاری برای بسیج بازار و توده‌های مردم تبدیل شد.

از تعطیلی بازار اصفهان تا تجمع در قم

قیام علیه استبداد پهلوی اول در اصفهان با تعطیلی بازار کلید خورد؛ حرکتی نمادین که نشان از همراهی بازاریان و اصناف با مرجعیت داشت. در گام بعد، به دعوت حاج‌آقا نورالله، جمعی از علمای اصفهان، شیراز و دیگر شهرها راهی قم شدند و در این شهر اجتماع کردند.

این مهاجرت اعتراضی، به تشکیل «هیئت علمیه و روحانیه مهاجرین قم» انجامید؛ هیئتی که ریاست آن را خود حاج‌آقا نورالله بر عهده داشت و به‌عنوان کانون تصمیم‌گیری قیام شناخته می‌شد؛ به‌گونه‌ای که بدون نظر و مشورت او هیچ اقدامی صورت نمی‌گرفت. وسعت و انسجام این حرکت، زنگ خطر را برای دربار به صدا درآورد و رضاشاه را به شدت نگران کرد.

اهمیت قیام به حدی بود که دولت وقت، محمدعلی فروغی مشهور به مخبرالسلطنه، نخست‌وزیر و عبدالحسین تیمورتاش، وزیر قدرتمند دربار را برای مذاکره با مهاجرین به قم فرستاد. مذاکرات اولیه آغاز شده بود که ناگهان ورق برگشت.

مرگ ناگهانی و مشکوک در دی‌ماه ۱۳۰۶

در میانه مذاکرات، آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی به‌طور ناگهانی بیمار شد و پس از مدت کوتاهی، در دی‌ماه ۱۳۰۶ خورشیدی درگذشت. مرگ سریع و غیرمنتظره او، از همان زمان با تردیدهای جدی همراه بود و بسیاری از یارانش آن را مرگی مشکوک توصیف کردند.

نکته قابل تأمل آنکه دولت پهلوی هیچ توجهی به این واقعه نشان نداد و خبر درگذشت او حتی در هیچ‌یک از نشریات و جراید رسمی وقت منتشر نشد؛ گویی تلاش می‌شد این قیام و رهبر آن به سکوت سپرده شود.

در مقابل، آیت‌الله سیدحسن مدرس که خود از منتقدان سرسخت رضاشاه در مجلس بود، با برپایی مجلس ترحیم باشکوهی در تهران، عملاً سکوت حکومتی را شکست و جزئیات ماجرا و ابعاد قیام قم را به اطلاع مردم رساند. با درگذشت حاج‌آقا نورالله، اجتماع علما در قم نیز پراکنده شد و مهاجران به شهرهای خود بازگشتند، هرچند یاد و الگوی مبارزه او در حافظه تاریخی معاصر ایران باقی ماند.

نام حاج‌آقا نورالله نجفی اصفهانی امروز به‌عنوان نماد روحانی مبارزی به یاد آورده می‌شود که بدون واهمه، قدرت نوظهور پهلوی را به نقد کشید و هزینه آن را نیز پرداخت؛ فقیهی که تعبیر «گرگ آدمخوار» او برای رضاخان، به یکی از ماندگارترین تعابیر سیاسی در تاریخ معاصر ایران تبدیل شده است.