فصل سوم کاوشهای باستانشناسی در محوطه ایزگامدشت رامسر با کشفی قابل توجه آغاز شد؛ بقایای یک نوزاد حدود شش ماهه که در لایههای مرتبط با عصر مفرغ شناسایی شده است. به گفته انسانشناس جسمانی این هیأت کاوش، این یافته میتواند دیدگاهی تازه درباره ساختار جمعیتی و تفاوتهای زیستی جوامع ساکن غرب مازندران در هزاره دوم پیش از میلاد فراهم کند.
کشف نوزاد عصر مفرغ در نخستین ترانشهها
فرزاد فروزانفر، انسانشناس جسمانی تیم کاوش ایزگامدشت، اعلام کرد بقایای این نوزاد در نخستین ترانشههای گشودهشده در فصل سوم و در لایههای مربوط به سطح فوقانی عصر مفرغ به دست آمده است. بررسیهای اولیه نشان میدهد این نوزاد پسر بوده و در زمان مرگ، دندانهای شیری او تازه در حال رویش از لثه بودهاند.
او با اشاره به آغاز تازه این فصل از کاوش گفت هنوز برای قضاوت قطعی درباره پیوند یافتههای جدید با نتایج دو فصل گذشته زود است، اما نتایج ترانشههای ابتدایی امسال با بخشی از یافتههای پیشین تفاوت نشان میدهد و احتمال دستیابی به شواهد و لایههای جدید در ادامه کار وجود دارد.
جثه ظریف و احتمال وجود بیماری
بر اساس مشاهدات انسانشناسی، این نوزاد جثهای بسیار ظریف و نحیف داشته است. فروزانفر احتمال وجود بیماری یا عارضهای زمینهای را در این کودک مطرح کرد، اما تأکید کرد اظهارنظر دقیق نیازمند مطالعات تخصصی و آزمایشهای تکمیلی است.
به گفته وی، در صورت امکان مطالعه دقیقتر بهویژه بر روی دندانها، میتوان اطلاعات ارزشمندی درباره وضعیت سلامت، تغذیه و شرایط زیستی این نوزاد و بهطور کلی جامعهای که به آن تعلق داشته به دست آورد. آسیبشناسی زیستی و بررسی شاخصهای رشد در بقایای انسانی از محورهای اصلی مطالعات انسانشناسی جسمانی در این محوطه عنوان شده است.
رامسر؛ آزمایشگاه طبیعی برای مطالعه مرزهای قومیتی
این پژوهشگر با اشاره به جایگاه ویژه رامسر در مطالعات انسانشناسی جسمانی گفت: معمولا مرز جوامع انسانی را با عوارض طبیعی مانند رودخانهها و کوهها میسنجند، اما در انسانشناسی جسمانی، خود انسان با ویژگیهای کالبدی، جمعیتی و قومیاش معیار تمایز و مرزبندی است.
به گفته فروزانفر، بررسی جمجمه، آناتومی و سایر شاخصهای انسانشناختی در ایزگامدشت نشان میدهد گروههای انسانی ساکن این محدوده در برخی ویژگیها با جوامع شرق و غرب خود تفاوت دارند. این تفاوتها در مقایسه با مطالعات انجامشده در مناطقی مانند دیلمان، املش و تالش نیز مشاهده شده است.
وی تأکید کرد این تمایزها در واقع یک مرز زیستی و انسانی را میان اقوام ساکن جنوب دریای خزر ترسیم میکند؛ مرزی که تنها از طریق مطالعات دقیق جمجمه و آناتومی قابل ردیابی است و میتواند به بازسازی نقشه پراکنش اقوام کهن در کرانههای خزر کمک کند.
از اسلام متأخر تا عصر مفرغ؛ سه فصل کاوش در ایزگامدشت
محوطه باستانی ایزگامدشت در غرب مازندران یکی از معدود محوطههای شمال ایران است که توالی فرهنگی کمنظیری از عصر مفرغ تا دوره اسلامی را در خود جای داده و تداوم حدود ۳۶۰۰ ساله استقرار انسانی را نشان میدهد.
به گفته انسانشناس این پروژه، در فصل نخست کاوش آثاری از دورههای اسلامی متأخر و عصر آهن به دست آمد که نتایج آن در مقالات علمی منتشر شده است. فصل دوم نیز به شناسایی آثاری از دورههای میانی و بهویژه شواهد ارزشمندی از تدفینهای عصر مفرغ اختصاص داشت و طی آن سه گروه از جوامع کهن برای مطالعات انسانسنجی مورد بررسی قرار گرفتند.
فروزانفر افزود در مجموع سه فصل کاوش، نکات ظریف و مهمی درباره ساختار اجتماعی، الگوهای تدفین و ویژگیهای زیستی ساکنان این محوطه شناسایی شده که برای پژوهشگران حوزههای مختلف باستانشناسی، انسانشناسی و تاریخ اهمیت دارد. سال گذشته نیز دو مورد آسیبشناسی قابل توجه شامل یک کودک و یک زن جوان در همین محوطه ثبت شد که به گفته وی نمونههای مشابه آن در دیگر نقاط کمتر دیده شده است.
قدمت ۴۰۰۰ ساله و توالی فرهنگی کمنظیر
نخستین بررسیهای باستانشناختی ایزگامدشت در سال ۱۳۹۶ انجام شد و با کاوشهای تکمیلی و نمونهبرداری برای سالیابی مطلق در سال ۱۴۰۲ ادامه یافت. نتایج آزمایش کربن ۱۴ بخشی از لایهها را به عصر مفرغ میانی، حدود ۲۰۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد، منتسب کرده است.
علاوه بر عصر مفرغ، شواهدی از دوره آهن، دورههای تاریخی و دوره اسلامی نیز در این محوطه شناسایی شده که آن را به یکی از محوطههای کلیدی برای مطالعه تحولات فرهنگی، اجتماعی و جمعیتی غرب مازندران بدل کرده است. کشف بقایای انسانی و شناسایی بخشی از گورستان محوطه، امکان مطالعه جنبههای اجتماعی و آئینی تدفین و بازسازی تصویر زیستی ساکنان کهن را فراهم کرده است.
برنامههای پژوهش و حفاظت؛ از ژنتیک تا سایتموزه
به گفته پژوهشگران، در فصل سوم علاوه بر کاوشهای باستانشناختی، انجام سالیابی مطلق نمونههای انسانی و مطالعات ژنتیکی نیز در دستور کار قرار دارد تا پیشینه جمعیتی و پیوندهای خویشاوندی جوامع ساکن ایزگامدشت با دقت بیشتری روشن شود.
همزمان، از سال ۱۴۰۲ اقداماتی برای حفاظت و معرفی محوطه در قالب طرح سایتموزه آغاز شده است؛ از جمله تعیین عرصه، پیشنهاد حریم و تهیه پرونده ثبتی. این رویکرد با هدف حفاظت بلندمدت از بقایای باستانشناختی و ایجاد امکان بازدید و روایت تاریخی محوطه برای پژوهشگران، دانشجویان و جامعه محلی دنبال میشود.
پژوهشگران امیدوارند با ادامه کاوش در فصل جاری، شواهد بیشتری از دورههای قدیمیتر یا جدیدتر به دست آید و با تلفیق دادههای باستانشناسی و انسانشناسی جسمانی، تصویری کاملتر از زیست انسان در رامسر و سراسر کرانه جنوبی دریای خزر در هزارههای گذشته ترسیم شود. یافته جدید نوزاد شش ماهه نیز در صورت انجام مطالعات تکمیلی آزمایشگاهی میتواند اطلاعات تازهای درباره سلامت، تغذیه و ساختار جمعیتی این جوامع کهن در اختیار علم قرار دهد.
نظرات (0)